کاری که رهبری سازمان برای نابودی آن انجام داد، هیچ کس انجام نداده است

از زهر مار برای ساختن پادزهری علیه زهر نیش گزیده ای استفاده می شود. ((این مصداق همه ی دیکتاتورها است.)) به خوبی می دانیم که سازمان مجاهدین به دست خود رجوی، در حال انحطاط و نابود شدن است. اگر این سازمان به صورت سیاسی اداره می شد و دست از خراب کاری ها و زیکزاک های مستمر و طولانی بر می داشت به صورتی نرمال و تلخ کننده قدم برنمی داشت، در ذهن دیگران چرایی ایجاد نمی کرد. امّا تعجب این است که چه طور می شود افرادی مثل رجوی رهبری یک سازمان را به دست می گیرند و آن را به بی راهه می برند. عده ای دیگر هم به دنبال آن ها حرکت می کنند. مقصر کیست؟! رهبری یا رهروان بالا و پایین؟! به هر حال مهم این است که اکنون سازمان نظامی، سیاسی و به قول خودشان ((ایدوئولوژیک)) که به یک ساخته ی مذهبی مارکسیستی اجزاء یا پازلی نامناسب می خواهد دنیا را به دست بگیرد، در حال حاضر زیر یک ضربه است. که این ضربه نهایتاً منجر به نابودی آن شده است.
درسال57 اکثراً ازعملکرد درون سازمان خبر نداشتند. به جز آنهایی که در زندان با آن ها بودند و آنان را مبارز می دانستند. که در زندان شاه به مقاومت ادامه می دادند. بنابراین به آن ها سمپاتی داشتند. اما امروزه با گسترش تکنولوژی، اخبار و اطلاعات می توان به راحتی به گذشته شان دسترسی و از سرنوشت شان با خبر شد. اکنون توجه شما را به اطلاعات زیر جلب می کنم.
مجلات اکثراً در باره ی آن ها چه می نویسند. آیا خودشان قبول دارند یا خیر؟! در سازمان چگونه این ها بررسی می شود آیا این گفته ها و این نظرات به آن ها می رسد؟! و یا باور دارند که سعی بر گفتن اجزاء مثبت را دارند. اگر این است باید محتوای آن را از دید رهبری، دید. رهبری که با دادن اطلاعاتی وارونه و غلط افراد خود را هدایت کرده و در معرض تصمیم گیری صحیح قرار نمی دهد. آیا این رهبری، مسئول واماندگی و انحطاط نیرو هاست. البته و صد البته ممکن است افراد به دلایلی به سازمان پیوسته باشند. اما رهبری که دائماً به آن ها گرا و اطلاعات غلط را می دهد و خودش از این بابت راضی و خندان و شاد است می تواند آن را به جای مناسبی ببرد؟!. مسلماً نه. پس بهترین راه و درست ترین راه چیست؟! جدایی افراد از این رهبری غلط چگونه میسر می شود؟! شاید نمی توانیم عملاً دستی در جدا سازی این دو داشته باشیم امّا با اطلاع رسانی می توانیم از پیوستن عده ی دیگری به آن ها و کمک به افرادی که جدا می شوند سهمی در جدا کردن سره از نا سره داشته باشیم. تنها کاری است که می توانیم انجام دهیم. البته کار بسیار سختی است امّا می شود.
پس تلاش های ما بی نتیجه نبوده. مسیر نزولی هواداران و اعضاء را مشاهده می کنید. اگر این افشاگریها نبود، افراد بیشتری گول این سازمان را خورده و به انحطاط می رفتند.
فرزین

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.