نامه سرگشاده ۵۷ تن از قربانیان فرقۀ تروریستی (مجاهدین خلق) به آقای اوباما

عالیجناب باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحدۀ آمریکا؛
ما گروهی از جدا شدگان از سازمان مجاهدین خلق ایران (P.M.O.I) و قربانی این فرقۀ تروریستی سخنرانی بسیار مهم شما در تاریخ ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۴ در مورد تروریسم و فرقه گرایی را در سایت وزارت خارجه مطالعه کردیم، لازم است ابتدا تحسین و تبریک خود را نسبت به درک عمیق شما از تروریسم و فرقه گرایی در منطقه خاورمیانه اعلام نماییم.
شما به درستی به ریشه های تروریسم و پیدایش گروه القاعده و داعش پرداخته اید و از اینکه فرقه تروریستی داعش چه برخورد خشونت طلبانه ای را در عراق نسبت به زنان، کودکان و انسان های بیگناه اعمال می کند، تاسف عمیق خود را اعلام کرده اید. شماهم چنین به اعدام های دسته جمعی سربازان توسط فرقه تروریستی داعش اشاره داشته اید.
رئیس جمهور محترم
متاسفانه وجود فرقه های تروریستی در منطقه خاورمیانه و عملکرد ضد بشری آنها زخم عمیق و چرکینی است که تنها التیام و درمان آن جلوگیری از پیدایش، کسب توان مالی و تسلیحاتی و سرانجام کسب قدرت سیاسی توسط آنها می باشد.
ما فکر می کنیم بهتر است قبل از قدرت گرفتن فرقه های تروریستی از جمله داعش پیشگیری های لازم صورت گیرد. یعنی نباید اجازه داد که فرضا گروه تروریستی داعش به قدرت برسد، بعد تهدیدات فرقه گرایانه آن را مردم عراق و منطقه خاورمیانه با تمام وجود لمس کنند.
براساس همین استدلال ما اعتقاد داریم که باید در برخورد با پدیده تروریسم خط و مشی واحدی را اتخاذ کرد. نباید تروریسم را به خوب و بد، یا بی خطر و پر خطر تقسیم کرد، چرا که در این صورت و در لحظه نامتعین زخم چرکین تروریسم و فرقه گرایی در گوشه ای از خاورمیانه سر باز می کند.
بسیاری از کارشناسان امور عراق و ایران عقیده دارند فرقه مجاهدین در عراق به مثابه پشت جبهه رسانه ای و لجستیکی فرقه داعش عمل می کند.
ما فکر می کنیم که نقاط مشترک بسیاری در ویژگی های فرقه تروریستی داعش که شما در سخنرانی خود در ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۴ بیان کردید، با فرقه تروریستی ایرانی مجاهدین خلق وجود دارد، از جمله:
۱ ـ فرقه مجاهدین خلق دارای پتانسیل پوشاندن افکار استراتژیک و ایدئولوژیک خود از چشم و نگاه دیگران است و یک نوع نفاق، بین آنچه هست و آنچه وانمود می کند، را در محتوی با خود حمل می کند. به عنوان مثال در حالیکه به رهبری مذهبی مادام العمر تحت عنوان «رهبری عقیدتی» یعنی همان، خلیفه اسلامی در اصطلاح داعش، اعتقاد دارد و هم اکنون به آن عمل می کند، در یک پارادوکس اینگونه وانمود می کند که طرفدار دمکراسی و انتخابات می باشد.
۲ – در نمونه ای دیگر با اینکه تا بن استخوان به مبارزه مسلحانه و تروریستی اعتقاد دارند برای عبور از یک مرحله در دادگاه های رسمی در اروپا خود را مخالف مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه وانمود کرده اند در حالیکه عکس سلاح به عنوان سمبل مبارزه مسلحانه هنوز در آرم سازمانی فرقه مجاهدین خلق وجود دارد و حتی کلمۀ مجاهدین (جنگجویان مقدس) در نام این سازمان که با حرف M در نام مختصر آن (P.M.O.I) مشخص می شود همان لقبی است که افراد داعش خود را با آن توصیف می کنند و از همان ریشۀ جهاد (jihad) در زبان عربی که به معنی جنگ مقدس می باشد بیرون می آید یعنی همان واژۀ jihadist که رسانه های امروز به گروه داعش در نام بردن از آن اطلاق می کنند.
