120 روز چشم براه و سینه چاک امپریالیسم!!

بر اساس خبرهای منتشر شده دادگاهی در آمریکا بر اساس رأی صادر شده 120 روز به وزارت خارجه آمریکا زمان داده است تا بار دیگر در مورد فرقه تروریستی مجاهدین و حضورش در لیست گروههای تروریستی تصمیم گیری کند. حضور فرقه تروریستی مجاهدین در لیست گروههای تروریستی آمریکا که از سال 1997 به این سو ادامه دارد، کابوسی پایان ناپذیر است که 15 سال آزگار خواب را بر چشمان رجوی ها حرام کرده است. سازمانی که رهبری مادالعمری آن بر عهده رجوی است در این رؤیا پیوسته دست وپا میزند و برای سرپوش گذاشتن برروی سلسله شکست های سیاسی و نظامی و بستن دهان اعضا و هواداران خود، تلاش میکند آنرا به حضور در لیست گروههای تروریستی آمریکا ربط دهد. سازمانی که جز دروغ و فریب خلق و بالاتر از آن خود فریبی را راهنمای دیروز و امروز و فردایش کرده است خوب میداند خروج از لیست گروههای تروریستی اروپا مگر موفقیت چشمگیری را برایش به ارمغان آورد که خروج از لیست گروههای تروریستی آمریکا بن‌بست های استراتژیک پیش روی این سازمان را از پیش روی بردارد؟ اما با چه هدفی تمام توان و ظرفیت سازمانی وساختاری خود را در حداقل در چند سال گذشته صرف بدست آمدن چنین هدفی کرده است. واقعیت امر این است که سازمان مجاهدین برای رسیدن به 2 هدف مهم چشم براه خروج از لیست گروههای تروریستی آمریکاست:
1. امکان حضور مسعود رجوی در اروپا و استقرار در یک کشور اروپایی ایده‌آل چون سوییس یا نروژ را برآورده سازد و با مسایل حقوقی و پلیس آنترپل درگیر نشود.
2. ادامه دار بودن حضور اعضای باقیمانده در خاک عراق با برخی از فرماندهان قسم خورده در کمپ اشرف به عنوان برقرارماندن ظرف ایدئولوژیک – سیاسی و استراتژیک در عراق. حتماً کارشناسان و آگاهان به مسایل سیاسی ایران و مجاهدین در جریان هستند که در ماههای گذشته زمزمه حضور رهبری و اعضای این فرقه در کشورهایی چون آذربایجان – لبنان ویا اسراییل گاه گاهی خبرش سر از روزنامه‌ها درمی آورد ولی به نظر نگارنده هیچ کدام از این کشورها امکانات هر چند سوخته واز بین رفته کشوری چون عراق را برای مجاهدین امروز که در عین حال مال باخته و جان باخته(عمر از دست داده) هستند در بر ندارد. رجوی بد جور قافیه را در خاک عراق باخته است آن هم نه برای یک عمر یا یک نسل بلکه برای یک تاریخ انباشته از وابستگی و مملو از دریوزگی مشمئز کننده در برابر بیگانگان ضد ایرانی که مزد در خور و شایسته اش را هنوز از استخدام کنندگان دریافت نکرده است. فکر میکنید برای چی هر روز و هر شب به نوعی آویزان دامن آمریکا و اسراییل می‌شوند و لابی های آمریکایی را با هزینه‌ها صدهزار دلاری به خدمت میگیرند چون فکر میکنند مزد واقعی شان را دریافت نکرده اند و پیوسته جیغ بنفش میکشند: «… آمریکا به وعده هایش (یعنی تسلیح و بکارگیری مجدد شبه نظامیان ناکار آمد به اسم مجاهدین) درعراق عمل نکرده است!…!» تاریخ پررمز و رازی که پنهان از چشم مردم ایران همه چیزش را رجوی برای رسیدن به قدرت به حراج گذاشت ولی باز هم نتیجه نگرفت، این تاریخ پر رمز و راز روزی برای مردم ایران دفتر هایش گشوده خواهد شد.
در خوش‌بینانه ترین شکل باید بپذیریم مسعود رجوی به عنوان معمار و مبتکر این شکل از وابستگی سالهای پایانی عمر سراسر از ترس و وحشت و اضطراب خود را سپری میکند و طعم پیروزی دلخواه خود را نچشیده از این جهان خواهد رفت. آنچه باقی میماند: – یک عمر خیانت به ایران و ایرانی در دامان صدام حسین،
– یک عمر خسران و در حسرت پیروزی و استقرار در کاخ سعد آباد!! بعد از رژه تانک هایش در میدان آزادی،
– یک عمربه امید چنگ انداختن جنگ طلبان به خاک ایران و نابودی زیرساخت های اقتصادی میهن،
– و یک عمر پرورش شکنجه گر و زندانبان و اسیر نگاهداشتن اعضایش به عنوان زندانی. بر این لیست بی پایان شما نیز میتوانید دهها مطلب دیگر بیفزاید ولی نتیجه یک چیز بیشتر نیست.
« رجوی بد جور قافیه را در عراق باخت و همه چیز اش را در قمار میز عراق از دست داد.»
اکنون بایست به بعد از دوران مسعود رجوی در باره تاریخچه این سازمان و مسیر پیش رویش به کالبد شکافی و بررسی راه کارهای آن پرداخت.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.