فرقه رجوی و آب به غربال پیمودن

خبری منتشر شد مبنی بر مکاتبه 23 مقام سابق دولتی و نظامی آمریکایی به دونالد ترامپ، که در آن خواهان همکاری واشنگتن با مخالفان ایران و فرقه تروریستی رجوی علیه ایران شدند و از ترامپ خواسته اند تا با گروه مخالف ایران که در پاریس مستقر هستند مشورت کند.
همچنین در اخبار برخی رسانه ها بود که این گروه خواستار پایان حکومت دینی در ایران است. در نامه جمعیت بازنشسته آمریکایی آمده است: "جمهوری اسلامی ایران منافع استراتژیک آمریکا را هدف قرار می ‌دهد و سیاست ها و اصول ما و متحدانمان در منطقه را به چالش می‌کشد. برای احیای نفوذ و اعتبار آمریکا در جهان، واشنگتن باید سیاست های خود را تغییر دهد."
از جمله نویسندگان این نامه که تبلیغ برای آنان جهت حضور در دولت دونالد ترامپ صورت گرفته بود و البته هیچکدام مورد قبول واقع نشدند عبارتند از:
نیوت گینگریچ رئیس سابق کنگره آمریکا
رودی جولیانی شهردار سابق نیویورک
جان بولتون سفیر سابق ایالات متحده در ملل متحد در زمان ریاست جمهوری جرج بوش
کلر لوپز افسر سابق سازمان سیا و مشاور سابق کاخ سفید در زمان ریاست جمهوری رونالد ریگان

ادعای سازمان مجاهدین خلق بر داشتن حامی در میان شخصیت های سیاسی غربی، سابقه ای دیرینه دارد. زمانی که تمامی اقدامات مسعود رجوی در قبال جمهوری اسلامی، خصوصاً آغاز مبارزه مسلحانه در 30 خرداد 1360، شکست خورد و به بن بست قطعی رسید، او به فکر جلب حمایت غرب به هر قیمت افتاد.
فرقه رجوی در تبلیغات خود همیشه مدعی بوده و هست که مورد حمایت کشورهای غربی می باشد و دلیل این مدعا را نیز حمایت معدودی شخصیت های سیاسی عمدتا "سابق" غربی، که بعضاً در ازای دریافت پول این کار را انجام می دهند، اعلام می کند.  
آخرین نمونه این گونه حمایت ها که فرقه تروریستی رجوی به شدت به تبلیغ آن پرداخته، نامه 23 تن از این دسته افراد به رئیس جمهور جدید آمریکا بود که خواسته بودند از فرقه رجوی علیه ایران استفاده نماید. ظاهراً مسعود رجوی این عده از سیاستمداران از دور استفاده خارج شده، که وزن چندانی در سیاست خارجی آمریکا ندارند، را واسطه قرار داده بود تا خود را جهت استفاده آمریکا علیه ایران عرضه نماید. انتشار این نامه و عدم هرگونه واکنش از جانب  ایران و رسانه های معتبر بین المللی، دست خالی رجوی را بیش از پیش رو کرد.
نامه مزبور که توسط شهردار سابق نیویورک رودی جولیانی لابی حقوق بگیر فرقه رجوی، که به همین دلیل کسی حاضر نشد برای تصدی پست وزارت خارجه از وی دفاع کند، تهیه شده بود ابتدا از شبکه جنگ طلب فاکس نیوز آمریکا منتشر گردید. البته رسانه های بیگانه فارسی زبان همچون رادیو فردا، صدای آمریکا و بی بی سی فارسی هم سعی کردند آن را تبلیغ نمایند. جالب است که این نامه در محافل غیر ایرانی هیچگونه خریداری نداشت. البته به نظر می رسید هدف از انتشار این نامه ایجاد واکنش در جمهوری اسلامی و جنگ روانی باشد.
در سال های پس از انقلاب اسلامی، بارها شاهد نامه های نمایشی فرقه تروریستی رجوی در غرب بوده ایم. فرقه در این گونه نمایش های تبلیغاتی اساسا دو هدف را دنبال می نماید:
هدف اول جبران شکست های میدانی بوده است. واقعیت اینست که فرقه رجوی بعد از آن که تمام تلاش خود را برای ماندن در عراق به عمل آورد و نهایتاً ناگزیر به خروج از این کشور شد با بن بستی به مراتب مرگبارتر از بن بست های قبلی مواجه گردید. مسعود رجوی تا زمانی می تواند مورد توجه آمریکا باشد و خود را به عنوان یک نیروی مقابل جمهوری اسلامی عرضه نماید که قادر به انجام اقدامات تروریستی در داخل کشور باشد.
هدف دوم مقابله با سرخوردگی نیروها و فائق آمدن با جریان مسئله داری است که بعد از هر شکست در صحنه عمل بوجود می آید. فایده اینگونه نمایش های تبلیغی نشان دادن قدرت نه در برابر مردم ایران یا حتی افکار عمومی جهان، بلکه در برابر نیروهای به شدت ناامید و مسئله دار است.
کاری که رجوی البته با صرف پول می تواند انجام دهد انتشار همین دست نامه هاست که کمترین تأثیری در روند جریانات سیاسی و اجتماعی چه در داخل و چه در خارج از کشور ندارد و این را همگان به خوبی می دانند.
فرقه رجوی که هزاران کیلومتر دور از مرزهای ایران و عاجز از هرگونه اقدام عملی، در شرایط بن بست مطلق قرار دارد برای حفظ و کنترل نیروهای خود مجبور است به چنین ترفندهایی برای مطرح ماندن دست بزند، البته این اقدامات جز رو کردن دست خالی اش سود دیگری ندارد. یعنی تمام بضاعت رجوی در آمریکا، همین 23 نفر بازنشسته از کار افتاده بیشتر نبوده است.
واقعیت اینست که فرقه رجوی سال هاست که به لحاظ اجتماعی در داخل ایران و حتی به لحاظ بین المللی کاملاً فلج شده و بر همه طرف حساب ها معلوم گشته که فاقد هرگونه پایگاه مردمی است و به دلیل ترور مردم عادی، سران کشور و دانشمندان هسته ای به عنوان یک فرقه تروریستی مورد تنفر عموم است. علاوه بر آن خیانت ها و جنایت های فرقه رجوی در جنگ هشت ساله، همدستی با دشمن متجاوز، جاسوسی به نفع دشمن، اقدام علیه امنیت داخلی و بین المللی کشور موجب شده که نه تنها هیچ گونه پایگاه مردمی در ایران نداشته باشد بلکه مورد تنفر خاص و عام نیز باشد.
نقض حقوق بشر در تشکیلات فرقه رجوی، سلب حقوق انسانی اعضای دربند فرقه، ممانعت از ملاقات اعضای دربند با خانواده هایشان که در سال های اخیر بازتاب جهانی یافته، جنایت علیه اعضای جداشده، و حمایت از فرقه تروریستی داعش سبب شده که سازمان مجاهدین خلق در سطح بین المللی به عنوان یک فرقه ضد بشری و غیر قابل اتکاء مطرح شود.
فرقه از هم پاشیده و پوشالی رجوی، محصور در آلبانی، بنا به مقتضیات زمان و مصالح و منافع حقیر خود، هر بار دست به دامن دولت و حکومتی می شود تا برای حیات خفیف و خائنانه خویش گدائی حمایت سیاسی نماید و البته همیشه دست رد به سینه اش زده می شود.
در ماهیت ساختاری فرقه رجوی، این شیوه زندگی جز لاینفک آن است. این فرقه در پی ایجاد اختلاف بین غرب و ایران است تا در ادامه بتواند در شکاف حاصل چند صباحی دیگر نفس بکشد. این استراتژی مشمئز کننده در برهه های مختلفی از تاریخچه نکبت بار فرقه رجوی به چشم می خورد.
فرقه تروریستی رجوی که زمانی شعارهای ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی اش گوش فلک را کر می کرد و جمهوری اسلامی را به مماشات در برابر آمریکا و اسرائیل متهم می نمود اینک دست به دامان سیاستمداران جنگ طلب و منزوی آمریکائی شده تا خود را زنده و سرپا نشان دهد.
اوضاع نابسامان و چهره ی زشت این فرقه در بعد بیرونی و از هم پاشیدگی آن در بعد درونی، سبب شده که سران فرقه برای بقا و ادامه، به حامیان دست چندم آمریکایی خود متوسل شده و با صرف هزینه های سنگین، تلاش نمایند که نامه هایی این گونه در حمایت از آنان منتشر شود. فرقه اینک بازمانده توان خود را به بعد سیاسی معطوف نموده است ولی کارنامه سی و چند ساله آن نشان می دهد که تلاش های امروزش در واقع  آب به غربال پیمودن است.

محمدی

برچسب ها