مادران ؛ منتظران بدرود یافته – قسمت سوم

مرحومه مغفوره شیرین پاکدل – مادر مجید و جلال خورسندی دوعضو اسیر در تشکیلات سیاه رجوی
 مجید وجلال خورسندی آستانه ازاسرای دربند تشکیلات مخوف رجوی هستند که سالیان درازی است اعضای خانواده دردمند آنان چشم انتظارهستند تا درآغوششان بگیرند ویا حداقل یک دیدارحضوری با آنان داشته باشند که دراین راستا مرحومه خانم شیرین پاکدل مادر دو اسیرمذکور و عضو فعال و مرتبط با انجمن نجات گیلان چندین نوبت بمنظور ملاقات و دیدار حضوری با عزیزانش برغم کهولت سن و بیماری با تحمل شداید فراوان به کشور ناامن عراق مسافرت نمود ودرمقابل اسارتگاه اشرف به تحصن نشست شاید که بتواند ولو لحظه ای به دیدارفرزندانش نائل آید ولیکن نه تنها خواسته به حق و مشروع این مادر میسر و محقق نشد درعوض ازجانب سران تشکیلات فرقه رجوی بسا فحش و ناسزا نثارش شد و حتی همین فرزاندنش را در دستگاه مغزشویی و کنترل ذهن به تلویزیون خودش آورد و به نمایش گذاشت و به آنان القاء کرد که اذعان کنند که ما چنین مادری نداریم که بخواهد درمقابل کمپ اشرف به تحصن بنشیند و یا اینکه به دروغ اذعان کردند که ما مستمرا با خانواده های خود ازجمله مادرمان ارتباط تلفنی و مکاتبه ای داریم و در ارتباط هستیم!
متاسفانه انجمن نجات گیلان عضوفعال ومهربانش را دردیماه سال 1390 ازدست داد واین مادر رنجدیده از ظلم وجور رجوی بی آنکه بتواند به آرزویش برسد، چشم انتظار دارفانی را وداع گفت ولیکن به فرزندانش وصیت کرد که مجید وجلال را فراموش نکنند و بر فعالیتهایشان بیفزایند تا اینکه موجب رهایی فرزندانش ازچنگال رجوی شوند ودراین صورت است که روح آن مادرمرحومه شاد خواهد شد. لازم به ذکراست که حاج محمدباقرخورسندی پدرزحمتکش این خانواده نیز چند سال پیشتردرغم دوری فرزندانش بدرود حیات گفته است ولیکن جای خوشوقتی است که فرزندانشان به وصیت مادر ملتزم بوده ومصرانه پیگیررهایی برادرانشان ازچنگال رجوی بوده وهستند وخواهند بود.


زنده یاد پدرومادرمرحوم مجید وجلال خورسندی ازاعضای گرفتاردرفرقه بدنام رجوی

خانم شیرین پاکدل در حسرت دیدار دو فرزندش در گذشت

نمونه فعالیت خانواده گرامی خورسندی درراستای رهایی عزیزانشان ازچنگال دیواهریمن صفت رجوی خیانتکار


