ماجرای دیدار مادر زخم‌ خورده از مجاهدین با احمد شهید

ثریا عبدالهی یکی از مادرانی که فرزندش به مدت 15 سال در دست مجاهدین اسیر شده برای رساندن صدای خود به گوش سازمانهای مدعی حقوق بشر به همراه تیم ایرانی، عازم مقر سازمان ملل در شهر ژنو شده و می گوید: با هیات ایرانی به ژنو رفتم پس از دیداری که با احمد شهید داشتم مجاهدین به من حمله کردند و با تهدید گفتند ثریا سرت را می‌بریم.

به گزارش خبرنگار مهر، ثریا عبدالهی یکی از مادران ایرانی است که فرزندش 15 سال قبل پس از سفری به ترکیه به عضویت گروه مجاهدین درآمد. اما او پس از آن هیچگاه موفق نشد تنها پسرش را ببیند. او برای دیدن فرزندش 4 سال در کنار قرارگاه اشرف زندگی کرد تا خبری از فرزندش بگیرد اما نه تنها موفق نشد بلکه بدرفتاری و توهین و خشونت مجاهدین به گفته خودش باعث شد با نا امیدی تمام به کشورش ایران بازگردد.

عبدالهی اخیرا سفری را با هیات ایرانی به ژنو داشت تا صدای خود را به گوش احمد شهید و سازمانهای مدعی حقوق بشر برساند او در این سفر پرده از جنایتها و بدرفتاری‌های مجاهدین برداشت. عبدالهی مدعی ست فردی سیاسی نیست و برای تمام سخنان خود مدرک و دلیل دارد. تنها علت حضورش در ژنو و دیدار با احمد شهید را رساندن صدای درد و رنج خود و ستمهای روا شده به او توسط مجاهدین به گوش سازمانهای مدعی حقوق بشر می‌داند البته عبدالهی در این سفر با اردشیر امیر ارجمند نیز دیداری داشته که مشروح سخنان او در مصاحبه با خبرنگار مهر، به شرح ذیل است.

ظلم گروه مجاهدین به قدری بود که اعضای سازمان ملل با شنیدنش تعجب می‌کردند

مهر: خانم عبدالهی سفری با هیات ایرانی به ژنو داشتید دلیل این سفر چه بود؟

بله مسافرت خوبی بود در واقع موفق شدیم با چند نفر از اعضا و نمایندگان سازمان ملل ملاقات کنیم خوشبختانه مسافرت به نحوی پیش رفت تا وقتهایی که درخواست کرده بودیم مورد قبول واقع شود. ما در حقیقت می‌خواستیم صدایمان را به گوش سازمانهای حقوق بشری برسانیم. مشکلاتمان را بگوییم و اینکه چگونه فرزندانمان در دستان مجاهدین اسیر شده‌اند که حتی موفق نشدیم آنها را یکبار ببینیم. مشکلات خود را در 4 سالی که کنار کمپ اشرف زندگی کردیم را به مسئولان و اعضا سازمان ملل گفتیم، وقتی نمایندگان سازمان ملل گزارش ما را شنیدند همگی از میزان ظلم گروه مجاهدین تعجب کردند, همان افرادی که با اعضا مجاهدین در ژنو جلسه‌های متوالی می‌گذاشتند.

می‌دانستند ما سیاسی نیستیم اما باز توهین می‌کردند

* آیا اعضا مجاهدین هم در ژنو حضور داشتند؟ نحوه حضورشان چگونه بود؟

بله از سران مجاهدین در لابی سازمان ملل بودند. برخورد بسیار بدی داشتند ما می‌دانستیم برخورد آنها یک نوع فیلم و نمایش است، می‌خواستند ما را عصبانی کنند، متاسفانه ما تجربه اینچنینی نداشتیم نمی‌دانستیم باید چگونه رفتار کنیم. ولی با اینحال تنها کاری که انجام دادیم این بود که سکوت کنیم. هیچ جوابی به آنها ندادیم تا بتوانیم بیشتر بمانیم برای اینکه بیشتر صحبت کنیم تا واقعیت‌ها را از وضعیت فرزندانمان که گرفتار گروه مجاهدین بودند را به اطلاع جهانیان برسانیم.

آنجا حتی کسانی بودند که از نظرسیاسی مخالف جمهوری اسلامی بودند، آنها نیز با ما برخورد بدی می‌کردند در حالی که همه آنها می‌دانستند ما سیاسی نیستیم. به وضوح می‌گفتیم ما بحث سیاسی نداریم ولی همچنان توهین می‌کردند. ما حدودا 3هزار خانواده هستیم که می‌خواهیم فرزندانمان را که در دست فرقه رجوی اسیر است را آزاد کنیم.

به امیر ارجمند گفتم شما با گروه مجاهدین ارتباط برقرار کردید

* این گروهها که می‌گویید چه کسانی بودند آیا حرف سیاسی می‌زدید که با شما برخورد می‌شد؟

ببینید ما سیاسی نیستیم، کاری هم با سیاست نداریم اما در یکی از پنل‌هایی که برگزار شده بود آقای امیر ارجمند هم حضور داشت، خوب ما در اکثر پنل‌ها حضور پیدا می‌کردیم آنجا در مورد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی صحبت داشتند ما هم بعضی وقتها در مورد خودمان صحبت می‌کردیم. مثلا در اکثر این پنل‌ها می‌گفتیم شما که در مورد نقض حقوق بشر در ایران صحبت می‌کنید. ما هم ایرانی هستیم خانواده‎هایمان ایرانی است چرا در مقابل ما سکوت می‌کنید.

در یکی از این پنل‌ها به آقای امیر ارجمند گفتم شما که مخالف جمهوری اسلامی هستید با گروه مجاهدین ارتباط برقرار می‌کنید آیا می‌دانید همه اینها باعث می‌شود در داخل علیه شما کینه‌ای شکل بگیرد. البته عرض کردم من بحث سیاسی نمی‌کنم همین ظاهر ماجرا را که می‌دیدیم اینها می‌روند کنار مجاهدین و با آنها صحبت می‌کنند از لحاظ روحی برایمان سخت بود. همانجا در یکی از پنل‌ها به امیر ارجمند گفتم شما به ظاهر دارید از ملت ایران دفاع می‌کنید چون ما هم جزو همین ملتیم که در آن لحظه آقای آتابای رفت از آقای امیر ارجمند سوال کرد وگفت برادر شما در گروه مجاهدین است، لذا بر همین اساس درخواست کردیم و به او گفتیم بچه‌هامون را می‌خواهیم که امیر ارجمند با عصبانیت گفت به من تهمت زدند و برادر من با این سازمان ارتباطی ندارد.

البته من آقای ارجمند را زیاد نمی‌شناسم فقط بحث‌هایی در مورد ایران کردند ولی حتی اگر برادرش هم بین مجاهدین بود فکر نمی کنم کمکی به ما می‌کرد.دلیل آن هم روشن بود چون امیر ارجمندمخالف جمهوری اسلامی بود حتی به ما می‌گفتند شما از طرف جمهوری اسلامی آمدید در واقع دید دیگری نسبت به ما داشتند. البته استنباطم از رابطه امیر ارجمند و مجاهدین به شکلی بود که احساس می‌کردم با هم ارتباط دارند لذا به آقای بیطرف مسئول برگزاری پنل‌ها اعتراض کردم جلویش گریه کردم همان موقع خانم برادران آقای علیزاده و زینالی از مخالفین حاضر در پنل بودند که برای پرونده سازی علیه جمهوری اسلامی آمده بودند. شروع کردند از شکنجه‌های جمهوری اسلامی گفتن که اینها اینجوری ما را شکنجه کردند در انتخابات رای ما را دزدیدند و این حرفها.

شکنجه‌هایی که آنها مدعی هستند در ایران صورت گرفته را از کسانی که از سازمان مجاهدین فرار کرده‌اند شنیده ایم.

باور کنید من نمی خواستم پنل آنها را به هم بزنم ولی به قدری عصبانی شدم که بلند شدم و فریاد زدم و گفتم خانم برادران دقیقا همین شکنجه هایی که شما می گویید ما از کسانی که از سازمان مجاهدین فرار کرده اند و جدا شده اند و در کشورهای اروپایی هستند شنیده ایم. بچه های ما در دست همین افراد اسیرند.

جالب اینکه به محض اینکه من این حرفها را زدم خانم برادران بلند شد و گفت شما دروغ می گویید شما از ایران آمده اید، مامور شده اید که پنل ها را به هم بریزید. ما دیگر کاری نکردیم بعد از تمام شدن پنل های آنها، من و خانم بهشتی که برادرش در سازمان کشته شده بود رفتیم جلو و گفتیم حالا که در مورد نقض حقوق بشر حرف می زنید در مورد ما هم بگویید و فریاد زدیم و گریه و زاری. دقیقا یادم می آید به خانم برادران گفتم شما یک جورهایی دروغ گفتید در واقع خودتان را می خواهید تبرئه کنید تا دولت سوئیس به شما ترحم کند تا بتوانید اینجا بمانید. شما از حقوق بشر ایران دفاع نمی کنید شما برای منافع خود اینجا هستید.

چرا که اگر کسی بخواهد از حقوق بشر دفاع کند خیلی ببخشید با یک وجب دامن و تاپ و آرایش آنچنانی و حالت پریشان نمی آید برای دفاع از حقوق بشر. من اولین بار بود که به این سفر می رفتم. 4 سال با سازمان مجاهدین درگیر بودم روش کار آنها هم همین بود و می خواستند ما را به کار سیاست بکشانند لذا در آن زمان نمی توانستم از ایران به خوبی دفاع بکنم. البته من سابقه سیاسی ندارم چیز ی هم از سیاست نمی دانم.

به احمد شهید گفتم من یکی از ایرانی‌ها هستم که به حقوقم ظلم شده

* درست می فرمایید ما هم قصد این را نداریم تا موضوع را سیاسی کنیم ولی خوب بالاخره خواسته شما هم حقوق بشری است آیا توانستید کسی را ببینید تا خواسته هایتان را مطرح کنید؟

بله من احمد شهید را دیدم همه حرفهایم را به او زدم ولی وی به من گفت من فقط نماینده هستم در مورد نقض حقوق بشر در ایران صحبت کنم. من هم در جواب او گفتم من یکی از همان ایرانی ها هستم که 4 سال در کشور عراق ماندم تا بچه ام را ببینم حتی موفق نشدم به مدت یک دقیقه او را ببینم. این حرفها را خانم بهشتی، آقایان آتابای و اکبرزاده نیز زدند.

*احمد شهید در جواب شما چه گفت؟

هیچی! احمد شهید گفت سازمان مجاهدین به ما گفته ایران نقشه دارد و می خواهد این جوانان را از ما بگیرد ببرد داخل ایران و همه آنها را اعدام کند، همان لحظه من به احمد شهید گفتم با اطمینان و با سند و مدرک و شاهد عینی به شما ثابت می کنم کسانی که در سازمان مجاهدین هستند و سابقه طولانی دارند و جنایت های سازمان را می دانند اگر بخواهند بیرون بیایند رجوی آنها را می کشد. برای اینکه اگر آنها بیایند بیرون تمام جنایت های آنها را افشا می کنند.

در حال حاضر نزدیک به 1200 نفر از اعضای بریده از مجاهدین در ایران به صورت عادی زندگی می‌کنند

* مثالی برای این حرف خودتان دارید؟

بله، مثل غلامعلی حسین نژاد که 25 سال مترجم مریم و مسعود رجوی بود که وقتی فرار کرد و آمد بیرون تمام جنایت های سازمان را مو به مو آشکار کرد، البته خیلی ها این جنایت ها را نگفتند و یا نتوانستند بگویند، ولی آقای حسین نژاد در سایت‌های خبری داخلی و خارجی تمام این اتفاقات و جنایات سازمان مجاهدین را منتشر کرد. به احمد شهید گفتم چرا ایران باید اینها را اعدام کند در حالی که الان نزدیک 1200 نفر از مجاهدین سابق در ایران ازدواج کرده اند و زندگی عادی دارند. سر کار می روند و تنها کسی که می خواهد اینها را بکشد سازمان مسعود و مریم رجوی است. این یک واقعیت است که اگر اعضای خسته و بریده از سازمان از آن بیرون بیایند سازمان منحل می شود البته اینها می خواهند این افراد را بکشند و با این کار شهید سازی کنند در حالی که ما و همه دنیا می دانیم این گره کور مسعود رجوی با خون همین افراد باز خواهد شد.

