• مریم قجر عضدانلو در 30 مهر سال 1370 از طرف مسعود رجوی این مردک زنباره به عنوان به اصطلاح رئیس جمهور شورای ملی مقاومت انتخاب گردید .همان سال در جلسه ای که با حضور اعضا برگزار شده بود تعدادی از جمله هدایت متین دفتری مخالف اینکار بودند ولی نمی دانست رجوی حرفش یک پا دارد

  • موج های ترورهای کور که شامل عموم مردم و پاسداران و مسئولین دولتی میشد به واسطه شرایط روزهای اول انقلاب و سطح پایین حفاظت های امنیتی هرچند روز اجرا میشد . خیلی از ترورهای کور که به عملیات مهندسی معروف شده بود فقط براساس مشاهدات گشت های موتورسیکلت دونفره مجاهدین قناعت نمودن به شکل ظاهری افراد، بی آنکه شغل و اسم فرد حتی چک شود

  • سازمان ضمن ادامه ترور و انفجار حزب جمهوری اسلامی در 7 تیر و نخست‌وزیری در 8 شهریور و فرار بنی‌صدر و رجوی به فرانسه درتحلیل ناکامی "استراتژی ضربه‌ای" تأکید می‌کرد" نوک هرم حاکمیت ضربه خورده و حال باید با ضربه‌های پیاپی به بدنه هرم، جلوی ترمیم ضربه 7 تیر و 8 شهریور را گرفت

  • بله سازمانی که در سال شصت تعداد قابل توجهی را به تظاهرات در تهران کشانده بود اکنون حدود سه هزار و سیصد نفر نیروی سالخورده و بیمار دارد که در کمپ لیبرتی عراق گرفتار هستند و منتظر انتقال به کشورهای امن ثالث هستند و سازمان اکنون برای برگزاری مراسم همان سی خرداد سال شصت که آن همه خطر کشته شدن و دستگیری داشت ؛ بقول خودش پانصد هزار نفر را به خیابانها کشانده بود قادر نیست که پانصد نفر را به این مراسم بی خطر بیاورد و مجبور هست که از چند ماه قبل با خرجهای کلان و با وعده و وعید های دروغین عده‌ای از افغانی ها و دانشجویان بلوک شرق و آفریقایی ها را به این مراسم رسوا و تکراری و بی رونق بکشاند. و به نظر بنده دلیل اصلی این وضعیت اسف بار سازمان مجاهدین در شرایط کنونی کارنامه سیاه و سراسر خیانت بار رجوی در این سالیان هست که در بالا به گوشه ای از از به صورت گذرا اشاره کردم.

  • رهبران سازمان میخواستند با کمک صدام درداخل انقلابی دیگر بکنند و با این هدف بود که به صدام کمک کردند و هر روز در کشور یک تظاهرات یا انفجار ویا ترور شروع شد، واین کمک دیگر رجوی به صدام بود که حکومت نتواند تمام عیار فکرش به جهبه ها باشد وبعداً رجوی دید که شرایط اینطورکه هست نخواهد بود وهمه چیز لو خواهد رفت

  • حال اگر پس از این سالها نگاهی به دستاوردهای تروریستی این فرقه بنماییم به روشنی مشخص است :نه آنکه این دور از خشونتها هیچ تاًثیر مثبتی بر جامعه ایران نگذاشته بلکه هیچ کمکی نیز حتی به مسئولین این فرقه در جهت دستیابی به اهداف شومشان نکرده است . تنها نتیجه این دور از خشونتها هزاران کشته، مجروح و مصدوم بوده است.در جریان این دور از عملیات تروریستی فرقه مجاهدین خلق هزاران انسان بیگناه کشته شدند. صدها کودک، زن و مرد اعم از پیر و جوان در خون خویش غلطیدند بی آنکه هیچ گناهی مرتکب شده باشند.

  • بعداز سی خرداد سال 1360 ٬ سازمان وارد مسیری شد که محکوم به نابودی و شکست بود! هرچه زمان میگذشت جنایات و خیانتهای رجوی بیشتر میشد! آنها وارد مبارزه ای مسلحانه با کشور خود و مردم خود شدند.از به کشتن دادن نیروهای خود در درگیری های خیابانی و کشتن بعضا نفرات عادی کوچه و خیابان٬ به بهانه و با توجیه اینکه طرف با مسجد محله اش همکاری داشته یا در مسجد نماز میخوانده است پس حزب الهی است و باید کشته شود تا دادن خط وخطوط غلط به کسانیکه در درگیری یا ماموریتهای خیابانی دستگیر میشدند.

  • سی خرداد٬ سرفصلی است که گروه تروریستی مجاهدین٬ هرساله مراسم میگیرد و از یک ماه قبلش هم در این خصوص برنامه های ویژه ای در شو تلوزیونی خود٬ ترتیب میدهد.مصاحبه های گوناگون با سران فرقه که پر واضح است که تمامی این صحبتها هم از پیش معین و دیکته شده است! اما چیزی که در چند سال گذشته بیش از پیش مسخره بودن این مراسم را نشان میدهد٬ استفاده فرقه رجوی از اتباع کشورهای دیگر است! افرادی از کشورهای اروپای شرقی را به بهانه شرکت درکنسرت٬ با هزینه سازمان٬ پرداخت پول تو جیبی٬ بلیط رفت و برگشت و غذا و ... راضی میکنند که به محل مراسم بیایند تا بتوانند لااقل در فیلمبرداری که میشود٬ تعدادی را نشان بدهند!

  • سی خرداد رجوی را ابتدا به فرانسه و نزدیکی با احزاب دست راستی اروپایی و بعد به عراق و همدستی با حزب بعث و در نهایت او را به متحد استراتژیکی صدام تبدیل می کند ، مجاهدین را همدوش با نیروهای صدام علیه مردم ایران وارد جنگ می کند . سی خرداد بیشترین هزینه را بر مردم ایران تحمیل کرده است .