نامه سرگشاده به آقاي الخو ويدال كودراس
پارلمان اروپا ، ساختمان التیرو اسپنيلي 11E205 ، شماره 60 ، خيابان وتريس ، بروكسل
جناب آقاي كودراس،
از سفر غير رسمي شما به پادگان اشرف كه بقاياي مجاهدين خلق را در خود جاي مي دهد ، آگاه شدم .
و البته ، شگفت زده شدم كه چيزي درباره ديدار شما با مقامات عراقي ، به عنوان نايب رئيس پارلمان اروپا ، نشنيدم . شايد نيازي نمي ديديد تا درباره دل مشغولي هاي خود درباره اين گروه تروريستي بيگانه با حكومت قانوني كشوري كه از آن ديدار مي كنيد، بحث كنيد. متأسفانه ، ماهيت غير رسمي ديدار شما از اين گروه تروريستي شما را با بقاياي رژيم صدام در عراق در يك صف قرار مي دهد.
همچنين نامه اي را كه بنياد سحر در بغداد براي جناب عالي فرستاده بود، خواندم و افتخار دارم كه از بنيان گزاران اين بنياد در سال گذشته در عراق بوده ام تا بتوانيم قربانيان اين فرقه تروريستي را نجات دهيم .
آقاي محترم ،
نامه سرگشاده اي كه بنياد سحر براي شما فرستاد نياز به شرح بيشتر ندارد امـــا لازم مي دانم كه به شما يادآوري كنم كه حكومت عراق ( كه من مرتباً با آن تماس و مشاوره دارم ) اين گروهي را كه شما اين چنين به آن علاقمند هستيد، بخشي و جزيي از ارتش سركوبگر صدام مي داند و مُِصر است كه آن ها را از كشور خود اخراج كند.
حكومت عراق هيچ سودي و در واقع هيچ اجباري نمي بيند كه با بخشي از ارتش خصوصي صدام كه نه عراقي هستند و نه شهروند ، همكاري كند . شما حتماً موافق هستيد كه اين افـراد نمي توانند در عراق بمانند . ارتش امريكا بزودي كنترل امنيت استان دياله را به حكومت عراق واگذار مي كند و حكومت عراق نيز به دنبال اخراج گروه از كشورش مي باشد.
شما بدون اين كه هيچ نماينده اي از سازمان هاي حقوق بشري جنابعالي را همراهي كند از كمپ اشرف ديدن كرديد. از كمپ ديدن كرديد بدون همراهي يكي از مقامات حكومت عراق و از كمپ ديدن كرديد بدون آنكه حتي درباره گفته هايي كه درباره آنچه واقعاً پشت درهاي اشرف مي گذرد، تحقيق كنيد. هر آنچه قصد شما بوده است ، مطمئناً هدفتان از ديدار، تحقيق درباره گفته هايي كه در مورد جراحي هاي بي شمار غير ضروري رحم كه روي زنان اشرف انجــــام مي شود، نبوده است . در غير اين صورت زحمت به همراه بردن يكي دو پزشك را به خـــود مي داديد. شما حتي يك مترجم مستقل با خود نبرديد ( يا رهبران فرقه اجازه ورود افراد مستقل را نمي دهند؟)
آقاي گرامي ،
كوچك ترين كاري كه شما مي توانستيد انجام دهيد اين بود كه چند تن از والديني كه طي 25 سال گذشته اجازه ديدن فرزندانشان را نداشته اند، به همراه ببريد. يا مي توانستيد درخواست دهيد كه خطوط تلفني براي برقراري تماس با افراد داخل كمپ تعبيه شود.
آقاي ويدال كودراس عزيز،
آيا متوجه شديد كه هيچ كودكي در كمپ وجود ندارد؟ آيا نمي دانيد كه اين به دليل آن است كه رهبر فرقه ازدواج و روابط خانوادگي را ممنوع كرده است؟ آيا متوجه شديد كه شهروندان « شهر اشرف » يونيفرم نظامي مي پوشند؟ آيا « نفي خشونت » را در تناقض بــــــا « آموزش نظامي » نيافتيد؟ آيا توجه نكرديد كه همه افرادي كه اجازه داشتند نزديك شما بيايند، يك چيز مي گفتند و يك جور رفتار مي كردند؟ آقاي عزيز ، شما يك سياستمدار هستيد. مطمئناً از هر كسي بهتر مي دانيد كه اگر 10 نفر داريد كه يونيفرم يكسان مي پوشند، يك چيز مي گويند ، در يك زمان مي خندند و در يك زمان فرياد مي كشند، بايد نيروي ديكتاتوري پشت سر آن ها باشد.
آيا نديد كه « شهري » كه از آن ديدن كرديد، هيچ مهد كودك، مغازه، مدرسه، سينما، محضر ثبت ازدواج، تلفن همگاني و دفتر پستي ندارد؟
آقاي عزيز، من واقعاً معتقدم كه شما بايد يك بار ديگر از كمپ ديدن كنيد و اين بار من آمادگي ام را اعلام مي كنم كه در خدمت شما باشم و همراهي تان كنم . و بالاخره اين كه تصور نمي كنم كه شما را برده باشند تا مجموعه رهبري ضد هسته اي را كه صدام حسين به مسعود رجوي هديه كرده است ، ببينيد، مطمئن هستم كه به شما اجازه نداده اند تا بخش « خروج » كمپ را ديدن بكنيد، جايي كه بيش از 300 نفر از افرادي كه از گرفتن دستورات نظامي سرباز زده اند توسط فرقه زنداني شده اند.
