• اگر فیلمهای حمله ۱۰ شهریور رو دیده باشید یا فیلمهای مربوط به اون طرف فیلم برداری داشت میکرد همش یه جمله به گوش می رسه”من دیدم مشکوکه”. طرف یه موبایل نداشت زنگ بزنه. به کی باید گفت؟

  • اصغر طی آن سال های طولانی نه نامه ای به کسی نوشت ونه درخواست ارتباط تلفنی- حتی درایام زلزله ی اردبیل – کرد. ما علت این طفره رفتن های اورا می پرسیدیم که درجواب میگفت ، اگر چنین درخواست هایی از سازمان بکنم، آنگاه خودبخود زیر گزارش نویسی هم که میلی بدان ندارم، خواهم رفت!

  • هنگام سال تحویل همه ما توسط فرماندهان سرکاربودیم که برای گرفتن هدیه عیدی مریم صف های طولانی تشکیل دهیم واین مسئله وقتی جنبه عذاب وشکنجه روحی روانی بخود میگرفت که سال تحویل نیمه های شب بود. درنظربگیرید که باید ساعت دو نیمه شب برای نگهبانی اضلاع می رفتید یا از نگهبانی شیفت اول برگشته بودی ومی خواستی دوساعت تا قبل از بیدارباش بخوابی که سروکله چاپلوسان ومزد بگیران رجوی با سروصدای فراوان درآسایشگاه پیدا میشد که چه وقت خواب است؟

  • مریم رجوی ظاهرا اینبار در آلبانی شویی تحت عنوان "بزرگداشت کشته شدگان 19فروردین 90درکمپ اشرف "برپا کرده است و باز با تکرار جعلیات مشمئزکننده وبرای کشته شدن تعدادی ازاعضا دردرگیری سال 90 اشک تمساح ریخت

  • رجوی برای زمینه سازی بازگشت مجدد ارتش آمریکا به اشرف دست به ترفند جنایتکارانه ای زد ودرگیری با ارتش عراق را دردستور کارنیروهای خود قرارداد. ارتش عراق برای حفاظت نیروهای مستقردراشرف درصدد ایجاد یک مرکز پلیس درنقطه ای از قرارگاه اشرف بود

  • در آستانه 19 فروردین 90 مسئولین فرقه از قرار از پیش خبر داشتند خبرهایی است. چند روز قبل از 19 فروردین قرارگاه ما را به میدان لاله منتقل کردند مسئولین خبر داشتند درگیری بین نیروهای عراقی با ما سر خواهد گرفت

  • دریکی ازجلسات اهانت آمیز و تحقیر اعضای منتقد و ناراضی خودم سوژه شدم . مسول جلسه راضیه کرمانشاهی چاک دهن بود که دربکارگیری الفاظ رکیک وبی ناموسی گوی سبقت را از سایرین ربوده بود. برغم فحش وفضیحت بسیار که نثارم کردند تنها سلاحم سکوت بود و سکوت . با تحریک مسول جلسه ومحاکمه ؛ جماعت سرخپوست که خود ازقربانیان مناسبات فرقه ای بودند کاربه درگیری فیزیکی کشیده شد و ناگزیر روانه آسایشگاه شدم تا کمی بیاسایم .

  • من به آن ها گفتم : زماني كه شما خودتان کتک مي‏زنيد ، دشنام مي‏دهيد ، نشست تفتيش عقايد مي‏گذاريد ، زنداني مي‏کنيد ، دشنام ناموسي مي‏دهيد ، اجازه حرف زدن به افراد را نمي‏دهيد , مي‏توانيد به دیگران بگوييد که اين کارها را نکنيد. در پاسخ به من گفتند : ما فرق مي‏کنيم ، ما نوک پيکان تکامل و ترقي هستيم

  • در اساس مسعود رجوی تمام تحلیل ها و صحبتهایش نه بر پایه واقعیت بیرون از خودش٬ بلکه برپایه تمایلات و آنچه دوست داشت اتفاق بیفتد٬ بیان میکرد!

  • شاید هم همکاری با ساواک و در بردن جانش جزء هنرهای رهبری پوشالی او بود چون من که در آن سالها چیزی جز فرار در سربزنگاه ها از او ندیدم. در 30 خرداد، در بمباران اشرف و عراق و همه برهه های حساس فرار کرد و این هواداران بودند که زیر بمباران ماندند.