• اکنون نیروها و اسیران بریده و به شدت مسئله دار اعزامی به آلبانی نمی دانند ازچه کسی و چگونه طلب کاری کنند. رجوی نیست. مریم هم در فرانسه و اصلا با آنها رودررو نشده و نمی شود و آنها هم از اسارتگاه جدید آلبانی نمی توانند خارج شده ویا دست به هیچ اقدامی بزنند .

  • خانم سیده رویه رضایی مادر اصغر محمدی کامیاب می گوید: فرزندم اصغر در سال ۱۳۶۷ به اسارت سازمان مجاهدین خلق درآمد. طی سال های طولانی هیچ گونه خبری از وی نداشتم تا این که در سال ۱۳۸۲ سران سازمان اجازه دادند در زمان خیلی محدود و تحت نظارت و کنترل شدید، یک بار با فرزندم ملاقات کنم

  • چرا نمیپرسید که رهبرشون کجاست ؟ چرا مخفی شده ؟ چرا اگه راست میگن درهای اشرف رو باز نمیکنن تا هر کی خواست با آزادی کامل از اشرف خارج بشه ؟ چرا به حرف افرادی که از اونجا فرار کردند گوش نمیکنید ؟ چرا صدای مظلوم رو نمی شنوید ؟ چرا فرقه ای رو که فقط به حفظ دلارهاش فکر میکنه رو بازخواست نمیکنید ؟ چرا اسرایی که در جنگ بصورت امانت بودند رو باز پس نمیگیرید ؟ چرا فرقه ای که دم از آزادی میزنه حتی ذره ای آزادی برای افرادش قائل نمیشه ؟ چرا باید برم پشت درب اشرف و نتونم با پدرم ملاقات کنم ؟ چرا ؟ چرا ؟ چرا‌ ؟ ....

  • سران سازمان بدون اطلاع وحضورصلیب سرخ ما را ازصدام تحویل گرفتند وبا خود به اردوگاههای خود بردند که بعدها دراثرفعالیت نظام ایران که درپی تعین تکلیف اسرای جنگی وتبادل آن بود معلوم شد عده ای از اسرا گرفتار فرقه تروریستی مجاهدین شده اند که متعاقبا به اطلاع صلیب سرخ رسید و آنها برای پیگیری قضیه خواستند که به داخل اردوگاههای مجاهدین بیایندکه درابتدا سازمان منکرحضور اسرا درمناسبات شد و درنهایت با فشار صلیب سرخ وسایرمجامع حقوق بشری راه ورود صلیب سرخ به داخل کمپ های سازمان بازشد