• تکرار و تکرار و تکرار اسم رهبری در فرقه رجوی به حدی است که شما پس از مدتی که در مناسبات سازمان زندگی کنی این موضوع به یک امر کاملاطبیعی تبدیل میشود.موضوع به گونه ای است که در دین ما گفته شده برای اینکه خدا را از یاد نبرید روزی 5 بار در نماز خواندن او را یاد کنید! اما در فرقه مجاهدین افراد لحظه به لحظه و به عناوین مختلف بایستی رجوی را یاد کنند!در تمامی مکانهای سقف دار و حتی در خیابانها به تعداد زیاد و با ژستهای مختلف عکس رجوی نصب شده است.

  • مهوش سپهری که جانشین مسعود رجوی در ارتش بود علنا در نشستها میگفت که ما نیازی به نظر یا عقیده شما نداریم . ما اساسا مغز نمیخواهیم که فکر کند .ما مجاهدی میخواهیم که فقط بشنود و اجرا کند! او میگفت که علت سرنگون نکردن هم همین بوده که شما حتما بایستی قانع شوید تا انجام دهید!

  • در فرقه ها بطور عام و در فرقه تروریستی رجوی بطور خاص این تاکتیک به یک اصل در سازمان تبدیل شده بود! مسئولین سازمان طوری وانمود میکردند که خانواده کانون فساد و تباهی در جهان است و تمامی اعضا بایستی خانواده و پدر و مادر و عزیزانشان را مانند هیولایی خون آشام که برای جدا کردن آنها از رستگاری بسیج شده اند و دشمن هستند بدانند و همین موضوع باعث شده بود که اعضای سازمان به پدران و مادران سالخورده خود فحش و ناسزا میدادند و به آنها با سنگ آسیب میرساندند!

  • یکی از ترفندهای فرقه رجوی برای امروزی و مدرن نشان دادن خود تبلیغ بر روی زنان و اموراتی که بآنها مربوط میشود است. از راه انداختن همایش های مختلف تا هرساله برگزاری مراسم در هشتم مارس که روز جهانی زن است و سخنرانی مریم رجوی و .... چون واقعیت اینست که در تمامی مجامع امروزی زن و برسمیت شناختن حقوق زن یکی از شاخص های مدرنیزه شدن آن جامعه بحساب میآید!

  • یکی از چیزهایی که در سازمان داشتنش بشدت جرم و خطا محسوب میشد پول بود! علت اصلی آنهم این بودکه مبادا افراد با داشتن مقداری پول بفکر خروج از سازمان و فرار بیفتند. من خودم بدلیل مسئولیتی که در سازمان داشتم ماهی چند روز مجبور بودم که به قرارگاه های مختلف سفر کنم و چون فرمانده اکیپ بودم مقداری پول فقط به میزانی که احیانا برای بنزین زدن یا کار اورژانسی نیاز بود در اختیارم گذاشته میشد

  • واقعیت اینستکه در سازمان مجاهدین که خودرا یک سازمان انقلابی و اسلامی میداند بدلیل خط و خطوط اشتباه و مکرر توسط مسعود رجوی به بیراه رفتند . رجوی جنایتکار از یک سو برای خود حرمسرا و استخر مصنوعی و رقص رهایی براه میانداخت و از سویی دیگر نیروهای خود را از داشتن طبیعی ترین موضوعی که هر انسانی یا بهتر بگوییم هر موجود زنده ای از آن برخوردار است محروم کرده بود

  • ر فرقه عقب مانده رجوی که میتوان آنرا بعنوان یک فرقه متحجر به تمام معنی معرفی کرد هیچکس حق ندارد نظر خودش را داشته باشد و همه کادرها و نیروها بایستی نظراتشان را با آنچه که از بالاو نقطه رهبری گفته میشود تنظیم کنند! برای مثال هرکس در فرقه رجوی بخواهد در خصوص مسائل پیرامون خودش اعم از مسائل سیاسی یا تشکیلاتی و یا ایدئولوژیکی تفکری داشته باشد و بخواهد آنچه را که بآن معتقد است را آزادانه بیان کند و از عقیده خود دفاع کند به یک عنصر بریده تشکیلاتی تبدیل میشود

  • در فرقه رجوی کسی که از رهبری سازمان انتقاد میکرد بنوعی بزرگترین گناهی که میتواند وجود داشته باشد را مرتکب شده که مجازات و تاوان این گناه فقط و فقط مرگ است! شروع دیکتاتوری در سازمان هم از آنجا آغاز شد که این سنگ بنا توسط مریم رجوی در سازمان گذاشته شد! او علنا در نشستها میگفت که مسعود معصوم است و کسی که به ذهنش بزندکه مسعود مرتکب اشکالی یا انتقادی است خود بزرگترین گناه تشکیلاتی را مرتکب شده است.

  • بطور کلی این سیاست فرقه رجوی است که به مجرد اینکه حس کند درحال به خطر افتادن است تغییر موضع میدهد و آنچنان عقب نشینی می کند و این عقب نشینی خود را توجیه میکند که اگر بیننده یا شنونده و هرکسی که از بیرون به داستان نگاه میکند کمی نابلد باشد به ذهن خودش شک می کند که مگر اینها همانی نبودند که تا دیروز چیزی دیگر میگفتند؟!!

  • بعد که کلی سر این داستان زمینه چینی کرد وارد بحث امام زمان شد فلسفه امام زمان هم در برپایی عدالت و رساندن حق به کسانی است که نتوانستند در دنیا به حق خود برسند و مرتبا این بحث امام زمان را به خود سازمان ربط میداد که ما هم بدنبال همین هستیم و .... و چون در فریفتن تبحر خاصی هم دارد به یکباره یکی از کادرهای سازمان بنام یحیی که دندانپزشک سازمان هم بود در نشست بلند شد و با حالتی خیلی منقلب شده گفت برادر مسعود من میخواهم بگویم که شما خود امام زمان هستید