زنان ایران بخاطر رشادت های مریم رجوی تحت آزار قرار میگیرند!

میبنید که چه خوب گفته اند که خدا روزی رسان است واین روزی رسانی شامل فرقه ی ضدبشری رجوی هم میشود، چونکه اخیرا نمونه ی بارز آن را مشاهده میکنیم!
فرد یا افرادی ازسر تحجر یا هرعلت دیگری دراصفهان پیدا میشوند که به سرو صورت عده ای ازاین هموطنان ما اسید پاشیده وبا ناقص العضو کردن آنها، خوراک تبلیغاتی مناسبی به مخالفان خارجی وداخلی ودرراس آنها به باند رجوی تهیه دیدند!
این گروه مافیایی که سابقه ی کمی در واداشتن وابستگان خود به خود سوزی وترورهای فجیع ندارند، درزمانی که تحت فشار اعضای خانواده های دربند برای تعیین تکلیف عزیزانشان با انتقال آنها به نقاط وکشورهای امن تر و نجات جان آنها که با حمله ی داعش درمعرض خطر جدی بوده ودر موضع سخت تدافعی قرار داشتند ، سوژه ی اسید پاشی را که حکم مائده ی آسمانی برایشان داشت ، علم کرده تا از جواب  به درخواست های مکرر افکار عمومی وخصوصا اعضای خانواده ی ها برای مدت کوتاهی هم که شده طفره روند!
دراین میان یکی ازکسانی که وارد میدان شده تا ماهی ای ازاین آب گل آلود کردن قانون شکنان دراصفهان بگیرد، آقای مرتضي نامور نام دارد که نوشته ی خود با عنوان : " زمان حسابرسی از رژیم فرا میرسد " را دروبسایت های باند جنایتکار رجوی منتشر سازد.
دراین شاهکار تحلیل مسئله ی اسید پاشی میخوانیم:
" پدیده شوم اسید پاشی که اینروزها جریان وار و سازماندهی شده بر صورت و پیکرزنان میهن اسیر فرومی بارد مولود پدیده ای شوم تر که ارتجاع اسلامی نام دارد میباشد …. را به هیچوجه نمیبایست خلق الساعه و یا محصول اذهانی منفرد ویا خود انگیخته تلقی نمود، این تعرض جنایتکارانه به زنان ایران اگرچه که با درد و رنج آنها همراه است و صورت وپیکر زنان هموطن را میسوزاند ومنهدم میکند اما درجوهر خود تمام احاد و اقشار و طبقات جامعه انفجاری ایران را مورد تعرض قرار داده و شیوه ی همیشگی رژیم درقبال خواستهای عادلانه و به حق مردم ایران بوده".
افرادی که دوران قبل ازانقلاب اسلامی ایران را تجربه کرده اند ، شاهد اسید پاشی هایی بوده اند که اتفاقا خلق الساعه وخودانگیخته هم بوده وچنین نیست که این پدیده ی شوم بعد ازانقلاب عارض مردم ایران شده باشد و خودسرانگی وانتقام گیری درآنها وجود نداشته باشد. لطفا اینهمه دروغ نگویید!
شما مشخصا چه اطلاعی ازخواسته های این قربانیان جدید اسید پاشی ازحکومت دارید که معتقدید که درجواب درخواست شان بوده که اینگونه مورد تعرض قرار گیرند؟ ما که درداخل کشور بوده و طبعا اطلاعات بیشتری ازروند امور درایران داریم،  درجایی نشنیده و نخوانده ایم که این قربانیان هموطن اصفهانی ما چیزی را ازحکومت خواسته باشند ویا برعلیه آن اقدامی کردند واسید پاشان بنمایندگی ازطرف حکومت آنها را باین شکل فجیعی بترسانند وسرکوب کنند!
شما چگونه برای مسئله ای که کوچکترین فاکتی برای اثبات آن ارائه نداده اید ، اینگونه قضاوت سریع میکنید؟!
نویسنده ی مورد بحث درخدمت مافیای رجوی ، به سخنانش اینگونه ادامه میدهد:
"اما ازآنجاییکه زنان قهرمان ایران درتمام اشکال سیاسی و اجتماعی  وبه خصوص در نقطه فرماندهی، پرچم مقاومتي بی نظیر در تاریخ ایران را در کسوت مجاهدین و شورای ملی مقاومت در دست دارند، در کانون توحش و جنایت رژیم قرار گرفته اند ".
ما البته با ادبیات شما آشنائی کامل داریم ومیدانیم منظورتان ازمقاومت همان فرقه ی تسلیم شده ی رجوی در برابر دشمنان خارجی ماست وفرمانده این جریان خانم مریم رجوی است وبنابراین میخواهید بگویید که این زنان قربانی اسید پاشی شده بدانجهت مورد سرکوب بیشترند که سنخیت والفتی با مریم رجوی دارند؟!
آیا خودشان این ادعا را کرده اند ؟ میدانیم که نکرده اند واین قربانیان بطور حتم با نظام حرمسراداری که سهل است با چند همسری هم مخالفند وبنابراین وجه تشابهی با خانم رجوی ندارند وشما بازهم برای طول دادن دوران دروغ گویی چند دهه ای خود، ازکیسه ی مردمی که یا شما را نمیشناسند ویا بخاطر کارهایتان وضرباتی که به خانواده های ایرانی وارد کرده اید، ازشما نفرت دارند، ولخرجی میکنید!
