پاتریک کندی گفته بود که از باند رجوی رشوه میگیرد!

باند رجوی برای لاپوشانی شکست خود جهت استقرار دائمی درعراق، علاوه بر قلم بدستان خود، خارجی ها را هم بخدمت میگیرد که آنها هم تایید کنند که انتقال اسرای رجوی به آلبانی و… منشا خیرات بزرگی بوده و موفقیت بی همتا برای رجوی هاست!
درکنار خانواده هایی که این اننتقال را به فال نیک گرفته وبه ابراز شادی پرداختند، باند رجوی هم میخواهد وانمود کند که او هم خوشحال است؟؟!!
دراینجا اجتماع نقیضین شده. بدان جهت که هم خانواده ها خوشحال اند و هم باند رجوی که خانواده ها را دشمن شماره یک خود معرفی میکرد!!!
حال آنکه منطق حکم میکند که یکی درست باشد وما چون خوشحالی خانواده ها را حضورا میبینیم، منطقا باید بپذیریم که رجوی ویا جانشین وکارکنان مخلص اش ماتم گرفته اند!!
خواننده ی محترم!
آیا فکر میکنید که صداقتی دراین کار رجوی ها وجود دارد؟!
باری!
پاتریک کندی هم  که ازخانواده ی سوپر میلیارد ومعروف کندی هاست، وارد این ماجرا شده وبر خوشحالی ناشی از شکست باند رجوی، صحه گذاشته است!!
این شخص در نشریه ی بشدت راستگرای  هیل (نشریه کنگرة آمریکا) مقاله ای با نام " انتقال موفقیت‌آمیز مخالفان ایرانی از لیبرتی نشان از ارتقاء جایگاه مقاومت ایران دارد" نوشته وباند رجوی این مقاله ی  سفارشی خود را به فارسی ترجمه کرده ودر رسانه هایش آورده است.
پاتریک کندی همان شخصی است که زمانی در یکی از نشست های بی پایان مریم رجوی حضور داشته وبنفع او وتشکیلات مافیایی اش سخنرانی کرده و درجواب سئوال خبرنگار دایر براخذ رشوه از سازمان مجاهدین؟! خلق گفته بود که من فقط 14 هزار دلار گرفته ام و موقعیت آن سرهنگ جونز فرمانده آمریکائی رانداشتم  که دویست هزار دلار دریافت کرد!!
در این نوشته آمده است:
" روز 9 سپتامبر آخرین گروه مخالفان ایرانی مستقر در کمپ لیبرتی، عراق را به‌سمت اروپا ترک کردند. گرچه عملکرد جمعی جامعة بین‌المللی کند بود، ولی پیروزی نهایی در آن، نشان‌دهندة افزایش به‌رسمیت شناختن و حمایت از مقاومت ایران است ".
دروغ میگویی یانکی!
رهبران این تشکیلات تا گلوله ی آخرشان شلیک کردند تا نگذارند  کسی از اسرایش ازلیبرتی جاکن شود که سرانجام براثر اعتراضات مداوم خانواده های این اسرا و تذکر جدی دولت عراق، مجبور به سر کشیدن جام زهری شدند که هرگز تلخ تر ازآن را تجربه نکرده بودند!
ثانیا، اگر این جریان مستبد ومفلوک جای پایی درایران داشت، این امر دردرجه ی اول باید دربین خانواده ها نمود پیدا میکرد که ما عملا دیدیم که درکنار به هیچ شمردگی اینها توسط مردم ایران، خانواده ها بیشترین خصومت را بارهبری این جریان گروگانگیر داشتند!
همچنین:
"… سازمان مجاهدین خلق سازمان‌یافته‌ترین جنبش سیاسی است که در پی (برقراری) یک نظام دموکراتیک است که توسط خانم مریم رجوی رهبری می‌شود. او یک برنامة 10 ماده‌یی برای آیندة ایران ارئه داده که شامل تعهد به (یک نظام) مبتنی بر جدایی دین و دولت، دموکراسی، عدم دخالت در کشورهای منطقه، و حقوق زنان و اقلیت‌هاست. به بیان دیگر (این شورا) حامی تمام مواردی است که رژیم کنونی (حاکم بر) ایران، با آن مخالف است… ".
این دموکراسی وجدایی دین ازدولت و … ارزانی خودتان باشد واگر خواستید به ملت آمریکا هم بدهید!
ما عملا چیزی جز سوء استفاده ازدین وارتقای مقام مسعود رجوی شهوتران وهرزه، ازاین جریان سراغ نداریم و معلوم است که فرد یا افرادی که به چیزی اعتقاد ندارند، آنرا اجرا نخواهند کرد واین حرف ها ارزشی بمراتب پایین تر از ارزش وعده های سر خرمن دارد وکسی را نمی فریبد و اگر قرار است این حرف ها حسنی داشته باشند در این  است که برثروت  پاتریک کندی چیزی میافزاید ولاغیر!!
دموکراسی مورد نظر مریم درداخل تشکیلات مجاهدین سابق را هم دیده و فهمیدیم که طبق موازین این دموکراسی، چند هزار نفر درداخل تشکیلات به پیچ ومهره های مورد استفاده ی یک وتنها یک نفر – مسعود رجوی جنون قدرت- تبدیل می شوند!
یکی از لوازم دموکراسی برپایی انتخابات آزاد وآزادی بیان است که رجوی در طول این 40 سال التزام عملی به آن نشان نداده و برعکس برضد تمام وکمال آن بوده و تشکیلات تحت آموزش ایده های مالیخولیایی او، چگونه میخواهند به چیزی که عادت نداشته عمل کنند وبرخلاف رویه ی خود کاری انجام دهد؟!
اگر منطق مرا نمی پذیرید، خودتان این دموکراسی و عدم سوء استفاده ازمذهب درکار سیاسی را در تشکیلات خود عملی کنید و مرا درمورد این انتقادهایم به چالش جدی برگیرید!
وحید
 

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا