دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۸
شكست انقلاب بلشویكی در روسیه گواهی است بر این حقیقت كه سوء استفاده از قدرت عدالت و آزادی را برای جامعه به ارمغان نخواهد آورد. استالین به عنوان چهره ای انقلابی نتوانست به اصول و آرمان های خود برای جامعه به اصطلاح بی طبقه پایبند بماند. او دیكتاتوری بنیان نهاد كه در آن افراد از حقوق اصلی خود محروم بودند اما به مانند دیگر ساختارهای تمامیت گرا، استبداد وی نیز عمر چندانی نداشت.
مسعود رجوی، رهبر اصلی مجاهدین كه پس از رد صلاحیت برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری ایران  هنوز در آرزوی دستیابی به قدرت در صحنه سیاسی ایران بود.  بنابر این ، به عراق گریخت و با همدستی دیکتاتور سابق عراق علیه هم وطنان خود عملیات های مرگباری همچون فروغ جاویدان به راه انداخت و هزاران نفر را قربانی جاه طلبی های خود کرد.  در سال 1980 ، چندی پس از انقلاب اسلامی در ایران، سازمان مجاهدین خلق كه به دنبال جایگاهی در ساختار نظام جمهوری اسلامی بودند حمایت خود در میان توده های مردم ایران را از دست دادند، سپس به فرانسه و عراق فرار كردند. مسعود رجوی، رهبر اصلی مجاهدین كه پس از رد صلاحیت برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری ایران هنوز در آرزوی دستیابی به قدرت در صحنه سیاسی ایران بود. بنابر این ، به عراق گریخت و با همدستی دیکتاتور سابق عراق علیه هم وطنان خود عملیات های مرگباری همچون فروغ جاویدان به راه انداخت و هزاران نفر را قربانی جاه طلبی های خود کرد. بی ثمر بودن تمامی این وطن فروشی ها رجوی را بر آن داشت که كیش شخصیتی خود را بنیان نهد. به این ترتیب انقلاب های سریالی خود را به راه انداخت و اعضا را مجبور به طلاق از همسرانشان، ترك فرزندان و زندگی خانوادگی و هر گونه زندگی خصوصی كرد.
او دنیایی به وجود آورد كه در آن « حقیقت » و « عشق » ممنوع است. او تا حدی موفق شد كه افرادش را از ویژگی های انسانی خالی كند. افراد عاری از « شور زندگی» هستند و همیشه نگرانی و تشویش آینده را دارند. آن ها هرگز نمی توانند به دیگران اعتماد كنند حتی به دوستان و خانواده خود. این افراد شستشوی مغزی داده شده، دیگر نمی توانند نسبت به رفتارهای رهبران خود منتقد باشند. در سازمان مجاهدین خلق، فردیت كاملاً انكار می شود و این خطری فاجعه آمیز است كه انسانیت و زندگی و آینده دست كم 3500 عضو سازمان در كمپ اشرف را به خطر می اندازد.
چنانچه « جرج ارول » در كتاب خود با عنوان « 1984 » جوامع تمامیت خواه را توصیف می كند، شعار حزب می گوید « كسی كه گذشته را كنترل می كند، آینده را نیز كنترل می كند» . امروزه، فرقه مجاهدین دقیقاً مشابه جامعه ای است كه جرج ارول در كتاب خود به تصویــــر می كشد. شعار حزب دقیقاً نمایان گر آنچه است كه امروز در فرقه رجوی می گذرد. تكنیك های كنترل ذهن در فرقه رجوی بهترین ابزار برای كنترل گذشته، حال و آینده اعضا است. جدیدترین گواه روش های مخرب كنترل گذشته و حال و آینده افراد فتح قله توسط زنان ( جراحی های بیرون آوردن رحم كه در فرقه رجوی زنان مجبور به تحمل آن می شوند)را می توان نام برد. در فضای منزوی فرقه رجوی، جائی كه روابط جنسی ممنوع است، عمل جراحی بیرون آوردن رحم راهی است برای كنترل آینده افـــراد.
اما مسعود و مریم رجوی و همدستانشان باید شدیداً این واقعیت را در نظر داشته باشند كه چنانچه مورخی به نام لرد آكتون می گوید: « قدرت فاسد می شود، قدرت مطلق حتماً فاسد می شود.»
مزدا پارسی

MKO’s Stalinist Power Structure
Copyright © 2009 Nejat Society, All rights reserved.