سی و پنج سال خیانت و دنائت سازمان مجاهین به مبارزه و امید جوانان ایران و ایرانی

شهریور ماه امسال چهل و نه سال از تاسیس نامبارک سازمان مجاهدین گذشت.
 در سی و پنج سال اخیر در کارنامه اش جز شرمساری و خیانت بالاخص به اعضا و جوانان و میهن چه دارد.
هر کجا که باید نامی از ایران و ایرانی باشد و بدنبال کسب افتخار و تلاش ملی باشیم جیغ های خفاش شب پرست ضد ایران و ایرانی به آسمان بلند می شود و به مانند عجوزه های ساحر به گره ها می دمند و بدنبال سیه روزی و تیره بختی مردم هستند.
اگر تحریمی از طرف امریکا تصویب می شود. با تمام سبعویت از آن حمایت کرده و برعلیه مردم خویش از پست ترین و هارترین جناح آمریکایی تعریف و تمجید می کنند و مریم قجر پیرعجوزه با دریوزگی از آنان می خواهد که بیشتر از آن به فشار علیه ایران و ایرانی اقدام کنند.
هر کجا خبری از پیروزی و پیشرفت جوانان ایرانی است. تلاش می کنند دم برنیاورند و سرخود را کبک گونه به زیر برف ببرند.
و به مانند شغالان و کرکس ها هر جا اعتراضی کوچک و صنفی و حتی مبهم باشد بو می کشند و پیرزن ساحره فرقه با فوت کردن و دعا و جادو جنبل بدنبال این است تا شاید کمی از وحشت فروپاشی بساط خود درعراق بکاهند…
و در مقابل با بدست آوردن پول های باد آورده از نفت عراق و دریوزگی برای سران اطلاعاتی کشورهایی چون عربستان و اسرائیل و آمریکا تحت نام جلسات اپوزسیون به عیش و نوش و خودنمایی بپردازنند.
پس از انقلاب ایران: تلاش خیانتکارانه ۳۵ساله سازمان مجاهدین چیست.
– اقدامات تروریستی وحشیانه و ترویج خشونت و برادر کشی و نسل کشی
– ضدیت با هر گونه اقدامات صلح جویانه، گفتگو و مصالحه و صلح و برادری و برابری …
– ایجاد تشکیلاتی سراسر فرقه گرایانه، پراز طبقات، با سیستم های پیچیده تفتیش عقاید، کنترل پلیسی، میلیتاریسم و خشونت و بیگانه کردن افراد با همدیگر
– همکاری با دولت صدام و جاسوسی برعلیه وطن و اقامت در خاک کشوری که درحال جنگ با وطن بود.
– ادامه جاسوسی و خراب کاری در کشور عراق برای هر نوع ضربه و کارشکنی برعلیه مصالح کشور
– همکاری با سرویس های اطلاعاتی امریکایی و صهیونیستی و جاسوسی بر علیه برنامه های هسته ای و پیشرفت های ملی کشور وایجاد زمینه برای ترور دانشمندان هسته ای و ضدیت با ملیت ایرانی و ملی گرایی
–  دریوزگی و حمایت از اعضای بازنشسته امریکایی واسرائیلی به منظور هدف قرار دادن عالیترین مصالح کشور
– زندانی و اسیر کردن اعضا در درون کمپ ها بدون دسترسی به اولیه ترین حقوق انسانی به مانند حق داشتن تلفن و ارتباطات با جهان خارج و مطالعه و امکانات مالی
– نگه داشتن اعضای بدبخت در سی و پنج سال عقب ماندگی و اطلاع نداشتن از وضعیت جهان و بویژه ایران
– قطع ارتباط با خانواده و فامیل و دوستان و واداشتن آنها برعلیه خانواده خود که در موارد بسیار سبعانه و دهشتناک به دشنام و تهدید اعضای خانواده بپردازند.
– – آدم دزدی با نام مستعار عضوگیری و به اجبار نگه داشتن اعضای دزدیده شده برای سالیان درکمپ
– بازداشت، زندانی و شکنجه کردن اعضای خود که روزگاری با هزاران امید به آنها پیوسته بودند. و به دردناک ترین و شنیع ترین شکل یک سری اعضا را زندانبان و شکنجه گر سایر دوستان خود نمودن
– فشار و اجبار تا سر حد مرگ تا آنکه که یک سری نفرات برای رهایی و بدلیل نگه داشتن اجباری در درون سازمان، اقدام به خودکشی کنند.
– سربه نیست کردن و قتل یک سری دیگر از اعضا ناراضی
– فریب و گول زدن فرزندان اعضا، با دلایل دیدار خانواده و آموزش های شش ماهه و اقامت کوتاه مدت به عراق کشاندن و سپس اجازه خروج ندادن و اسیر کردن آنها در بیابان های عراق و به کشتن دادن یک سری از آنها
– محروم کردن زنان و مردان و کودکان از عواطف و احساسات طبیعی و انسانی و از هم پاشیدن خانواده ها طلاق زوج ها، جدا کردن کودکان از مادران و پدران و قطع ارتباط آنها…
– بیگاری و بردگی کشیدن از زنان وسو استفاده های جنسی ازآنان …
– نسل کشی و مقطوع نسل کردن اعضا بخصوص اعضا ی زن
– وحشی گری و دیکتاتوری رهبریت سازمان با انواع ایده های ضدانسانی و جاه طلبانه، برای ازبین بردن شخصیت و روح و روان اعضا و به بردگی کشاندن آنها با اقدامات موهوم، انقلاب ایدئولوژیک، وصل به رهبری! غسل هفتگی! عملیات جاری! ولگردی سیاسی، اقرار و اعتراف تناقضات و….تحت نام بیان صدق و انواع و اقسام شیوه های دیگر پلیسی و امنیتی برای کنترل و مغزشویی افراد تا جاییکه قدرت هر گونه زندگی و تفکری از افراد گرفته شود و به آدم های ماشینی و مسخ شده تبدیل شوند.
این است محصول و سرنوشت سازمانی که روزگاری ادعا می نمود پیشتاز و روشنفکر و طلایه دار مبارزه با امپریالیسم و طبقات است و خود را منادی آزادی و برابری و برادری قلمداد می نمود.
و مسعود رجوی آنچنان درسه دهه گذشته قدم های سقوط و پستی و دنائت را پشت سر هم و با سرعت طی نمود که آن اعضای ناموس ایدئولوژیک!و گوهران بی بدیل! از فشار و وحشت و سیاهی تشکیلات مافیایی سال هاست که به دنبال فرار از آن هستند و دسته دسته تلاش می کنند تا خود را از تارهای عنکبوتی تشکیلات اهریمنی رجوی برهانند. و هر کدام که اقدام به شرح سرگذشت دردناک خود می کنند کابوسی وحشتناک و سراسر درد و رنج و خیانت رهبران و سرکردگان است.
پایانی پر از وحشت و سیاهی نا امیدی برای اعضا و خیانت به هزاران امید جوانان و ایران و ایرانی
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.