* بالاخره جواب احمد شهید به استدلال و مدارک شما چه بود؟

البته آقای احمد شهید به ما وعده داد که من اینها را بررسی می کنم و گفت اگر صحبت شما درست باشد رسیدگی خواهد شد حتی آدرس سایتش را داد دیگر نمی دانم چه اتفاقی خواهد افتاد. ما در بعدازظهر همان روز در پنل احمد شهید که در دیدار مخالفان سیاسی بود حضور پیدا کردیم مجاهدین نیز در این پنل بودند من بارها دستم را بلند کردم تا حرف بزنم ولی کسی که منشی احمد شهید بود اصلا اجازه صحبت نداد تا اینکه در نهایت احمد شهید اجازه صحبت داد.

موضوع پنل در مورد نقض حقوق زنان در ایران بود من هم بر اساس همان موضوع نقض حقوق زنان در اشرف را که در 25 بند آماده کرده بودم، خواندم اما مخالفان جمهوری اسلامی به من اجازه ندادند بیشتر از 12 بند آن را بخوانم.
همان موقع یکی از سران مجاهدین به اسم کریمی به همراه منیره جعفری صحبت کرده و به احمد شهید گفتند ایشان یعنی من جزو افراد جمهوری اسلامی ایران هستم و از طرف جمهوری اسلامی آمده ام اینجا و آنها گفتند این خانم 4 سال در اشرف بوده و خیلی ما را اذیت کرده. همه این چیزها که این خانم به شما گفته است دروغ است و او کسی را در اشرف ندارد.

ناچار شدم سریع عکس پسرم را بردارم و فریاد زدم تنها پسر من اسیر این فرقه است. خانم بهشتی و آقای آتابای هم با ما همصدا شدند که احمد شهید نیز گفت این خانم شکایت دارد و باید به شکایتش رسیدگی شود.

* فکر می کنید با توجه به مواضع احمد شهید او بتواند به پرونده شما رسیدگی کند؟

انشاءالله که بتواند رسیدگی کند و کاری برای ما انجام دهد هر چند من می دانم مشکلاتی برای پسرم امیر ایجاد خواهد شد. وظیفه من این بود که این جنایات ها را افشا کنم البته رسانه ها، صدا و سیما و دولت ایران نیز باید ما را کمک کنند تا نه تنها بچه های ما بلکه همه افراد اسیر شده آزاد و مجاهدین زمان رسوا شوند.

مجاهدین گفتند ثریا سرت را می‌بریم

* ما شنیده ایم در این سفر مشکلات زیادی برای شما پیش آمده آیا امکانش است تا در این باره توضیح بدهید؟

بله، ما در این سفر فهمیدیم که مجاهدین چه حیله هایی دارند و چه شیطان بزرگی هستند. حتی آنها به ما حمله کردند، در اتوبوس اسم من را بردند و گفتند ثریا سر تو را می بریم. آنها دوباره کار خود را تکرار کردند تا اینکه ما مجبور شدیم شکایت کنیم پلیس آنها را دستگیر کرد و حدود ساعت 2 یا 3 نیمه شب پرونده ای برای آنها باز شد و قرار بر این بود تا این پرونده به مدت 3 ماه مفتوح باشد. فکر می کنم حرکت و اتفاق خوبی بود تا خیلی از ملت ها با واقعیت ها آشنا شوند.

آیا در مورد این توهین‌ها و تهمت ها مدرک دارید که حرف شما را ثابت کند؟

* بله ما فیلم داریم. همان شخصی که من را تهدید کرد هم عکس و هم فیلمش ثبت شده. تمام کارهایش که با مشت به اتوبوس ضربه می زدو فحش می داد مستند در اختیار و سفیر کشورمان در سوئیس آقای سجادی قرار گرفته که به امید خدا به این موارد رسیدگی خواهد شد.

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا