طاعون سیاه محصول مشترک تروریزم و جزام

رجوی در مقطعی که ارتش داشت. نیروی انسانی زیاد و جذب نیرو داشت. فضای انقلاب درونی ومحیط امن صدام داشت.صدور نفت سه چاه اهدایی از صدام داشت و به قول خودش از 20 درصد از کشور های عضو سازمان ملل هم پول دارتر بود و هم قدرت نظامی بیشتر داشت مختصات بیرونی خود را بشرح زیر اعتراف می کرد:
رجوی:
ما وقتی با صدام طرح صلح امضاء کردیم که شما مجاهدین بدلیل مجازات مهره های رژیم (ترور) در داخل کشور و خارج کشور انگ تروریزم خورده بودید و صدام هم بدلیل حمله به ایران و تحمیل جنگ و استفاده از سلاح شیمیایی از دید مردم ایران و منطقه جزام بود.
در چنین شرایطی شما سوار بر تانک ها و نفر برهایی شدید که از صدام گرفته بودید وهنوز خون بسیجی های رژیم روی شنی آنها خشک نشده بود (اینکه از کلمه بسیج استفاده می کرد برای این بود که از قبل در ذهن نیرو هایش آن را شاخص سرکوب جا انداخته بود) لذا بدیهی بود که به شما ستون پنجم و… نسبت داده بشود و محصول مشترک تروریزم و جزام خوانده شوید اما برای مجاهدین یک چیز شاخص و مهم بود وآن اینکه سرنگونی (قدرت)
اکنون مردم عامه عراق در اقصا نقاط کشورشان مسئولین و پژوهشگران و سایر قشرهای عراقی فرقه تروریستی رجوی را به عنوان نوعی مرض خطرناک بنام طاعون سیاه در بدنه ی کشورشان تشبیه نموده و در سمینارها و همایش های متعدد با مدارک و مستندات و فاکت های انکار ناپذیری برگزار کردند.
دلایل مردم عراق برای این نامگذاری عبارتند از: آنها دیدند که فرزندانشان را با نوکری برای صدام کشتند – آنها دیدند که زمینهایشان را مصادره وبه پادگان و زمین مانور تبدیل کردند و باعث کوچ اجباری عشایر متعددی شدند – آنها دیدند که درسال 1991چگونه مجاهدین جلو انقلاب وانتفاضه ی آنها را گرفتند وده سال دیگر به شکنجه ها و کشتار توسط صدام افزودند –آنها دیدند که فرقه ی رجوی چگونه به ارتش خصوصی صدام تبدیل وهمه ی بیت المال واموال عمومی مربوط به ملت عراق را مصادره ودرهمدستی با صدام بودجه عراق را غصب و درعملیاتهای تروریستی خرج و در بانک های خارجی مخفی و درجاهای مختلف سرمایه گذاری کردند- آنها دیدند که فرقه ی رجوی چگونه نفت اهدایی از طرف صدام که متعلق به ملت عراق بود را آزادانه صادر و در قالب شرکت های ساختگی با اسم های گوناگون توجیه و بالا کشیدند (شاهد عینی.عضو ارشد ومترجم رجوی " غلام ") و صدها فاکت و مورد دیگر که در متن زیر نمونه ی کوچکی ازاین قبیل اقدامات اززبان آقای قربانعلی حسین نژاد که درسایت اینترنتی سحر و ایران اینترلینک درج شده است.
" در طول بیش از 20 سالی که در قرارگاههای مختلف این فرقه در عراق در بخش روابط (امور عراق) به عنوان عضو این سازمان و بالاخره با رده معاونت ارگان (به دلیل سابقه علیرغم اینکه من فضیحت موسوم به انقلاب ایدئولوژیک درونی را نپذیرفته بودم) به کار ترجمه می پرداختم به علت کارم از نزدیک شاهد مزدوری و نوکری تمام عیار رجوی و جاسوسیهای او و دستگاهش برای صدام حسین و رژیمش و بعد از سقوط او برای آمریکاییهای اشغالگر بودم. او که کل سیستم رهبری و اداری اش جزء اطلاعات عراق و کل سیستم نظامی به اصطلاح ارتش آزادیبخشش جزء ارتش عراق بود طبق اسناد و نامه هایی که ترجمه می کردم و یا گزارشهای نزدیکترین افرادش که می خواندم به دنبال آخرین دیدارش با صدام حسین در شهریور سال 79 و درخواستش از وی مبنی بر افزایش سهمیۀ نفت روزی 100 هزار بشکه نفت (3 میلیون بشکه در ماه) به صورت کوپن از صدام حسین دریافت می کرد که کوپنها را به خارج فرستاده و تبدیل به دلار می کردندـ سهمیۀ رجوی از نفت عراق پیش از این در سالهای مختلف بین 50 و 70 هزار بشکه بود و این مستمری ثابت غیر از میلیونها بشکه نفت بود که هر از چند گاهی از محل اضافه تولید یادداشت تفاهم نفت در مقابل غذا توسط صدام به رجوی اهدا می شد.