آقاي عزيز، بلافاصله پس از حمله امريكا به عراق در مارس 2003 ، مسعود رجوي ، رهبر فرقه مجاهدين خلق ، پنهان شد . پس از سه سال عدم ارتباط با دنيا، در سال 2006 بيانيه اي به نام او منتشر شد. در اين بيانيه رجوي برنامه زماني خود براي براندازي رژيم ايران اعلام كــرد: « ظرف دو سال آينده » . در آن زمان توجه كمي به او شد . رجوي اين گونه ادعاهاي بي معني را
مكرراً طي 30 سال گذشته تكرار كرده است.
اطلاعاتي كه از درون فرقه مي رسند، با اين وجود ، نشان از آن دارند كه ضرب العجل ژانويه 2009 ، بخشي از برنامه شيطاني تر رهبران فرقه است. در پي اعلام اين تاريخ ، هر عضو فرقه ملزم به امضاي كاغذي شد مبني بر آنكه سوگند ياد كند كه تا ژانويه 2009 فرقه را ترك نخواهد كرد كه بنابر اظهارات رجوي اين تاريخ زمان سرنگوني رژيم است.
پيام رجوي اعلام مي كند كه هنگامي كه ضرب العجل ژانويه 2009 رسيد: « هر كس كه بخواهد مي تواند گروه را ترك كند، و من خودم آنهايي را كه بي فايده هستند بيرون خواهم انداخت » كارشناسان اصطلاحات مخصوص فرقه مجاهدين خلق اين جمله رجوي را قصد وي براي به مصيبت كشاندن پيروانش، تعبير مي كنند؛ قابل پيش بيني ترين سناريوها مي تواند خودكشي هاي دسته جمعي در كمپ اشرف و يا حمله به مواضع بيروني با ابعاد انتحاري در ديگر نقاط دنيا يعني جاهايي كه فرقه مجاهدين پايگاه دارد، باشد. و آن اين است كه عاملان « خالص » مجاهدين خلق مخالفان رجوي در اروپا را خواهند كشت و سپس خود را خواهند كشت.
گزارش سال 2006 وزارت خارجه امريكا درباره تروريسم ، كه مجاهدين را به عنوان گروهي تروريست با ويژگي هاي فرقه اي توصيف مي كند، هشدار مي دهد كه : « بسياري از رهبران و عاملان مجاهدين خلق ، به هر حال در ابعاد گسترده اي باقي مانده اند و شعار عاملان باقيمانده مجاهدين خلق كه اسلحه و آموزش بمب سازي از رژيم صدام حسين دريافت كرده اند بايد شديداً مورد نظارت قرار بگيرند. »
دوستان ما كه در طي 5 سال گذشته موفق به فرار از كمپ اشرف شده اند ، عميقاً نگران رخ دادن سري ديگري از خودسوزي ها و حتي عمليات هاي انتحاري مشابه آن كه اخيراً به دستور رهبران فرقه در سال 2003 رخ داد ، هستند.
ما شديداً نگرانيم كه فرا رسيدن ضرب العجلي كه مسعود رجوي قول داده است، افراد باقي در كمپ اشرف مجبور به خودسوزي دسته جمعي و يا كشتار دسته جمعي كساني كه ديگر از رجوي تبعيت نمي كنند، شوند.
جناب ويدال كودراس ، از شما به عنوان فردي كه به رهبران فرقه دسترسي داريد، به عنوان كسي كه به درون فرقه دسترسي داريد و به عنوان كسي كه توانايي و قدرت ايجاد تغيير را دارد خواهش مي كنم كه به ما كمك كنيد:
1ـ دروازه هاي اين كمپ را هر چه زودتر به روي نمايندگان سازمان هاي حقوق بشري ، به ويژه پزشكان و روانشناسان مستقل بگشائيد.
2ـ دروازه هاي اين كمپ را به روي خانواده هاي افراد درون كمپ كه برخي از آن ها عزيزان خود را بيش از دو دهه نديده اند، بگشائيد.
3ـ مكاني را براي پناهندگان ( جايگزين تيف ) برقرار كنيد تا كساني كه نمي خواهند به خدمت به رهبران يك فرقه تروريستي ادامه دهند بتوانند فرار كنند.
4ـ امكان انتقال همه افراد كمپ اشرف از عراق به كشورهاي امن اروپايي را فراهم كنيد تا آن ها بتوانند دوباره ساكن شوند و به جامعه آزاد و عادي بازگردند.
به عنوان مقدمه ديدار درباره شما از كمپ اشرف ، مايل هستم كه با شما ديداري داشته باشم و توجه شما را به چند واقعيت اساسي و اطلاعات مهم درباره كمپ اشرف جلب كنم و موضع حكومت عراق نسبت به گروه را مورد بحث قرار دهيم چرا كه شما ظاهراً به هنگام ديدارتان از كشور آن ها اين موضوع را براي خود روشن نكرديد.