• در نشست ها و بحث های درون تشکیلاتی و چشم انداز سازی های فرقه ای به اسیران رجوی نوید داده شده که زمینی به اندازه طول و عرض اشرف نه یک متر کمتر و نه یک متر بیشتر از دولت آلبانی خریداری شده که اشرفی در آلبانی بنا نهاده شود

  • بجای این همه حرف خود عمل می کردید اینها همش بهانه بود تا آقای رجوی خوش باشد و همان جلسات رقص رهائی را راه بیندازد. و هدیه بدهد و با دادن القاب الکی به زنان آنان را به خودش نزدیک می کرد بگذریم که مریم رجوی به او در این زمینه کمک می کرد آنها می گفتند حالا رهائی هم وجود دارد بگذار همه زنان از آن بهره مند شوند .

  • برای اثبات دروغ بودن حرف مریم قجر داعشی به خانواده خودم سرک می کشم تا ببینم آیا گفتاری که در مناسبات اشرف گفته می شد درست بوده یا خیر . اولاً اینکه کسی از خانواده چه نزدیک و چه دور کسی دستگیر نشده است . کسی از خانواده ما معتاد نبود و ... . بعد از آمدن به ایران و دیدن واقعیت های موجود برایم کاملاً روشن شد که تمام این سالیان رجوی جز دروغ چیز دیگری به ما نگفت .

  • درمناسبات ضد بشری رجوی چیزی بنام چکاب پزشکی وجود نداشت وافراد طي تمامی این سالیان حتی یکبار بلحاظ سلامتی تحت آزمایش قرارنگرفتند. به همین دلیل اعضا هیچ گونه اطلاعی از وضعیت جسمانی خود و احتمال مبتلا بودن به بیماری را نداشتند. خیلی از اعضا سالیان بعد بخاطربیماری سرطان درگذشتند.

  • اینگونه وانمود میکند که مجاهدین همه ادیان را برسمیت میشناسند و ما در بین نیروهای سازمان افراد مسیحی داریم و هیچ فرقی هم بین مسلمان و مسیحی و لائیک و ... وجود ندارد! بایستی به صراحت بگویم که این هم یکی از دروغ های شاخ دار مجاهدین است!

  • در طی ارتباط های تلفنی اعضای جداشدۀ فرقه در آلبانی با خانواده هایشان بعد از مدت ها اسارت وعدم هرگونه تماس حاکی از این می باشد که شرایط بسیار نگران کننده و بدور از رعایت حقوق انسانی با حضور مریم قجر در تیرانا پایتخت کشور آلبانی در تشکیلات فرقه حاکم است

  • در تشکیلات مافیایی فرقه رجوی اساسا چیزی که موضوعیت نداشت حقیقت بود چون این فرقه تماما بر اساس کلک و حقه بازی و نیرنگ بنا شده بود . خط کار رجوی همین بود که افراد هیچ گونه ارتباطی با دنیای خارج فرقه نداشته باشند و رجوی در محیط کنترل شده بهتر می توانست القائات خود را پیش ببرد

  • در طی سالها اینطور تبلیغات کرده اند که شماها در جامعه بیرون کسی را ندارید و نفراتی که درسازمان هستند بدون صاحب اند و تنها سازمان صاحب شما شده است . این کار را از این بابت می کردند که نفرات فکر کنند دیگر از طرف پدر و مادر و خانواده فراموش شده اند و یا فکر می کنند که دیگر وجود ندارند و اینگونه افراد را در ناامیدی در مورد آینده قرار می دادند .

  • آنچنان که یادم می آید در مناسبات فرقه ای رجوی هیچ کس از هتک حرمت و خرد شدن شخصیتش بی بهره نمانده و به عناوین مختلفی مورد اتهام قرار گرفته است .حال به وضعیت نیروها در داخل این فرقه می پردازیم .بطور کلی نیروهای سازمان چند دسته بودند.

  • آنچه که بسیار مضحک می نماید ادعاهای فرقه رجوی در باره آزادیهای زنان در تشکیلات جهنمی شان و داعیه داری پرچمدار بودن در مبارزات برابری خواهانه جنسیتی و تلاش برای آزادی زنان از قید و بند های ارتجاعی است !