۳ ـ فرقه مجاهدین به شدت نقض کننده حقوق بشر می باشد، اعضای منتقد و ناراضی خود را به حبس های انفرادی طولانی مدت در قلعه فروپاشیده شده اشرف و سپس زندان ابوغریب محکوم کرده است. گزارش دیدبان حقوق بشر در مورد سازمان مجاهدین خلق منتشر شده در سال ۲۰۰۵ و گزارش نیمه سالانۀ سال ۲۰۱۳ نمایندۀ دبیر کل ملل متحد در عراق به شورای امنیت که در آن به وضوح وجود سرکوب در داخل سازمان مجاهدین در عراق توسط رهبری آن و قطع ارتباط افراد با دنیای بیرون و با خانواده هایشان حتی در داخل تشکیلات این سازمان مورد تأکید قرار گرفته است، تنها نمونه های اندکی از گستردگی نقض حقوق بشر در داخل این فرقه می باشد و زندانیان و شکنجه شدگان توسط فرقه مجاهدین که شاهدین گزارشهای دیدبان حقوق بشر و سازمان ملل بوده اند، آماده بیان شهادت خود نزد مسئولین دولت شما و نهادهای بین المللی ذیربط هستند. همچنین گزارشها و روند جدایی و فرار اعضای این فرقه از عراق در سال های اخیر نیز دو گزارش بین المللی فوق را با قاطعیت بیشتری تأیید می کنند.
۴ ـ فرقه مجاهدین خلق در همکاری با ارتش صدام حسین در کار اعدام و اسارت و مغز شویی سربازان اسیر ایرانی در جنگ ایران و عراق مشارکت داشته است.
۵ ـ مسعود رجوی رهبر فرقه مجاهدین خلق بعد از انجام عملیات ” فروغ جاویدان ” توسط این سازمان در سال ۱۹۸۸ از خاک عراق علیه ایران و کشته و زخمی شدن بیش از ۲۵۰۰ نفر از افراد آن اعم از زنان و مردان که بسیاری نیز از ایرانیان پناهنده در کشورهای اروپایی و آمریکا بودند دستور به ازدواج اجباری درون تشکیلاتی داد و بسیاری از زنان جان به در برده از این عملیات با دستور سازمانی به عقد مردان کادر رهبری و فرماندهان نظامی سازمان در آمدند.
۶ ـ مسعود رجوی که خود را جانشین امام زمان و رهبر آتی مسلمانان جهان می داند، در حالیکه در سال ۱۹۸۸ فتوای ازدواج های اجباری را در سازمان مجاهدین خلق داده بود، یک سال بعد در سال ۱۹۸۹ دستور طلاق های اجباری را داد و در همین راستا در سال های بعد زنان به زور طلاق گرفته از شوهرانشان را به عقد خود در آورد.
۷ ـ مسعود رجوی جهت بستر سازی مناسب برای اجرایی شدن فتوای عقیدتی، مذهبی طلاق های اجباری ۸۰۰ نفر از کودکان اعضای سازمان را از پدر و مادر خود جدا کرد و آنها را در حالیکه در سنین چند ماهگی تا ۷ یا ۸ سالگی بودند به خارج از عراق منتقل کرد و در پایگاه های مغزشویی سازمان در اروپا آنها را در یک ساختار فرقه گرایانه پرورش داد. تعدادی از این کودکان در سن ۱۵، الی ۱۶ سالگی بر خلاف کنوانسیون حقوق بشر برای جنگیدن دوباره به عراق برگردانده شدند که در آنجا یا به قتل رسیدند یا در کمپ لیبرتی در نزدیکی فرودگاه بغداد کماکان اسیر می باشند. تعدادی ازاین کودکان نیز به دلیل دوری از والدین دچار آسیب های روانی و اجتماعی جدی شدند.
۸ ـ اعضا زن جدا شده مجاهدین که فرارشان از اشرف در عراق موفق بوده و توانسته اند خود را به غرب برسانند، تاکید میکنند که بطور سیستماتیک مورد سوء استفاده جنسی توسط مسعود رجوی قرار داشته اند. با فتوای مسعود رجوی و مدیریت مریم رجوی رحم زنان عضو سازمان را با جراحی خارج کرده اند تا هرگونه راه و امید بازگشت به زندگی عادی و طبیعی را در ذهن و ضمیر آنها نابود کنند. بسیاری از اعضاء جدا شده حاضرند در به هر کمیته حقیقت یاب کمک کنند تا حقایق در مورد این فرقه آشکارتر شود.
جناب رئیس جمهور؛
مجاهدین در اساس با این استراتژی تاسیس شده که امپریالیزم به سرکردگی آمریکا را نابود کنند. این علم یقینی ماست با بیش از سی سال سابقه در این فرقه. آنها فقط بطور تاکتیکی وانمود میکنند که لیبرال و دمکرات هستند تا وقتی بقدرت رسیدند استراتژی خود را پیاده کنند.
ما احتمال می دهیم که دولت ایالات متحده آمریکا فرقه مجاهدین خلق را ” تروریست های خوب” ارزیابی می کند، چرا که افرادی مانند علیرضا جعفرزاده و سونا صمصامی که تا چند سال قبل لباس فرم نظامی بر تن کلت کمری بر کمر می بستند و فرماندهی عملیات های تروریستی را در عراق بر عهده داشتند، هم اکنون در آمریکا چهره عوض می کنند و رسما و علنا مسئولیت دفاتر نمایندگی های رسمی سازمان مجاهدین خلق و نام پوششی آن ” شورای ملی مقاومت” را بر عهده دارند. لازم به یادآوری است که علیرضا جعفرزاده از چنان جایگاه تشکیلاتی و ایدئولوژیک برخوردار بوده است که درخواست عملیات انتحاری به رهبری سازمان مجاهدین داده بوده است که جز پیوست های این نامه خدمتتان ارسال می شود.
فرقه مجاهدین می تواند و پتانسیل لازم را دارد که خود ” داعش” جدیدی در منطقه دیگری از خاورمیانه باشد. عقل سلیم می گوید ” پیشگیری بهتر از درمان است ”. بنابراین ما تعدادی از قربانیان فرقه های تروریستی بر اساس تجربیات تلخ خود به جنابعالی و دیگر مسئولین دولت آمریکا توصیه می کنیم که تهدید فرقه تروریستی مجاهدین را جدی بگیرید، آنها هم اکنون پشت جبهه لجستیکی و رسانه ای فرقه داعش در عراق می باشند، در غیر این صورت چه دلیلی هست که یک گروه ایرانی خود را عراقی تر از عراقی ها بداند و همچنان مانند ده سال گذشته به دخالت در امور عراق ادامه دهد و اصرار کند که می خواهد در عراق بماند و جان بیش از ۳۰۰۰ نفر از دوستان ما را در کمپ لیبرتی به عنوان سپر بلای رهبران جنایتکار این سازمان به گروگان بگیرد؟. پیگیری پاسخ به این سوال از رهبر مذهبی، عقیدتی و مادام العمر مجاهدین، معمای پیچیده ترور و خشونت در عراق را خواهد گشود و نجات دادن این اسیران فرقۀ تروریستی مجاهدین خلق از جهنم عراق با انتقال آنها به کشورهای دیگر رهبری این فرقه را از دیوار حفاظتی محروم کرده و تشکیلات آن را از هم خواهد گسست کاری که رهبری این فرقه به شدت از آن وحشت دارد.
با احترام
اسامی امضاکنندگان:
۱ ـ رابعه شاهرخی
۲ ـ نسرین ابراهیمی
۳ ـ خدابخش رودگر
۴ ـ شهروز تاج بخش
۵ ـ پروین حاجی
۶- محمد حسین سبحانی
۷- علیرضا نصراللهی
۸- علی اکبر راستگو
۹- سید امیر موثقی
۱۰- ادوارد ترمادو
۱۱- علیرضا میرعسگری
۱۲- ابراهیم خدابنده
۱۳ ـ احسان روشن ضمیر
۱۴- مجید روحی
۱۵- جعفر ابراهیمی
۱۶- سعید حضرتی
۱۷- قربانعلی حسین نژاد
۱۸- غفور فتاحیان
۱۹- بتول ملکی
۲۰- همایون کهزادی
۲۱- میترا یوسفی
۲۲- زهرا میرباقری
۲۳- آن سنگلتون
۲۴- ایوب کرد رستمی
۲۵- کریم حقی
۲۶- مسعود خدابنده
۲۷- مهدی نیکبخت
۲۸- مهدی احمدی
۲۹- علی قشقاوی
۳۰- آرش صامتی پور
۳۱- مهدی خوشحال
۳۲- حسن عزیزی
۳۳- علی حاتمی
۳۴- حامد صرافپور
۳۵- ناصر رضوانی
۳۶- کریم سجودی
۳۷- حمید رضا سلمانی
۳۸- شیرزاد جلیلی
۳۹- میلاد اریائی
۴۰- کریم غلامی
۴۱- مهرداد ساغرچی
۴۲- عباس صادقی
۴۳- فرزاد فرزین فر
۴۴- مهدی سجودی
۴۵ ـ حمید دهدار
۴۶ ـ عبدالکریم ابراهیمی
۴۷ ـ علی بیدی
۴۸ ـ محبوبه حمزه
۴۹ ـ علیرضا بشری
۵۰ ـ علی جهانی
۵۱ ـ میرباقر صداقی
۵۲ ـ نادر نادری
۵۳ ـ محمد رزاقی
۵۴ ـ سعید ناصری
۵۵ ـ محمود سپاهی
۵۶ ـ مصطفی محمدی
۵۷- محمد کرمی
 

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا