در هفته های اخیر ، به نظر می رسد که کفگیر ماشین تبلیغاتی مجاهدین خلق به ته دیگ خورده و ایده های تازه ای برای سوخت رسانی به ماشین دروغ پراکنی به ذهنشان نرسیده است . افشاگری های کذایی که اخیراً در رسانه های مجاهدین منتشر شد و بازتاب آن در واشنگتن تایمز درباره ی آن چه " جنایات و وحشی گری های ایرانی ها در سوریه " می خوانند ، دیده شد ، به وضوح نشان می دهد که این فرقه سخت در تلاش است که خود را منبعی قابل اعتماد برای غرب جا بزند. هر چند که ، آخرین اخبار تبلیغاتی این گروه ورشکسته کاملاً از سوی رسانه ها نادیده گرفته شد – مگر دو تریبون رشوه گرفته ی همیشگی اش یعنی واشنگتن تایمز و فاکس نیوز .
امروزه ، حتی تبلیغات غرب علیه سوریه به ویژه درباره ی حلب مورد نکوهش و تردید است. پیتر فورد بین سال های 2003 تا 2006 سفیر انگلستان در سوریه بود . او در مصاحبه ای با رادیو بی بی سی اردوکشی غرب برای دروغ پراکنی درباره ی درگیری های داخلی سوریه را به چالش می کشد. او از سیاست های غلط  غرب و اینکه مدت ها دراین توهم است که "اپوزیسیون اعتدال گرای " کذایی بر اسد فائق خواهد آمد ، سخت انتقاد می کند. پیتر فورد در گفتگو با بی بی سی می گوید:" مطمئناً اکنون که دولت بر حلب مسلط شده است ، حجاب ها از جلو چشمانمان برداشته می شود و باید حقیقت را بدون واسطه ببینیم : این که اسد با زور اسلحه یا سر میز مذاکره  از صحنه ی سیاسی حذف نخواهد شد."
این همان نکته ای است که مجاهدین خلق را به شدت می هراساند. این سیاستمدار انگلیسی توصیه می کند که غرب دست از حمایت از این اپوزیسیون متفرق و شکست خورده بردارد. افزون بر این، در شرایط کنونی شاهد آن هستیم که قاطبه سیاستمدارانی غربی نیز به این تیجه رسیده اند که به جای براندازی اسد باید به فکر حذف داعش و حفظ منافع و امنیت شهرهای خود در اروپا باشند. مهم تر از همه این ها شاید رئیس جمهور منتخب ایالات متحده دونالد ترامپ باشد که به دنبال عادی سازی روابط با روسیه و جنگ علیه داعش در سوریه است. بدین ترتیب، دستور کار مجاهدین خلق برای دیونمایی تهران و نقش آن در سوریه تاکتیکی از پیش باخته است.
پروپاگاندای شتاب زده ی مجاهدین خلق دراین روزها نشان می دهد که این فرقه شدیداً نگران آزادسازی حلب و در پی آن عادی شدن روابط ایران و غرب است. مسعود خدابنده  ،عضو سابق مجاهدین خلق و مدیر مرکز مشاوران راهبردی خاورمیانه، در مقاله اش در هافینگتن پست در این باره  می نویسد: " مجاهدین خلق وانمود می کنند که اطلاعاتی سری دارند که هر وقت لازم شد مهم جلوه کنند آن را رو می کنند. با این وجود، ایران درباره ی نقشش در درگیری های سوریه چیزی را مخفی نکرده است . روزنامه ها و رسانه های دولتی احتمالاً جزئیات بسیار بیشتری از گزارش واشنگتن تایمز، درباره ی استقرار نیروها و چگونگی دریافت کمک ای مالی به ما خواهند گفت. کشته های حاصل از این نبردها در انظار عموم در ایران تشییع می شوند . این از فریبکاری های مجاهدین خلق است که تنها این اطلاعات را با عنوان " افشاگری" ، بازیافت می کند."
خدابنده روزنامه نگاران و سیاستمدارانی که فریب تبلیغات مجاهدین خلق را می خورند " ساده لوح " می خواند اما باید به این نکته نیز اشاره کرد که گاهی رسانه های جانب دار تنها با وارونه نمایی واقعیت ها در راستای اهداف برخی چهره ها و جناح های سیاسی خدمت می کنند. فورد درباره ی تبلیغات غرب می گوید:" آن چه ما دیده ایم ، فاجعه ی انسانیت نبوده است ، بلکه فاجعه ی عقلانیت بوده است . کجاست شواهد این جنایاتی که می گویند؟ شواهد گرونیکا، قتل عام ها، نسل کشی ها و هلوکاست ها؟"
مسعود خدابنده نیز درباره ی بافته های فرقه ی رجوی، می گوید:" مجاهدین خلق برای نقشی که در دادن اطلاعات دروغ و پروپاگاندا ایفا می کند بدنام است."
 او این گونه پرده از ماهیت فریبکار این فرقه بر می دارد :" بارها در طول سال های گذشته ، مجاهدین خلق برای اطلاعات و گزارش های غلط در مواردی چون مذاکرات 1+5 با ایران، بی حیثیت شدند.آن ها پس از آن که در سال 2003 اندک اطلاعاتی که موساد به آن ها داده بود را رسانه ای کردند، به فرستادن اطلاعات دروغ به آژانس بین المللی انرژی اتمی ادامه دادند تا مگر بتوانند در روند مذاکرات خللی ایجاد کنند و به امریکا برای تحمیل تحریم های سخت تر علیه ایران خوراک تبلیغاتی بدهند."
هرچند که مجاهدین خلق سخت تلاش کند که " آب های حقیقت را گل آلود کند " و غرب در مسئله ی سوریه بخواهد " پرده بر چهره ی واقعیت بکشد "، حقیقت مثل روز روشن و قابل راستی آزمایی ست.
مزدا پارسی
 

برچسب ها