این همان منبع درآمد میلیاردی و تمام نشدنی رجوی با سرمایه گذاریهای کلان آن در خارجه بوسیلۀ افراد و شرکتهای پوششی است که امروز نیز توسط مریم رجوی علاوه بر خرج کاخ پاریسی و لباسهای صد مدلی و جراحی چهرۀ خود برای جوان نمایی و «تابان» شدنش میلیون میلیون صرف هزینۀ برگزاری کنفرانسها و مهمانیهای آنچنانی در اروپا و آمریکا با پرداختهای کلان به سخنرانان از مقامات جنایت پیشۀ سابق سیا و امنیت و ارتش و دولتهای پیشین آمریکا از طریق شرکتهای لابی سازی و صرف آگهی های پرهزینه تبلیغاتی در مطبوعات آمریکا و اروپا و عراق و تلویزیونهای آمریکا و خرید هزاران وکیل و پارلمانتر اروپایی و آمریکایی و دهها مزدور عراقی برای نگهداشتن هرچه بیشتر اسرای فرقۀ خود در قید اسارت و جلوگیری از فروپاشی تشکیلات سرکوب و شکنجه و به کشتن دادن و تباه کردن هرچه بیشتر وقت و عمر بهترین جوانان و نیروهای کارآمد مردم ایران و التماس و گدایی از آمریکا برای خروج از لیست تروریستی که «استراتژی سرنگونی پشت آن گیر کرده است»!! می گردد.
بدینگونه می بینیم که تمامی ادعاهای رجویها و دستگاهشان مبنی بر کمک مالی مردم ایران و تمامی ترفندهایشان مبنی بر جمع آوری کمک مالی برای سیمای مغازلت آمریکایی و اروپایی و دروغ و فریبشان و دیگر برنامه هایشان برای سرکیسه کردن ایرانیان در این رابطه تا کجا پوشالی و برای لاپوشانی کلان غارت نفت عراق و توجیه و سفیدسازی هزینه های میلیونی شان می باشد، تازه اینهمه اضافه بر گرفتن دهها هزار سلاح و دهها هزار تن مهمات از عراق بویژه چند ماه قبل از شروع جنگ سال 82 که سهمیۀ نفت شش ماه آینده (18 میلیون بشکه نفت) را هم به علت احتمال وقوع جنگ یکجا گرفتند می باشد سلاحها و مهماتی که به بهانۀ نفوذ به داخل ایران و سرنگون کردن رژیم در صورت وقوع جنگ و حملۀ آمریکا و یا به تعبیر خود مسعود رجوی «کاسه لیسی» در صورت «شکستن تغار ماست» از عراق گرفته شد و تمامی آنها دو دستی تقدیم نیروهای متجاوز و اشغالگر آمریکا در همان عراق گردید که تا یکسال مشغول آتش زدن و منفجر کردن آنها در پادگان اشرف بودند." اما جداشدگان از فرقه ی ترور و وحشت رجوی به عنوان شاهدان عینی دررابطه با طاعون سیاه چه دیدند و چه می گویند.
جداشدگان می گویند، رجوی ابتدا در میان منطقه ی کردی ودولت مرکزی قرارگاه زد و خط تشکیل داد تا درشرایط خاص در برابر حرکت کردها بایستد که در سال 91 این کار را کرد.
جداشدگان می گویند، رجوی و جماعت رجوی بدون هیچ گونه محدودیتی درپادگانها – اماکن نظامی عراق و شهرها تردد و با برگه ی عدم تعرض مصونیت کامل داشتند ودارای چک سفید از صدام درهر زمینه ای چه مالی و چه سیاسی وامنیتی بودند.
جداشدگان می گویند، طاعون سیاه یعنی اینکه رجوی اجازه داشت به هر عراقی که کوچکترین مزاحمتی برای آنها ایجاد کند شلیک کند واجازه داشت حتی نیروهای دولتی وارتش عراق که به آنها نه می گفتند وخلاف وعده ی شخصی صدام عمل می کرد را محاکمه و مجازات کند.
جداشدگان می گویند، رجوی با توپخانه شهرهای کلار- کفری – طوز- خرماطوز- جلولا و روستاهای الصلاحی- شیخ بابا- عبدالقادر- خانقین – ملا قادر و…. را در سال 91 میلادی(عملیات کرد کشی) با خاک یکسان کند.
جداشدگان می گویند، طاعون سیاه درتمامی جاده های اصلی عراق دژبانی (سیطره) احداث کرد و نمی گذاشت حتی یک عدد قرص و دارو و خوراکی و ارزاق برای مردم مظلوم کرد برود و آنها را شدیدا محاصره کرد و حتی در بیراهه ها هم محموله های کاسبان را مصادره و به مردم عراق دوبله می فروخت.

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا