• اکنون رجوی سکان سرنگونی را به مریم سپرده و او هم سال به سال با وعید و وعده همین حرف را می زند. چند وقت پیش شنیدم که گفته بود بعد از سرنگونی دولت سوریه نوبت رژیم جمهوری اسلامی است. به او باید گفت چه شد که سریال آمادگیها برای سرنگونی از همان بسیج «آ ۷۷» تا کنون تبدیل شد به سرنگونی نظام بشار اسد نکند همان موقع هم منظورتان سرنگونی دولت سوریه بوده ما نمی دانستیم؟؟!!!!!

  • عصر همان روز زهره قانمی فرمانده قرارگاه موزرمی برای محمد علی آبادیان ,امین مکوندی , جلال و نفر چهارم که در مرز توسط تک تیرانداز کشته شده بود مراسم باشکوهی ترتیب داد و به مادر و برادر محمد علی آبادیان و امین مکوندی گفتند که آنها مجاهد وار به صحنه جنگ رفتند و مجاهد وار جنگیدند و مجاهد وار شهید شدند .

  • در طی سالها اینطور تبلیغات کرده اند که شماها در جامعه بیرون کسی را ندارید و نفراتی که درسازمان هستند بدون صاحب اند و تنها سازمان صاحب شما شده است . این کار را از این بابت می کردند که نفرات فکر کنند دیگر از طرف پدر و مادر و خانواده فراموش شده اند و یا فکر می کنند که دیگر وجود ندارند و اینگونه افراد را در ناامیدی در مورد آینده قرار می دادند .

  • علی در اثر فشارهای روزمره و نشستهای سخت و طاقت فرسا علیه او تعادل روانی خود را از دست داده بود بطوری که دیگر با هیچ کسی صحبت نمی کرد. علی که بسیار خوش اخلاق، مهربان و دوست داشتنی بود بعد از دو سال ان چنان روانی شده بود که بدون نفر همراه هم نمی توانست به سالن غذا خوری برود و راه را گم می کرد.

  • تعداد اسرا درآن مكان بسيار بود. عراقيها به ايرانيها اجازه ی استفاده از دستشویی را نمي دادند. خیلي از همرزمان بيماري ريوي گرفته بودند. آنها هفت روز در آن شرايط نگهداري مي شدند. از غذا خبري نبود. همه از گرسنگي بيحال و بي رمق در گوشه اي افتاده بودند. بوي لجن و ادرار و مدفوع همه جا پيچيده بود، به طوريكه قسمت زيادي از سوله به عنوان دستشویی استفاده مي کردیم و هنگامي كه در سوله را بازمي كردند، اسرا به درها هجوم مي بردند

  • اسير عراقي گفت: ما به كمك مجاهدين وارد خاك ايران شده ايم و در هر واحد رزمي عراق تعدادي مجاهد وجود دارند كه در گمراه كردن ايرانیها و تبليغات كمك بزرگي به عراقيها نموده اند.

  • روزی در یکی از نشستهایی که با مسعود رجوی در قرارگاه باقرزاده داشتیم٬ صحبت سر مرز بندی با رژیم و این مسائل بود. بعد از کلی صغری و کبری چیدن٬ گفت: تمامی مردم ایران بدلیل نفس کشیدن زیر چتر حاکمیتی رژیم٬ بنوعی مزدور و حقوق بگیر رژیم هستند و بعد از سرنگونی بایستی جوابگو باشند!

  • آقای عبدالرحیم نظری یکی از چندین نفراتی است که در دوران مدرنیته امروزی که کشورهای بسیاری ادعای حقوق بشری را مینمایند ، بدست کثیف سران سازمان تروریستی مجاهدین گرفتار بوده و عملا برده های نوینی بودند که از کوچکترین امکانات بدور بودند و در این حال نیز دنیای متمدن امروزی چشمان خود را بر روی این خیانتها بسته و تنها نظاره گر این چنین جنایتهایی از سوی سران فرقه رجوی میباشد .

  • دردرونم بشدت غوغایی بودواینکه عملیات سرنگونی با 5 هزاررزمنده که البته یک سوم آن سالمند؛ اسیرجنگی بی انگیزه ؛ هوادار بی تجربه جنگی اعزامی ازخارج کشور و با کدام سلاح وتجیهزات پیشرفته جنگی وبا کدام طرح نظامی منطبق با علم فرماندهی عملیاتی که رجوی تشنه قدرت بویی ازآن نبرده بود وبالاخره آویختن به صدام که خود دشمن مردم ایران وقاتل هزاران ایرانی بود ودهها سوال وابهام دیگر...........

  • ماه مبارک رمضان در کمپ تیف حال وهوای خاصی داشت بعد ازسالیان اسارت و بدور از غل و زنجیرهای برده ساز رجوی صدای دعاهای افطار و سحر و بانگ اذان که از رادیو چادرهای کمپ پخش می شد شور و شعف عجیبی درما ایجاد می کرد .برای اولین باربود که بدور از نحوست و آلودگی ایدئولوژی رجوی و نام منحوس مسعود ومریم خالصانه برای رضا وتقرب به خدا وفارغ ازآلودگی و شرک روزه گرفته وعبادت می کردیم .براستی عجب صفایی داشت وچه به دل می نشست بعد ازسالیان این اولین ماه رمضانی بود که بدور از کنترل و اجبارات تشکیلاتی و در منتهای اختیار و آزادی برگزارمی کردیم