حلوا برای زنده ها … (متاسفیم که نمیتوانیم محکوم کنیم)

اطلاعیه کانون وبلاگنویسان مستقل ایرانی در باره موشک باران کمپ فرقه رجوی در عراق موسوم به لیبرتی
متاسفیم که نمیتوانیم ژست روشنفکرانه محکوم کردن موشک باران کمپ مجاهدین درعراق را گرفته وضمن محکوم کردن آن انساندوستی و خصلت های حقوق بشری خود را به نمایش بگذاریم و در کاربیهوده ای که هیچ سودی برای کشته ها و زخمی ها در بر ندارد خود را مطرح کنیم.متاسفیم که نمیتوانیم با محکوم کردن این موشک باران بر عملکرد ضد انسانی سازمان صحه بگذاریم و متاسفیم که فرقه رجوی هر نوع برخورد بشردوستانه در این باره را به سود مطامع ضد بشری خود مصادره میکند و گویی از معامله خون اعضایش در ازای تبلیغات و مطرح شدن و مظلوم نمایی بسیار هم سود میکند.
هیچگاه خون و رنج و سلامت اعضا برای رهبری و مسئولین سازمان مهم نبوده است , هیچگاه سازمان به فکر امنیت و سلامت اعضا نبوده است و گواه ما سخنرانی های مسعود رجوی در نشست های بعداز عملیاتهای بیهوده مجاهدین در سالهای حکومت صدام است که به راحتی کشته شدن هشتاد و صد و هزار نفر را به باقیمانده ها تبریک میگفت و می افزود که ما فکر میکردیم برای این عملیات اگر ده برابر و صد برابر هم شهید میدادیم باز می ارزید و متاسفانه همیشه خون اعضا اسباب ارزش گذاری آنهم با معیار رهبری فرقه بوده است , وگرنه کشته شدن چند سرباز ایرانی که برای دفاع از خاک خودشان و بی هیچ وابستگی حزبی و جناحی به جبهه آمده بودند ویا دوران سربازی را میگذراندند کجایش به خون هشتاد و صد مجاهد می ارزد.
مجاهدین میتوانستند اعضایشان را از عراق تخلیه کنند ,میتوانستند بی هیچ اصرار بیهوده ای بر شکست استراتژی مضحک ارتش آزادیبخش (لااقل بعد از صدام) اذعان کرده و ضمن انحلال این تشکیلات بیهوده و پرهزینه اعضا را به سمت زندگی وتمایلات خود آزاد گذاشته و رها کنند کاری که برخی از تشکلهای سیاسی در دهه شصت انجام داده و با انحلال خود زمینه را برای رهایی و امنیت و تصمیم گیری درست اعضایشان فراهم کردند.
مجاهدین میتوانستند اصرار بر انتقال جمعی از عراق را کنار بگذارند , میتوانستند شعار ” کوه اگر بجنبد اشرف زجا نجبند ” را کنار بگذارند اینهمه بیهوده بر ماندنی که نتیجه ای نداشت نقطه پایان بگذارند. میتوانستند اجازه ملاقات با خانواده ها را بدهند میتوانستند به اعضایشان بیشتر اعتماد کرده و آنها را از فضای بسته فرقه رها کرده تا خود تصمیم بگیرند. میتوانستند بجای استقراری کردن لیبرتی آن را به سرپل خروج از عراق ورهایی اعضایشان تبدیل کنند.
حالا موشک بارانی که در غوغای جنگ و بمب و ترور و انفجار کشورعراق با وجود تهدیدات قبلی احتمالش بود انجام شده ,مجاهدین برای پیشگیری درخواست کرده بودند که مسلح شوند آیا واقعا اگر مجاهدین سلاح داشتند این حادثه رخ نمیداد؟ این دقیقا چیزی است که سیاست های سردرگم و مبهم فرقه قادر به پاسخگویی آن نیست.
حالا آنها اسامی کشته ها را ردیف میکنند تا افتخار کنند , تا مطرح شوند ,تا به مخالفان خود فحاشی کنند تا این خونها را دلیلی برای ثابت قدمی در راه بیهوده و حفظ فرقه خود بشمارند.
آنها الان از ده ملیون دلار خسارت حرف میزنند آنهم برای محلی که همین چند روز پیش از بی امکاناتی در آن مینالیدند آنها درست همتراز با کشته هایشان از انهدام یا غیر قابل استفاده شدن ۳۵۷ بنگال، ۱۰ سالن و ۲۷۵ کولر حرف میزنند. کشته هایی که بسا بیشتر و بیشتر از آنها بخاطر مطامع و منافع صدام حسین در عراق از بین رفتند و البته کسی محکوم نکرد , کشته هایی که بسا بیشتر از آن توسط تصفیه های درون فرقه ای از بین رفتند و باز کسی محکوم نکرد.
این سیاست های ترور وکشتار است که باید محکوم شود سیاستی که از اعضا , ابزار میسازد. همانند داعشی ها که علیرغم تاسف برای اعضایشان که بیهوده در مصاف با کردها و نیروهای دولتی و بین المللی به قتلگاه میروند نمیشود محکوم کرد , علیرغم اینکه اعضایشان هم اعتقاد دارند و هم تشکیلات منسجم و قوی یعنی همان نقطه قوتهایی که برخی برای مجاهدین بر میشمارند. میتوان متاسف بود و درسوگ دوستان سابق که برخی همچون حسین اداوی و کیومرث یوسفی که مخالف فرقه هم بودند پنهانی اشکی ریخت و یادی کرد و خاطره ای برزبان راند.
اما قبل از هر کاری باید این اعضا این اسیران و این افرادی که به ابزار تبدیل شده اند را از چنگال فرقه نجات داد. چرا که فرقه در صدد نابودی آنهاست چه در عراق یا در اروپا چه به صورت فیزیکی یا روحی. محکوم کردن فقط تبلیغات برای ادامه اسارت اعضاست. بجای محکوم کردن تلاش را برای امنیت و سلامت و رهایی زنده ها شدت بخشیم.
حلوا برای مرده ها چندان سودی ندارد وبیشتر به کار زنده های گرسنه می آید.
 

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا