• پیروزی مورد نظر گروه تروریستی مجاهدین همان اقدام هولناکی است که آقای استفان دی میستورا فرستاده ویژه سازمان ملل در امور سوریه می گوید حمله شورشیان در حلب به غیرنظامیان شهر او را “وحشتزده و شوکه” کرده است. وی گفت که حملات راکتی “بی امان و بدون تبعیض” باعث مرگ ده ها غیرنظامی در غرب حلب طی ۴۸ ساعت گذشته شده است.

  • به احتمال زیاد اگر ایران و عراق موفق به خلع سلاح مجاهدین خلق نمی شدند؛ این گروه به مبارزان جنگ نیابتی آمریکا علیه تهران در دو سوی مرز ایران و عراق تبدیل می شد. در آن هنگام مبارزان مجاهدین خلق خشونت مسلحانه با حمایت آمریکا را علیه ایران و عراق و دوشادوش گروه های تروریستی تحت الحمایه آمریکا انجام می دادند

  • هرچند گینگریچ در سخنرانی خود و حین حمایت از مجاهدین خلق از گفتن این نکته غفلت کرد که این ایرانیان تبعیدی ۳ دهه به دنبال دستیابی به اهداف خود با حملات تروریستی بودند و برخی از اولین قربانیان آن ها آمریکایی بودند. او حتی دراینباره هم سخن نگفت که هسته تروریستی این گروه روزی در عراق مستقر بوده و صدام حسین آن را تجهیز و حمایت می کرده است.

  • بر اساس این گزارش ۱۹۷ نفر از مجاهدین در سال ۲۰۱۳، ۲۷۸ نفر در سال ۲۰۱۴ و ۴۸۳ نفر در سال ۲۰۱۵ از عراق به تیرانا منتقل شده اند که مجموع این افراد به ۹۵۸ نفر می رسد. اخبار و گزارش ها حاکی از آن است که انتقال اعضای مجاهدین از کمپ لیبرتی به پایتخت آلبانی در چهارمین سال یعنی در سال ۲۰۱۶ به پایان خواهد رسید.

  • نخست وزیر آلبانی ادی راما اعلام کرد که دولت آلبانی انتظار دارد تا پایان سال جاری میلادی ۱۹۰۰ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق را که مخالف رژیم شیعی ایران و در حال حاضر در کمپ پناهندگی لیبرتی در نزدیک بغداد هستند به تیرانا راه دهد.

  • توبیاس الوود معاون فیلیپ هاموند گفت: ساکنان کمپ لیبرتی همچنان برای ما اهمیت دارند. سفارت ما در بغداد پیوسته با دولت عراق در این رابطه مذاکره می‌ کند و ما از فراخوان های سازمان ملل درباره اقدامات بیشتر برای حفاظت از ساکنان این کمپ حمایت می کنیم. ما برای انتقال این ساکنان به کشورهای ثالث با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل همکاری می کنیم.

  • به همین دلیل مناسبت‌ها؛ چه آنهایی که تولیدی خود تشکیلات بود، مثل: «مراسم ۲۶ مهر»، «پرواز تاریخ ساز؟!»، «سی خرداد»، . . . و چه مناسبت های ملی در ایران و چه برخی مناسبت های جهانی مثل ؛ روز زن، روز کارگر و . . . ، همگی جایگاه خاصی در تشکیلات مجاهدین داشته و بهترین نقش را در حل معضلات تشکیلاتی و سرگرم کردن نیروها و اعضای سازمان بازی کرده اند.

  • آنچه که در این میان گفتنی است اینکه سازمانی که روزی به خانواده های مجاهدین بعنوان حامیان خود در داخل کشور نگاه میکرد حال در اثر وطن فروشی رهبران این گروه، سازمان به جایی رسیده است که خانواده اعضای خود را دشمن اصلی این گروه محسوب میکند. ضمن اینکه خانواده ها نیز از اینکه عضوی از خانواده هایشان در مسیر اهداف فرقه ای و وطن فروشی های این گروه هزینه شده است شرمسارند و تلاش میکنند هرچه زودتر آنها را از چنگال رهبران جنایت کار این گروه نجات دهند.

  • گمان ابلهانه رهبری مجاهدین این است که قدرت منطقه ای ایران مثلاً ربطی به ماندن یا رفتن اسد دارد و به دنبال کلید واژه ای است که اثبات کند جمهوری اسلامی مجبور به برکناری اسد شده است، هر چند ماندن اسد خواست جمهوری اسلامی بوده است اما این مربوط به ۵ سال قبل می شود که دشمنان منطقه‌ای و جهانی اش آمده بودند که یک ماهه اسد را سرنگون سازند و پس از زورآزمایی با جمهوری اسلامی، ترجیح دادند که مذاکره کنند.

  • پیام مریم رجوی بر خلاف سالهای قبل از هیچ انسجامی برخوردار نبود و اگر از تبریک گفتن های وی به اعضای سازمان در لیبرتی، آلبانی ، شخص مسعود رجوی ، مردم ایران ، زندانیان سیاسی و بالاخره جمعبندی از سال ۹۴ که وی آنرا در بهت و ناباوری «پیروزی های پی در پی برای مجاهدین» ؟؟!! میخواند را کنار بگذاریم، بلحاظ سیاسی و اهداف سازمانی هیچ چیز مهمی را در بر نداشت.