در اواخر دی ماه 1395 آقای عبدی، پدر احمد عبدی اسیر در فرقه تروریستی رجوی در آلبانی بعد از سالها تلاش بی وقفه به همراه همسرشان برای دیدار با فرزندش، بدلیل کارشکنی رجوی ها و دیگر سران فرقه رجوی، بدون رسیدن به آرزوی خود متاسفانه از دنیا رفت و درگذشت. و جنایتی دیگری بر جنایات رجوی ها افزوده شد.
رجوی های تروریست در واکنش به این خبر، و درست در زمانی که داغِ فراغ شوهر بر داغ ندیدن فرزند برای خانم عبدی افزوده شده بود، سنگدلی را به اوج رسانده و در تاریخ 17 بهمن 1395 مقاله ای با عنوان «وقتی مادرم آمد» را در سایت های خود درج کردند و نام نویسنده را احمد عبدی عنوان نمودند این امید که شاید دل این مادر مقاوم را که از تلاش او کینه ها داشتند، بیشتر بیازارند.
در همین راستا رجوی ها در ابتدای این مقاله تلاش و کوشش ستودنی خانم عبدی برای دیدار با فرزندنش را به سخره گرفته شده و چنین نوشتند:
«تصور کن (به‌قول آن شعر زیبا) اگه حتی، تصور کردنش سخته، كه مادری پیر، فرتوت و دل‌تنگ که بعد از دوری و فراق بی‌حد به دنبال پسر جوان عزیزش، خودش را به هر آب‌ وآتشی زده و به عراق غرق در خون و آتش می‌آید تا پسر عزیزش را ببیند»
سپس اقدامات مادری که برای دیدار فرزندش، در سنین کهولت به عراق رفته را با دریدگی یک سناریو خوانده و نوشتند:
«اما نمی‌دانم چرا وقتی مادر! آمد، از کانال تلویزیونی سردرآورد، ... نمی‌دانم چرا دادخواهی خودش را از طریق کمیته اشرف و لیبرتی و … برای نجات پسر عزیزش به گوش همه می‌رساند و ادامه داستان، ادامه همان سناریوی کثیف جنگ روانی»
رجوی ها خود را به کودنی زده و فراموش می کنند که امور مربوط به این فرقه ی سه هزاره نفره که کمترین جا را در معادلات ایران دارند، از طریق همین کمیته پیگیری می شود و خانواده ها برای رسیدگی به خواست های خود باید به این ارگان در دولت عراق مراجعه می کردند.
سپس رجوی ها کینه‌ی خود از این مادر را که البته مشتی است نمونه خروار، بیرون ریخته و در حالی که واژه‌ی زیبای «مادر» که در هر فرهنگ و زبانی نماد فداکاری و از خودگذشتگی است را به کلمه «آن پیرزن بیچاره» تغییر دادند، با سنگدلی و حرمت شکنی نوشتند:
«چقدر در اشتباه بودم که فکر می‌کردم آن پیرزن بیچاره با پای خودش به تلویزیون در عراق رفته، چه سخت اشتباه می‌کردم، اين سناریو قبل از آمدن او در تهران چیده شده بود. ... البته که در دوران جدید و در شرایطی هزار بار متفاوت که این جانوران بی‌شعور از درک آن عاجزند. نمی‌دانند که ما خصم تو نیستیم، انکار توییم . این رسم مجاهدت ماست. خواهی دید.»
البته سال هاست که همگان فهمیده اند رسم این فرفه تروریستی «مادر آزاری» و کینه ورزی نسبت به «خانواده» هاست.