" زمانی دردهه شصت زنان و مردان ایران زمین را در زندانها و شکنجه گاهها هزار هزار تیرباران کرد و جهان مماشات از یک سو وعناصر مذبذب وبی بته سیاسی داخلی در وحشت از اینکه آتش رژیم پر وبال «خفیف وخائنانه» شان را نگیرد سکوت کردند و این سکوت تا همین اواخر برقرار بوده حتی قتل عام سی هزار مجاهد ومبارز در سال شصت وهفت هم این سکوت و مماشات با رژیم را بر هم نزد، و نه تنها برهم نزد سهل است که نام مقاومت مردم ما را هم درلیست تروریستی قرار دادند تا هیچ اثر و آثاری از مقاومت در میان نباشد. امروز اما سرمایه گذاریهای لیست تروریستی با نزدیک دو دهه پایداری مقاومت و خلق بزرگترین و بی سابقه ترین مصاف حقوقی /سیاسی تاریخ معاصر جهان درهم پیچیده شده، چند جایه خوریهای آخوندی ازقِبِل جنگهای عراق و کویت و اشغال عراق هم به پایان رسیده ،«اعماق استراتژیکی نبردشان» مانند لبنان و سوریه عراق درهم شکسته و ایضاً عناصراستراتژیکی شان همچون مالکی و اسد هم که اولی جاکن شده ودومی هم در یک بند بازی ارتجاعی استعماری پشمی بر کلاه ندارد و بود و نبودش به بند و بست این و آن قدرت ریز و درشت منطقه ای و جهانی بند است ".
همه میدانند که در وقایع بشدت مضرهه ی 60 برعلیه مصالح عمومی کشور، سازمان شما ازکارگردانان اصلی معرکه بود ومردم، مخالف با برخورد با کسانی که درشرایط نابسامان جنگی واقتصادی وخطر هنوز کاملا رفع نشده ی ناشی از توطئه های عوامل رژیم گذشته و متحدان بالفعل وقوه اش، دست به ترورهای گسترده میزنند، نبوده وبنابراین اعتراض این وآن دراین مورد کار سازنبوده و مهمتر اینکه  این مردم ایران بودند که ازهردوطرف کشته میشدند وضرری به  " مماشاتگران" خارجی نداشت وبرعکس ازآنجا که این مردم با انقلاب خود ضربات سختی به منافع نامشروع  استعمارگران زده بودند، مورد نفرت آنها بوده وبی میل هم نبودند که کشته شوند وبکشند: " زهر طرف که شود کشته ازعدو باشد ".
این عواملی که شما آنها را به غلط " مماشاتگر" خوانده ونقش آنها در ایجاد این جو خشن درایران را ازاذهان میزدایید، دراصل دشمنان قهار ملت ایران بوده – ومتاسفانه کم وبیش هنوز هم هستند- کمک بزرگی به بزک کردن این جنایتکاران جهانی میکنید:
کودتاهای رنگارنگ شکست خورده، تحمیل جنگ به ایرانی که در آغاز سازندگی هایش بود وایجاد انواع تضییقات ازجمله  اعمال تحریم ها وپناه دادن به شاه خائن وجنایتکار جزء کارنامه ی سیاه این عالی جنابان است وبنابراین میبینید که مماشاتی درکار نبوده واینها بعنوان هیزم بیاران خارجی معرکه بودند که البته دراین وانفسای مرگ وزندگی برای یک کشور، کسانی هم میتوانند وجود داشته باشند که حقشان مرگ زودرس نبوده است!
البته درداخل کشور نیز به این ترورها واعدام های متعاقب آن اعتراضاتی میشد که جو سنگین بوجود آمده وحالت جنگی کشور، امکان اعمال اثر بیشتر باین اعتراضات را نمیداد!
ضمنا با شنیدن حرف های مسئولین جدید دولت عراق، دلخوشی کنار رفتن مالکی را کنار بگذارید و درمورد سوریه  وسرنوشت بشار اسد هم پیش بینی عجولانه ای نکنید!
در خاتمه ی این نوشته میخوانیم:
" … در خارجه نیز با زانوهای خونین برسرمیز سیاستهای کلان هرچه بیشتر امتیاز میدهد «بدهکارتر» میشود، اینست گوشه ای از شرایط امروز تقابل مردم ایران و رژیم منفورآخوندی در دو سوی جبهه نبرد برای آزادی که بی تردید به سرنگونی تمامیت رژیم ختم خواهد شد ".
 قبلا گفته باشم  که رسم مذاکرات وهردادوستدی ، امتیاز دادن وگرفتن است!
با وجودی که میدانیم دردتان اینها نیست، برای رعایت رسم جوانمردی ازشما میپرسم که  روشن کنید چه امتیازاتی باید میدادند وچه چیزهایی باید میگرفتند! ادعای پا درهوای امتیاز دادن صرف ونگرفتن  مابه ازای آن، کمکی بر گشایش اذهان عمومی نمیکند!
وانگهی ، اگر با این شرایط اعلام شده توسط شما، رژیم ایران سرنگون میشود واین سرنگونی عمق استراتژی باری به هرجهت شماست، کارها از منظر شما که خوب پیش میرود پس دلواپسی تان برای چیست؟!
ظن قریب به یقین من این است که شما راسا به گفته های خود اعتقاد قلبی ندارید واین موضوعات را برای مصرف داخلی که همان کش دادن دوران اسارت گروگان های رجوی درلیبرتی باشد در درجه ی اول، وفریب انسان های ساده لوح دردرجه ی دوم مطرح میکنید!
دلواپسی شما از وقوع اعتراضات غیر قابل پیش بینی از طرف اسرای لیبرتی واقدامات جدی تر خانواده های آنها ست !
حمید
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.