• به مسعود رجوی اشاره کردید؛ اخبار مختلفی در مورد زنده یا مرده بودن وی منتشر شده است و مریم رجوی هم اخبار و اطلاعات دقیقی در این مورد به اعضای سازمان مجاهدین و افکار عمومی نمی دهد که خلاصه مسعود رجوی چه شد؟ تحلیل شما از سر نوشت مسعود رجوی چیست؟ آیا فکر میکنید مسعود رجوی زنده است یا مرده؟

  • ما که از قربانیان این فرقه تروریستی هستیم و هر کدام سال های زیادی از بهترین دوران عمر خود را در این تشکیلات فرقه گرا تلف کرده ایم از جنابعالی تقاضامندیم موارد نقض حقوق بشر در این سازمان را هم بررسی نموده

  • آیا میدانید که این سازمان با دخالت در امور سیاسی عراق و به بهانه های مختلف نظیر حفظ اشرف و حفظ اموال اشرف تعداد زیادی از نیروهای سازمان را در عراق به کشتن داده است و الان هم به بهانه های مختلف مانع ملاقات حضوری خانواده ها با فرزندان خودشان در کمپ لیبرتی عراق می شود و در امور مسائل انتقال نیروهای گرفتار در کمپ لیبرتی در کشور ناامن عراق سنگ اندازی و کار شکنی می کند؟

  • باید از مسعود رجوی و مریم رجوی پرسید که مگر شما همواره نمی گویید که خواستار تقویت جبهه ضد بنیاد گرایی و آزادی و برابری و عدالت اجتماعی هستید؟ آیا یک سازمان انقلابی و مبارز و دموکراسی خواه و بقول شما ضد بنیاد گرایی و ترور و خشونت ؛ همه ساله سالروز خشونت و ترور را گرامی می دارد؟ و آیا چنین سازمانی که اصرار می ورزد روی استراتژی ترور و خشونت میتواند دمکراتیک و ضد بنیاد گرایی باشد؟

  • همانطور که مطلع هستید فرقه رجوی سالیانه برای خروج از انزوای رسانه ای و تبلیغاتی و گرامیداشت سرآغاز “خشونت و ترور ” در سی خرداد ۱۳۶۰ خیمه شب بازی سالیانه خود را در ماه ژوئن برگزار می کند. این در حالی است که رهبری فرقه مجاهدین خلق با بحران های عمیق تشکیلاتی ناشی از فروپاشی اشرف و استقرار در کمپ لیبرتی مواجه می باشد ؛ کمپی که مریم رجوی آن را زندان لیبرتی می نامد و در عین حال تلاش می کند در این زندان نیروهای خود را همچنان اسیر نگاه دارند

  • موضوع جالب توجه دراین تحلیل پذیرفتن اصلی بنام ” واقعیت خارج ازذهن “ است که اگر بمعنی اظهار فضل نباشد، دراینصورت باید پذیرفت که سرکردگان باند رجوی ، برای اولین بار ، واقعیتی را فراسوی ذهن رجوی وجود دارد واو بعنوان نائب انبیا واولیا؟! ازهمه چیز باخبر نیست، مورد پذیرش قرار داده اند که اگر جدی باشد، تاثیر این طرزتفکر جدید را باید درعرصه های تشکیلاتی دید وعملا دریافت که دربیان وپذیرش این مفهوم ، چه میزان ازصداقت وجود دارد!

  • سومین سری از خانواده های قربانیان اسیر در لیبرتی تلاش فراوانی کردند که بتوانند چند دقیقه با فرزندانشان در کمپ لیبرتی عراق ملاقات کنند اما متاسفانه مسعود رجوی رهبر مجاهدین خلق این اجازه را در مقابل چشمان مسئولین کمیساریای عالی پناهندگان و سایر مدعیان حقوق بشر نداد . اما این خانواده ها اگر چه فرزندان خود را ندیدند اما موفق بودند و توانستند فریاد خود را به گوش وجدان های بیدار برسانند. اما وجدان های به خواب رفته هم می توانند روزی بشنوند؟

  • البته این خط ابلهانه ای که مسعود رجوی دنبال می کند راه به جایی نمی برد چون که اولا به لحاظ فاصله جغرافیایی کشور آلبانی با کشور عراق که همسایه ایران هست و ثانیاً به لحاظ سیاسی دولت آلبانی با دولت صدام حسین فرق می کند و ثالثا شرایط کنونی منطقه و بطور خاص شرایط اسف بار کنونی سازمان که به صورت همه جانبه در وضعیت بسیار وخیم و بحرانی قرار گرفته است ؛ اجازه چنین کاری را …

  • این فشار بحدی بود که در طول سال دو پسرخاله ایی که همانجا داشتم که در چند صد متری خودم بودند ولی اجازه دیدن آنها را نداشتم و هر کدام می ترسیدیم که بگوییم می خواهیم دوست، همشهری یا فامیل خودمان را ببینیم. در واقع احساس وعاطفه در درون هر کسی مرده بود ، یا بهتر بگویم ذره ذره میکشتند. گاها حتی افرادی بودند سال ها در یک فاصله ۲۰۰ الی ۳۰۰ متری از یکدیگر بودند ، ولی نمی توانستند همدیگر را ببینند.

  • ولی از آنجایی که رجوی هیچ راه دیگری بجز زیستن در بین شکاف ها را برای ادامه حیات ننگین اش و بقای تشکیلات قرون وسطایی اش که اکنون در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته است ؛ را نمی شناسد ؛ اکنون رجوی بعد از تنش‌هایی که بین ایران و کشور عربستان سعودی پیش آمده است ؛ می خواهد بعنوان یک شکاف از آن استفاده کرده و به ادامه حیات خار و خفیف و خائنانه اش چند صباحی بیفزاید. لذا در این رابطه این روزها مریم عضدانلو رییس جمهور مادام العمر و برگزیده شوهر فراری اش با دم تکاندن برای دولت عربستان سعودی سعی می کند که یک شکافی برای ادامه بقای سازمان فرقه گرای خود دست و پا کند.