مجاهدین و اعتصاب غذا از گابن تا اوور و لیبرتی

از دیر باز اعتصاب غذا نیز یکی از حربه های مجاهدین برای جار و جنجال تبلیغاتی بوده تا بدینوسیله ننه من غریبم در آورده و به خواسته های مقطعی خویش برسند. اولا آنچه که در جهان تا کنون مرسوم بوده اعتصاب غذا همواره از موضع ضعف بوده و اعتصابیون افرادی هستند که دستانشان از همه جا کوتاه و با مایه گذاری از جان خود در پی احقاق حق میباشند  و مجاهدین هرکجا که توانی و قدرتی داشته اند همیشه با خشونت و اعمال تهاجمی و تروریستی اقدام نموده وبرای فردای آن روز نوید پیروزی داده اند اما وقتی دستشان در پوست گردو میماند مانند گربه ای که سبیلهایش در چسپ موش گیر کنند خود را به این در و آن در میزنند.
اما اعتصاب غذا برای مجاهدین نیز اگرچه در پایان هر اعتصاب جشن و جنجال پیروزی سر داده اند اما با مروری بر اعتصاب گابن و اوور و… به یقین قطعی خواهیم رسید که نتیجه اعتصاب لیبرتی نیز چیزی جز از دست رفتن تعدادی از اعتصابیون و بریدن و جدایی تعدادی دیگر از آنان دستاوردی در بر نخواهد داشت.
در اعتصاب غذای کشورافریقایی گابن در سال1988(1366) که در اعتراض به تهدید اخراج و استرداد تعدادی از اعضای مجاهدین صورت گرفت درخلال اعتصاب تبلیغات همه چیز را به نفع مجاهدین نشان میداد و در پایان اعتصاب نیز دولت گابن با هزاران بده بستان و زد وبند پشت پرده از استرداد مجاهدین صرف نظر نمود و مجاهدین این اعتصاب را کارزار بین المللی علیه دولت و نظام ایران قلمداد نموده و سعید اسدی طاری را پرچمدار این پیروزی اعلام نمود.
اما بعد از دو یا سه سال در نشست های انقلاب ایدئولوژیک وقتی پرده ها  کنار رفت و همه مسئولین را برای حساب پس دادن در خصوص انقلاب ایدئولوژی و پیشینه افراد پای بلند گو آوردند در نشستی با مسئولیت مهوش سپهری (نسرین) آقای سعید اسدی طاری همان پرچمدار مبارزه و حماسه گابن را پای بلند گو کشانده وپشت صحنه فیلم تخیلی و ساختگی گابن علنی شد  در آن نشست فقط به کوتاهی ها و بای دادن های سعید اسدی طاری و همراهانش اشاره شد و فعالیت گابن را بعنوان سابقه ننگین آن دسته از مجاهدین در نشست عرضه نمودند. این تهاجم مهوش سپهری (نسرین) بسرعت در درون آقای سعید اسدی طاری عمل نمود و از سازمان اعلام بریدگی و جدایی نمود. اما این بار آقای اسدی طاری ناگفته هایی از پشت صحنه حماسه گابن را که در طرف رهبران و فرماندهان مجاهدین مانند مهدی ابریشم چی و چند تن از زنان روابط خارجی از جمله سارا (اسم مستعار) (که بعداد چند سالی فرمانده قرار گاه دو در جلولا شد و از همانجا خودش نیز برید)را برملا نمود و مشخص شد که بقول خودشان همه گند زدند و تنها پولهای کلان و رشوه های میلیونی به دولتمردان و دیپلمات های فرانسوی بوده که کارساز و حماسه ساز شده و برای کسب اطلاعات بیشتر میتوانید به خاطرات سعید اسدی طاری مراجعه نمایید.
در اعتصاب غذای اورسورواز نیزکه  بمناسبت دستگیری مریم و تعدادی از سران سازمان صورت گرفت نیز داستان از همین قرار بود و کاشف بعمل آمد که شهردار اورسورواز همه روزه غروب از ساعت های پایانی عصر برای همه اعتصابیون غذاهای ویژه تهیه مینوده تا بیشتر دراین حالت دوام بیاورند و از طرف دیگر مجاهدین با 500وکیل و هزینه های گزاف موفق شدند مریم را با وثیقه های کلان از زندان آزاد نمایند. مریم نیز قدر شناسی نموده و با زیر پاگذاشتن مرز سرخ  های مجاهدین بعنوان زن مجاهد و موحد  کمی روسری را عقب برد و به شهر دار اوور دست داد که خود داستانها دارد.!!! و مجاهدین و هوادارانشان در اروپا با رای دادن به شهردار اوور در رقابت های انتخاباتی ماجرای غذاهای اعتصاب را جبران نمودند و تعدادی از اعضای قدیمی آن اعتصاب نیز بعد از پی بردن به پشت صحنه های فیلم اوور از مجاهدین بریدند که بدلیل اینکه در حال حاضر آبرومندانه در اروپا فعالیت میکنند و اغلب علیه سازمان کار میکنند از نام بردن آنان معذوریم.
اما اعتصاب لیبرتی نیز در حالی صورت میگیرد که سازمان به علت تحلیل های غلط و خطاهای کلان سیاسی استراتژیک قادر به پاسخگویی نمیباشد و انتقاد از خود اساسا با ساختار تشکیلات و شخصیت رجوی و سران سازمان سازگار نیست لذا در حال حاضر در بن بست مرگبار قرار گرفته است  که اگر به موضعگیری های اخیر و روش های تبلیغاتی سازمان توجه نمایید این موضوع آشکار و هویداست لذا بسیاق گذشته بایستی دست در جیب افراد اسیر و بیدفاع نموده و از آنان مایه بگذارد و تعدادی دیگر را در این شرایط به کشتن بدهد و تعدادی هم اگر جان سالم بدر ببرند توفیق نصیبشان گردد و جسارت پیدا نموده و از سازمان جدا شوند. اما در مجموع با توجه به اینکه در بالا گفتیم سازمان با ریزش نیروهای حاصله از اعتصاب غذاها ضرر کرده اما عمدا با اتکا به همین تجربه دست به اعتصاب غذا زده اند چرا که سازمان  نیز در چنین شرایطی به دنبال همین نتیجه میباشد که اولا با تلف شدن و مردن عده ای از سوءتغذیه و فشارهای احتمالی ناشی از اعتصاب غذا از این موضوع بهره برداری سیاسی و تبلیغاتی نموده و مدتی با این موضوع ارتزاق مینماید. دوم اینکه سازمان در حال حاضر توان حفظ و نگهداری سران اصلی و زنان شورای رهبری را ندارد چه رسد به همه نیروها، لذا در صدد تصفیه درونی و تقلیل نیرو نیز میباشد حال چه بهتر که تا آخرین لحظه بفکر شهید سازی باشد و در آینده باز هم پشت صحنه این اعتصاب را نیز خواهیم دید اما بهتر است نیروهای موجود در لیبرتی از حوادث بیش از 30 سال مجاهدین تجربه گرفته و در صدد رهایی خود از این تشکیلات مخوف باشند.
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.