روز دوشنبه 25 اردیبهشت ساعت 4 تا 6 آقای روحانی رئیس جمهور فعلی و کاندیدای دور دوازدهم ریاست جمهوری ایران جهت مبارزه انتخاباتی به شهر ساری در استادیوم سید رسول حسینی حضور یافت . من هم از جهت کنجکاوی با یکی از دوستانم ساعت 4 و نیم خودمان را به استادیوم رساندیم داخل استادیوم پر از جمعیت بود بیرون استادیوم خیابان فرهنگ که یکی از خیابانهای اصلی شهر است از ابتدای تا انتهایش پر از جمعیت بود حتی کوچه های منتهی به خیابان هم پر شده بود برای خودم صحنه ای عجیبی بود واقعاً تصورش را نمی کردم ، به درستی بگویم جلوی استادیوم حتی جای سوزن انداختن هم نبود ، همه اقشار در صحنه بودند از دانشجو تا فرهنگیان ، بازاریان ، کارمندان و بقیه اقشار ، از پیر و جوان چه زن و چه مرد همگی منتظر بودند تا آقای روحانی بیاید و صحبتهایش را گوش کنند ، با آمدن آقای روحانی از جانب جمعیت استقبال شایانی از وی شد .
من چند سئوال از فرقه رجوی دارم شما فکر می کنید این جمعیت از کجا آمدند ؟ آنها ایرانی بودند؟ یا فکر می کنید از ممالک دیگر آمدند ؟ اگر واقعاً قبول دارید آنهایی که پای صندوق های رای می آیند ایرانی هستند و کسی آنها را اجبار نمی کند بلکه به دلخواه خودشان می آیند اگر حرف درست است خجالت نمی کشید بحث تحریم انتخابات یا رای من رای به اصطلاح سرنگونی است را به میان می کشید ؟ این گرایش یعنی دوری از مردم و بی احترامی به رای و نظر مردم گرچه من مطمئن هستم در بین مردم ایران اصلاً و ابداً هیچ جایگاهی ندارید ، واقعاً متناقض نمی شوید به مردم دهن کجی می کنید . مزدوری تا کی و کجا ؟ آیا مرزی است شما درنوردیده باشید به نظرم نه خیری از مزدوری صدام خواهید برد نه از آمریکائی و عربستانی و ... .
این روزها بلندگوی تبلیغاتی شما مثل همیشه یک تعداد بی خبران و غار نشینان را به صحنه آورده و در مورد انتخابات روده درازی می کنند گویا علامه روزگارند در حالی که از جامعه کنونی هیچ اطلاعی ندارند ، بیچاره ها در خواب خرگوشی بسر می برند ، و از طرفی مسئولین به آنها دیکته  می کنند در تلویزیون فرقه رجوی حرف ها را تکرار کنند که با واقعیت های جامعه امروزی هیچ سنخیتی ندارد ، اقتضای دستگاه فکری فرقه ای رجوی جعل و بی خبری است ، حتی رهبران و مسئولین فرقه هم قادر نیستند تحلیل جامع و درستی از اوضاع سیاسی داشته باشند ، توجه کنید مسعود رجوی از سال 60 هر چه گفت غلط از آب در آمد حتی در اشرف هم شاهد بودیم رجوی یک روز می گفت آ 77 ( ایام آمادگی برای سرنگونی ) سال بعد می گفت دوران سرنگونی ( سال سین ) بعد از مدتی گفت دکل سرنگونی را دیدم ، توجه کنید همواره تحلیل هایش غلط از آب در آمد اما در کمال وقاحت اسم عوض می کرد سپس با عبارت جدیدی عنوان می کرد وارد دوران گذار شدیم ، در دوران خاتمی هم گفته بود خاتمی جام زهر نظام است نه جرعه حیات !!! یا سه سره شدن جمهوری اسلامی اگر یادتان باشد در ایام انتخابات دوره خاتمی رجوی حرفش این بود که آقای ناطق نوری انتخاب  می شود وقتی دید خاتمی انتخاب شد آچمز شد بعد همه را در اشرف جمع کرد و ادامه داد راه ما ادامه دارد!!! اساساً اشاره ای به تحلیل های چپ اندر قیچی اش نکرد و از رویش پرید تا کسی از او سئوالی نکند .
خلاصه در هر دوره ای با دوز و کلک اذهان آدم های ساده لوح را فریب داد و اکنون هم با عوام فریبی ادامه می دهد .
اما آنچه که به شما مخصوصاً افرادی که هنوز هم دور و ور فرقه رجوی تروریست هستند و گرفتار آنها می باشند پیشنهاد می کنم کمی به عقب برگردید تمام وقایع را از جلوی چشمان تان عبور دهید سپس نتیجه گیری کنید و همچنین به دنیای امروز بر گردید و واقعیت های دنیای امروز را ببینید در نتیجه می فهمید دنیای جعل و بندگی رجوی با دنیای حقیقی سال نوری فاصله دارد.
به نظر اینجانب اگر یک روز زودتر خودتان را از آن جهنم فرقه ای خلاص کنید یک روزش برابر با یک سال دنیای آزاد است به امید روز بهتر در دنیای بدور از فریب و کلک و حقه ، موفق باشید .
محمد رضا گلی   
 

برچسب ها