| |
|
ارسال : ۳۱ مرداد ۸۹
رضا جان شما در کجای کره زمين زندگی می کنيد که الان چندين سال است هيچ تماس تلفنی با ما نداشته ايد حتی يک نامه برای خانواده ات ارسال نکرده ای . در حال حاضر در ايران با دورترين نقطه ايران می توانی تماس تلفنی داشته باشی . پادگان اشرف در کجای کره زمين قرار گرفته . در آن بيابان برهوت در پادگانی بسته که ارتباطی با بيرون از پادگان نداريد برای چه هدفی عمر خودت را داری به تباهی می کشی .
|
|
ارسال : ۱۰ مرداد ۸۹
چـرا باید پدران ، مادران و برادران و خواهران پر احسـاس را که خواهـان ارتباط گیری با عزیزانشان در اشرف هستند و سالها از دیدار و تماس با آنها محروم مانده اند و هم اکنون در درب ورودی اشرف در انتظار ملاقات هستند ، رهبر عقیدتی مجاهدین آنها را در نهایت گستاخی مزدور بنامد؟ آیا چنین واکنش عصبی و نابخردانه توهین به شان و کرامت انسانها نیست ؟
|
|
ارسال : ۲۳ تیر ۸۹
آقای باقر حبیب پور بیش از دو دهه است که از دیدار فرزندش خانم فریبا حبیب پور محروم مانده است. مادر ( خانم فاطمه عدنانی ) و نیز برادر و خواهر فریبا نیز سالهاست امکان دیدار وی را نداشته اند. فریبا در اسارتگاه اشرف و در مناسبات فرقه مخوف مجاهدین گرفتار است. رهبران بیرحـم و بی احساس مجـاهدین اهمیتی به احساسـات سرشـار والدین چشـم انتظار فریبا نمی دهند ، آنان از درک عواطف خانوادگی و محبت پدرانه و مادرانه ناتوانند.
|
|
ارسال : ۲۴ خرداد ۸۹
ضمن عرض سلام واحوالپرسی امیدوارم كه حال شریفتان خوب بوده باشد. باری اگر حالی از خانواده خودتان خواسته باشید الحمدالله همگی صحیح و سالم بوده وهیچ غم واندوهی نداشته فقط دوری شما بی نهایت آنها را رنج میدهد. من می دانم شما ترس ازاین دارید كه اگر بیایید شما را آزار و اذیت می كنند چرا كه اینگونه به تو و امثال توالقاء میكنند . بخدا قسم چنین چیزی نیست .
|
|
ارسال : ۲۰ خرداد ۸۹
برادرعزیزم سالهاست که سعادت دیدارتو نصیبم نشده ولی همیشه به یادت بودم وهستم. امیدوارم سلامت وتندرست باشید و با یاری و خواست خداوند هرچه زودتربه کشورعزیزمان برگردی تا رنج این سالهای دوری با دیدارمان برطرف شود دلم برایت خیلی تنگ شده ومشتاق دیدارت هستم وانشالله که بزودی همدیگر را ببینیم.
|
|
ارسال : ۱۸ خرداد ۸۹
برادرم به من نگاه کن . دلت تنگ نیست ؟ دلت برای محله ات تنگ نیست ؟ چطوردلت برای برادرزاده های کوچکت که حالا مردی شده اند وهریک برای خود خانواده تشکیل داده اند وفرزندانی دارند ، تنگ نمی شود. گریه میکنی ! نه گریه نکن ، یکباربرای همیشه به خودت بیا . ازخدا بخواه تورا به جایی که تعلق داری برگردند، به شهرت ، به محله ات ، به کوچه وپس کوچه هایت ، دلت را به دریا بزن وبیا . همه چیزاینجا برای رفاه تو محیاست. باورکن .
|
|
ارسال : ۶ خرداد ۸۹
مطمئن باش درصورت بازگشت به وطن وخانواده ازهرنظرحمایتت میکنیم وتنهایت نمی گذاریم . آخرتوپاره تن ما هستی . باورکن دیگراشک مجالم نمی دهد . بیا تا ازنزدیک دیدارتازه کنیم وبه اندازه 20 سال با هم صحبت کنیم .با اکبرآقا عکس یادگاری گرفتم وبرایت می فرستم تا باورکنی سران سازمان به شما دروغ میگویند. بدان درصورت بازگشت به ایران هیچ مشکلی نخواهی داشت و در کنار اعضای خانواده ات براحتی زندگی خواهی کرد.
|
|
ارسال : ۳ خرداد ۸۹
ایرج جان، همینطورکه گفتم باقرخیلی خیلی سلام دارد الان اوهم خانه خریده وهم ازدواج کرده وآ نقدر دوست دارد که توهم هرچه زودتربه وطن برگردی و به زندگی خودت ادامه بدهی. اومیگوید برای ایرج خیلی حرفها دارم ولی میگذارم بعد از اینکه بیاید. برای اینکه تو مطمئن شوی ، وی با ما عکس یادگاری گرفت وعکس راهم برای شما فرستادم .
|
|
ارسال : ۲۱ اردیبهشت ۸۹
ما همه تمامی برادران وخواهرت خیلی خوشحال هستیم که درسلامت هستی وهمه آرزوی دیدارت را دارند برادران عبدالله – رحیم – اسماعیل وتمامی اهل فامیل برایت سلام گرم دارند.اینجا همه چیزبخوبی پیش میرود. هیچ مشکلی برای آمدن تو وجود ندارد. ماهمه ازتومیخواهیم هرچه زودتربه ایران برگردی .
|
|
ارسال : ۲۵ اسفند ۸۸
امیرخوبم دیگرتاب و توان دوریت را نداریم و جای خالی تو فقط با آمدنت پر می شود ترا به پریشانی دل زینب بیا تا دل پراشوبم آرام گیرد امیر جان خدا گواه است که تا حالا ناخواسته اسیر یک مشت چرندیات ساخته و پرداخته شده ای تو که ناخواسته گرفتار شدی اما حالا خواسته و به اراده خودت از دام بیرون بیا و زندگی را درسلامت و شادی تجربه کن.
|
|