دست به قلم های رجوی که کم کم متوجه شده اند که تکرار مکرراتشان چقدر خواننده هایشان را خسته و منفعل میکند ، این بار خواسته اند که از در نمایشنامه نویسی وارد شده و این نمایش بنام " رای بدهیم یا نه؟" ، را با یک هنرپیشه ی با نقش مثبت؟! ( بعنوان بازتاب دهنده ی افکار ضد میهنی ومالیخولیایی رجوی ) آغاز کرده و نقش منفی نمایشنامه را به شخصی بنام علی داده اند که با وجود قبول نابسامانی های موجود، بازهم قبول نمی پذیرد که درانتخابات شرکت نکند!
اصرار از هنرپیشه ی با نقش مثبت وانکار ازطرف علی با نقش منفی ، بالاخره به نتیجه ی دلخواه رجوی رسیده واین بار هم " آخر شاهنامه " بخیر وخوشی گذشته و فرقه ی رجوی- مثل همیشه ی تاریخ 40 ساله ی خود – پیروز این بحث وجدل می شود ومشکلات فرقه ی رجوی حل شده وطرف بحث درعرض یکی دودقیقه قانع میشود که حق با رجوی هاست وشرکت در انتخابات فایده ای ندارد واین بحث وجدل ها با شادکامی بازیگر اول ( باند رجوی ) با خیر وخوشی پایان می یابد!
علی قانع میشود که رئیس جمهوری درایران کاره ای نیست و بنابراین میپذیردکه درانتخابات شرکت نکند!
اما سئوال از باند رجوی این است ، اگر رئیس جمهور درایران کاره ای نیست ، چرا اینهمه در راه ایجاد انتخابات سنگ هایی میاندازید که سیل ویرانگر حضور خلق ، وقعی باین سنگ های حقیر رجوی نگذاشته وهمه ی آنها را با خود حمل کرده وخرد ومتلاشی شان میکند؟!
باری!
در پایان این بحث یک طرفه ، باند رجوی، با  احساس پیروزی خیالی ، چنین مینویسد :
" دورر نیست روزی که همه مردم ستمدیده ایران از هر قشری به همت فرزندان غیور خود در ارتش آزادیبخش ملی ایران رأی نهایی خود را داده و تار و پود این رژیم را در هم پیچیده و به رهایی و آزادی و حق حاکمیت واقعی خود برسند. به امید آن روز ".
یعنی ما درآینده ی نزدیک با استقرار مناسبات موجود در رجوی در داخل کشور، دیگر مشکلاتی بنام صیانت از همسر وفرزند ، کسب وکار ، تحصیل ، مشکلات اعتراضات مدنی ودرخواست حقوق شهروندی نخواهیم داشت ؟!
چه دنیای سوت وکور ودنجی!!
اگر رجوی کمی هم لطف کند ومارا مجبور به شرکت درنشست های حوض، دیگ ، فاکت نویسی واعتراف به " ج " نکند، عجب خروپفی خواهیم کرد!!!
فرید
 

برچسب ها