 سهیلا خورسندی


احسان شریف نیا خواهرزاده مجید وجلال خورسندی

نامه ای کوتاه ولی تاثیرگذاروتامل برانگیزازاحسان شریفی نیا
امروزجوانی تحصیل کرده وشاغل به دفترانجمن نجات گیلان مراجعه کرد وخودش را احسان شریفی نیا معرفی کرد وگفت " دوتا ازدایی های من بنامهای مجید وجلال خورسندی ازآستانه اشرفیه سی سال تمام است که توسط گروه رجوی اغفال شدند وبه عراق کشانده شدند ودراسارت هستند. دراین سالیان مسایل زیادی درخانواده ما رخ داده ازجمله اینکه بابا بزرگ ومادربزرگم که پدرومادردایی هام باشند درچشم انتظاری دلبندشان دارفانی را وداع گفتند والباقی اعضای خانواده خورسندی کماکان درچشم انتظاری بسرمی برند. من آمده ام تا ببینم برای رهایی دایی هام وامثال آنان چه راهکاری وجود دارد وچه مسولیتی متوجه ما هست. آخرخیلی زوردارد که درقرن بیست ویکم وعصرارتباطات وتکنولوژی برترفرقه ای حضورداشته باشد با اهرمهای کنترل ذهن ومغزشویی واجازه ندهد که اعضای اسیرش آزادانه تلویزیون ببینند واینترنت داشته باشند ودسترسی به تلفن وفضای مجازی و….. یا اینکه شنیدم موارد زیادی بوده که به خانواد های آنان اجازه یک ملاقات ساده هم داده نشده است!؟ "
آقای شریف نیا که انگاری خیلی ابهام وسوال ازساختارمافیای مجاهدین داشت با تعجب سوال کرد اصلا این آقا که خودش را رهبرمجاهدین معرفی میکند کجاست!؟ رجوی اگرمرد میدان است وجربزه دارد خب چرا سالیان بزدلانه سوراخ موش را برگزیده ومخفی شده است!؟  نکند که توهم ورش داشته که درداخل ایران خصوصا خانواده های اعضای گرفتارکه یکی خانواده ما باشد مثلا هواخواه وپایگاه اجتماعی دارد!!؟
دراین دیداروملاقات صمیمانه مسول انجمن با حوصله تمام ازآخرین وضعیت فلاکت باررجوی ودارودسته اش وآویزشدنش به استکبارجهانی ازجمله امریکا وصهیونیسم ومشتی لابی های ورشکسته درراستای حفظ وبقای خفتبارش توضیحات مبسوطی دادند وحول راهکارهای ضروری درخصوص رهایی اسرای لیبرتی با هم به تبادل نظرپرداختند.
درخاتمه این ملاقات آقای احسان شریف نیا متن کوتاهی را خطاب به دایی های خود نوشتند وخواستند که عینا درسایت نجات اطلاع رسانی شود شاید که به گوش مجید وجلال خورسندی (گروگان رجوی) برسد.
دایی های عزیزم مجید وجلال سلام
من احسان فرزند سیمین هستم. حدود سی سال است که ازرفتنتان می گذرد. دراین ایام من تحصیلاتم را به پایان رساندم ومشغول به کارهستم.
اینجا همه خانواده درآرامش زندگی میکنند وهرازچندگاهی که دورهم جمع می شویم ازشما نیزیاد میکنیم  جایتان درمیان ما خالی است.
شنیدم که تعدادی ازمیان شما به کشورهای دیگررفته اند. دایی جان امیدوارم شما بتوانید ازعراق به جای دیگربروید وزندگی به دورازتنش واسترس داشته باشید.
به شما اطمینان میدهم ازنظرمن هدف ومسیری که سران سازمان وتشکیلات رجوی برای خود درپیش گرفتند حاصلی جزتباهی وغم برای شما نداشته واین قماری بود که آنان با جان وجوانی شما زدند.
من حسرت عمری را می خورم که ازشما تباه کردند. امیدوارم یک روزبه ایران برگردید وزندگی خوبی برای خود مهیا کنید.
درحال حاضرساده ترین وبهترین راه برای شما این استکه مثل سایرین خود را به نیروهای عراقی وکمیساریا معرفی کنید وازآن طریق به دنیای آزاد وکانون گرم خانواده بازگردید.
 با آرزوی دیدار
احسان شریف نیا

 ***
درهنگامه به تحریردرآوردن این مطلب ویادی ازمرحومه شیرین پاکدل خبردارشدیم که درروند انتقال اعضای باقیمانده درعراق ولیبرتی آقایان مجید وجلال خورسندی نیزبه خارج ازازعراق انتقال یافتند که بدین صورت به یکایک اعضای این خانواده بزرگوارتبریک وتهنیت میگویم.
امید آن دارم که فرزندان اسیرمرحومه شیرین پاکدل با مطالعه این مطلب وبه اشراف رسیدن از وضعیت خانواده خود با اندک تامل حول وضعیت اسفبارتشکیلات مضمحل شده رجوی با یک تصمیم قاطع و"نه " بزرگ به رجوی صف خود را ازمشتی جانی وتروریست وضدخانواده جدا کرده وبه آغوش مردم ایران خاصه خانواده خود برگردند.
پوراحمد
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.