اما اتفاقی عجیب در همان روز 17 بهمن یعنی روزی که قلم بدستان فرقه رجوی این مقاله سنگدلانه را نوشته اند افتاد که ماهیت رجوی های سنگدل را بیشتر از پیش افشا نمود. در روز 17 بهمن 1395 خبرگزاری های بین المللی افشا کردند که نامزد وزارت حمل ‌و نقل آمریکا «۵۰ هزار دلار از فرقه رجوی پول گرفته است»
در همین ارتباط خبرگزاری آسوشیتدپرس روز یکشنبه ۱۷ بهمن گزارش داد:
«نامزد پیشنهادی دونالد ترامپ برای وزارت حمل‌ و نقل آمریکا و دستکم یکی از مشاوران او در برابر دریافت پول برای سازمان مجاهدین خلق ایران سخنرانی کرده بودند»
به نوشته این خبرگزاری «خانم الین چاو وزیر پیشنهادی رییس‌جمهوری آمریکا، این هفته تایید کرد که سال ۲۰۱۵ به خاطر پنج دقیقه سخنرانی در برابر شاخه سیاسی مجاهدین خلق مبلغ پنجاه هزار دلار دریافت کرد. رودی جولیانی شهردار پیشین نیویورک نیز که در دولت ترامپ به عنوان مشاور انتخاب شده است، برای سخنرانی در گردهمایی‌های مجاهدین مبالغ نامعلومی از آنها پول گرفته است.
آسوشیتدپرس فرقه رجوی را این‌گونه معرفی کرده است: «گروهی تبعیدی که پیش از انقلاب ۱۳۵۷ مرتکب قتل آمریکایی‌ها شد؛ بعد از انقلاب نیز برای حیات سازمانی‌اش از راه‌های فریبکارانه به گردآوری کمک مالی اقدام کرد؛ کسانی که برای آزادی رهبر زندانی‌شان خود را به آتش می‌کشیدند، و سازمانی که شاخه سیاسی آن پیشتر از سوی وزارت خارجه ایالات متحده به عنوان «یک فرقه» توصیف شده بود»
آسوشیتدپرس افزوده که «مجاهدین بعد از گریز از ایران نیز هم‌پیمان نیروهای حکومت خودکامه صدام حسین در عراق شدند.
خانم چائو در گزارش مالیاتی خود به نهادهای ناظر آمریکایی (در آستانه احراز پست وزارت حمل ‌و نقل در دولت ترامپ)، دریافت مبلغ ۵۰ هزار دلار را برای حضور سال ۲۰۱۵ خود در پاریس اعلام کرد؛ سال بعد نیز، ۲۰۱۶، مبلغ ۱۷ هزار و پانصد دلار دیگر را برای یک سخنرانی از شورای فرهنگی ایرانی- آمریکایی در میسوری که مجاهدین نیز با آن مرتبط است، دریافت کرد. الین چائو به تماس آسوشیتدپرس در مورد سازمان مجاهدین پاسخی نداده است – همان‌گونه که رودی جولیانی نیز پرسش خبرگزاری را بی‌پاسخ نهاده و کاخ سفید نیز هنوز به تماس آسوشیتدپرس پاسخ نداده است»
آسوشیتدپرس یادآور شده «در حالی که مجاهدین برای خرید وقتِ مقامات پیشین آمریکایی پول می‌دهند، خانواده سرهنگ آمریکایی، جک ترنر، که در سال ۱۹۷۵ به دست مجاهدین در ایران کشته شد، درخواست دریافت ۳۵ میلیون دلار غرامت از ایران و مجاهدین به دادگاه ایالت کلرادو ارائه کرده‌اند.
بازماندگان سرهنگ ترنر برای درخواست خود این استدلال ساده را مطرح کرده‌اند که برخلاف آمریکاییان به گروگان گرفته شده (در سفارت آمریکا در تهران)، پدر این خانواده هرگز از بخت بازگشت به میان عزیزان خود برخوردار نشد.»
آیا رفتار رجوی ها و سنگدلی شان با خانواده ها و مادران و پدران پیری که تنها خواسته شان دیدار فرزندی بود که سالیان سال از آن محروم شده بودند آن روی سکه خوشخدمتی آن ها به سرمایه داران جنگ طلب نیست؟
صالحی
 

برچسب ها