• فعاليت و تلاش و کوشش خانواده ها در گرما و در سرمای عراق باعث شد پادگان نفرت انگيز اشرف را تعطيل و بعد ازآن کمپ ليبرتی را تعطيل کنند .

  • چند سال است که از شما خبر ندارم شماره تماسی هم از شما ندارم که با شما تماس بگيرم من و مادرت هر چند ايام پيری خودمان را طی می کنيم از طرفی نگران حال شما هستيم و مادرت از من می پرسد يعنی روزی می شود که ما بتوانيم حميد را ببينيم مدتی است که به آلبانی رفته ای حالا ديگر چرا با ما تماس نمی گيری ناسلامتی ما پدر و مادر تو هستيم من و مادرت روز شماری می کنيم که شما به آغوش گرم ما برگردی

  • زمانی که رجوی در پادگان اشرف نشست عمومی برگزار می کرد به افراد ناراضی تيکه می پراند می گفت فکر کرديد ما شما می فرستيم خارجه در دل بورژوازی که به ما بخنديد کور خوانديد مواظب باشيد النگوهايتان نشکند .

  • تير ماه 1367 بود رجوی ما را فرا خواند وقتی وارد سالن اجتماعات شديم با چهره های جديدی مواجه می شدم کمی پرس و جو کردم فهميدم نفرات را از خارج به عراق منتقل کرده اند بگذريم! بعد از آمدن رجوی و شروع نشست و توضيح رجوی در رابطه با عمليات و فتح تهران برای آنتراکت بيرون سالن می آمدم بيرون از سالن چه خبر بود اکثر افراد جديد بيرون از سالن با هم محفل گذاشته بودند از کشورهای مختلف آمده بودند به آنها نزديک شدم و حرفهای آنها را گوش می کردم دو نفری که به گفته خودشان از کانادا آمده بودند به يکديگر می گفتند فقط دعا کنيم بلايی سر ما نيايد

  • در مقابل مريم قجر را دريابيد در خارجه برای اين تروريست ها با دُمش گردو می شکند و به به چه چه برای آنها می زند و تا خرخره از آنها حمايت می کند آنها را انقلابی می نامد و در جلسات و همايشهای مريم قجر اکثر سران تروريست ها شرکت می کنند! واقعا مريم قجر صحنه سر بريدن کودک 12 ساله را مشاهده کند دلش به درد می آيد از خودش می پرسد از چه وحوشی دارد حمايت می کند فکر نمی کنم اتفاقا در اين رابطه خوشحال هم می شود مرگ بر تو مريم رجوی که برای منافع خودت تمام شرفت را زير پا می گذاری جای تعجب نيست مريم قجر به اعضای خودش چندين سال در کنار او هستند دلش به رحم نمی آيد

  • ما مطمئن هستيم فرزندان ما در کشور شما در کمپ سازمان مجاهدين به دنبال زندگی خود هستند و می خواهند آزاد و جدايی از سازمان زندگی کنند ولی آنها در کمپ زندانی هستند و آنها را شستشوی مغزی می دهند که مبادا سازمان را رها کنند و به دنبال زندگی خود بروند در اين رابطه ما نگران فرزندان مان هستيم در اين رابطه از شما مساعدت می طلبيم ما را ياری کنيد بعد از چندين سال دوری از فرزندانمان بتوانيم با فرزندانمان ملاقاتی داشته باشيم .

  • رجوی آنقدر بزدل و ترسو بود که با کوچکترين بحران در عراق دست زنش را می گرفت و پا به فرار می گذاشت و تا مدتی خودش را مخفی می کرد بحران در عراق به اتمام می رسيد سرو کله رجوی و زنش پيدا می شد بلافاصله نشست عمومی را برگزار می کرد و شروع می کرد به خالی بستن و از طرفی مريم قجر در نشست فرارشان را ماست مالی می کرد و با دروغ گويی در نشست با سناريوی از قبل تنظيم شده در نشست و با کمال پرويی می گفت مسعود دوش به دوش و در کنار شما بود هر چه به آن می گفتيم عراق خطرناک است مدت زمانی از خاک عراق برو بيرون تا بحران بخوابد گوش نمی کرد

  • رجوی رهبر فرقه دزد بزرگی بود و از هر فرصتی برای دزدی در عراق استفاده می کرد . قبل از شروع جنگ ائتلاف در عراق زنی بنام فرزانه ميدان شاهی در نشستی گفت برادر گفته اگر محلی را ديديد که وسايل نظامی و غير نظامی در آن محل بود و کسی در آن محل نبود برويد و همه وسايل و اقلام را جمع کنيد و به پادگان اشرف منتقل کنيد تمام اقلام عراق متعلق به ماست با شروع جنگ ائتلاف برای دزدی تيم هايی از کادرهای فرقه را سازماندهی کردند در فرصت مناسب به محل های خالی از سکنه مراجعه می کردند

  • رجوی و سرانش ايستادگی خانواده ها را با گوشت و پوست لمس کرده اند که مالک اصلی اسيران در بند همين خانواده ها هستند . خانواده ها در خواست های زياد و پيچيده ای از فرقه رجوی نمی خواهند فقط يک درخواست دارند آنهم ديدار با فرزندانشان است . همانطور که در فيلم مشاهده شد عناصر توجيه شده فرقه رجوی فکر کرده اند با داد و بيداد و و به زبان آوردن حرفهای ناسزا می توانند خانواده ها را سرکوب و از خواسته شان عقب نشينی کنند در مقابل خانواده ها مثل گذشته سفت و محکم بر سر موضع خود ايستاده اند و کوتاه نمی آيند

  • است به چهره های پدر و مادران که نگاه می کردم درد خودم را فراموش می کردم يک روز که در کنار کمپ ليبرتی بودم با صحنه ای مواجه شدم که تصورش برای من غير ممکن بود فرقه رجوی يک سری از عناصر خود را توجيه کرده بود که از فاصله نزديک هر چه بد و بيرا بود به ما می گفتند کلماتی را به کار می بردند که يک لات در جامعه اين کلمات را بکار نمی برد من از طريق نشريه و سايت خبر های فرقه را دنبال می کنم ولی به عينه وقاحت آنها را نديده بودم!