گفت‌ و گویی با رایزن فرهنگی ایران در آلبانی

مطالعه این مصاحبه ارزشمند را به عموم خانواده های دردمندی که عزیزانشان در فرقه تروریستی رجوی در آلبانی گرفتار هستند توصیه می کنیم.

رایزن فرهنگی ایران در آلبانی در گفت‌ و گوی تفصیلی با تسنیم
 
خبرگزاری تسنیم –   8 فروردين ۱۳۹۶
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، آلبانی کشور عجیبی است. کشوری کوچک که بیشترین جمعیت مسلمان را در اروپا دارد و از طرفی بسیار مورد نفوذ کشورهای اروپایی و آمریکایی است.
ایران با آلبانی به صورت یکطرفه رابطه دارد. آلبانی در ایران سفارت‌ خانه ندارد. اگر یک آلبانیایی به ایران بیاید، مانند این است که یک ایرانی به سرزمین‌ های اشغالی رژیم صهیونیستی سفر کند! اوضاع این قدر امنیتی است. در حال حاضر هیچ ایرانی‌ ای اجازه حضور در آلبانی را ندارد و اصولاً ویزای این کشور را نمی‌شود گرفت. اکنون دو گروه از ایرانی‌ ها در آلبانی هستند، گروه اول سفیر و کارکنان وزارت امور خارجه ایران هستند و گروه دوم منافقانی که بعد از تعطیلی اردوگاه اشرف و کمپ لیبرتی در آلبانی اقامت گزیده‌اند.
دکتر سید احمد حسینی الست رایزن فرهنگی ایران در آلبانی است. با او درباره شرایط خاص آلبانی و ظرفیت های مشترک تمدنی ایران و آلبانی صحبت کردیم. گفت‌ و گوی زیر را بخوانید.
درباره آلبانی و مختصات فرهنگی و جغرافیایی‌ اش توضیح دهید.
آلبانی حدود 4 میلیون نفر جمعیت دارد. تقریباً اندازه یکی از استان ‌های کوچک ایران است. موقعیتش فوق ‌العاده استراتژیک است. آلبانی کنار ساحل دریای آدریاتیک است، از یک سمت با ایتالیا، از جنوب با یونان و سمت دیگر هم با مونتنگرو، کوزوو و مقدونیه همسایه است. آلبانی تنها کشور اسلامی اروپا است. 70 درصد و بنا بر قولی 80 درصد از جمعیت این کشور مسلمان هستند.
از نظر نظام سیاسی به چه صورت اداره می ‌شود؟
بعد از فروپاشی بلوک شرق، تجربه مدیریت سیاسی و حکومتداری نداشتند و در مقطعی طولانی به آزمون و خطا گذراندند. الان آمریکا و ناتو در آنجا تثبیت شدند. ایتالیا، یونان و ترکیه کشورهایی هستند که در آلبانی تثبیت ‌شده هستند. این ها خود عضو ناتو هستند. مقامات آلبانی علاقه‌ مند هستند در آینده عضو اتحادیه اروپا هم بشوند.
چتر باز کشورها روی آلبانی/ دریای آلبانی برای ایتالیا، هوا در اختیار ناتو و زمین در اختیار آمریکا است
به طور طبیعی بخش ‌های مختلف جامعه را کشورهای بیرونی اداره می ‌کنند. این طور که در مقالات و نوشته ‌ها می‌ خوانیم دریا در اختیار ایتالیا است، هوا در اختیار ناتو و یونان است و زمین، اداره‌ جات و سیستم اداری و دولتی بیشتر در اختیار آمریکا است. انتخابات هم پارلمانی است و هر کسی اکثریت را بیاورد دولت تشکیل می ‌دهد و نخست‌ وزیر از آن حزب خواهد بود. انتخابات آن ها یکی دو ماه آینده همزمان با انتخابات ما خواهد بود.
 این کشور حدود یک و نیم میلیون جمعیت سیال دارد. مردم به ایتالیا و یونان می ‌روند و کار می‌ کنند و برای تعطیلات دوباره به آلبانی بازمی ‌گردند. بقیه ساکنین در آلبانی کاملاً سبک سنتی دارند و هیچ گونه صنعت مهم و قابل توجه در این کشور وجود ندارد. بیشتر به شکل کشاورزی و سنتی است. زندگی فوق ‌العاده سنتی است.
یعنی شاهد مظاهر تمدن اروپایی نیستیم؟
خیر؛ اصلاً و ابداً. محیط زیست و جغرافیای کشور را کاملاً محفوظ نگاه داشتند و کاملاً بکر و دست‌ نخورده است. شاید همین باعث می‌ شود توریست‌ های زیادی می‌ آیند و از این طبیعت بکر استفاده می‌ کنند.
این بافت کلی و ترکیب جمعیتی و وضعیت سیاسی کشور آلبانی است. از نظر تاریخی قوم ایلری هستند. این قوم از قدیم‌ الایام یک روحیه جنگ ‌جویی و روحیه حماسی و نظامی قابل ملاحظه ‌ای داشته است. اسکندر مقدونی از همین قوم است. با همین هویت امپراطوری بزرگ را تشکیل می ‌دهد. در زمان کمونیست هم تنها قومی که در برابر هم روس ‌ها و هم سیستم کمونیست روسی و سیستم کمونیست چینی ایستاد، «انور خوجه» بود. اصولاً آلبانی را پیشرو در ایده کمونیست می ‌دانست. دیگران را متهم می ‌کرد شما نسخه اصل کمونیست را اجرا نمی کنید. برای همین آلبانی همیشه در حالت ایزوله بود و جدای از بقیه زندگی کرده است. همین باعث شد عقب‌ ماندگی فوق ‌العاده عمیقی پیدا کند.

نسخه ناب کمونیست در آلبانی قدیم/ مردم موظف بودند در هفته یک کیلوگرم گوشت خوک بخورند
منطقه امن کمونیست بوده است؟
منطقه کاملاً خالص و ناب کمونیست بوده است. این ها معتقد بودند که نسخه اصل کمونیست را اجرا می‌ کنند. مثلاً از مظاهر صنعت کم می‌ بینید یا این که مردم موظف بودند هفته ‌ای یک کیلو گوشت خوک بخورند. این اجباری بود و همه باید این کار را می‌ کردند چون نظام کمونیست یک نظام کاملاً ضد دینی است و انور خوجه می ‌خواست با این فرمول‌ها 100 درصد با دین و اندیشه ‌های دینی مقابله کند.
کمونیست در چین هم بود و چنین قاعده سفت و سختی را اعمال نمی‌ کرد. چرا که مائو کمونیست و اندیشه مارکسیسم را یک اصلاحاتی کرده بود و شیوه خاص مائویستی را اجرا می ‌کرد.
همه مردم این محدودیت‌ ها را می‌ پذیرفتند؟
بله؛ یعنی مجبور بودند. بودند اندک افرادی که از زیر این فشارهای سنگین هم راه فرار پیدا می‌کردند. افراد مومن و متدین که زیربار این گونه مسائل نمی‌رفتند. خیلی‌ ها در آنجا کشته شدند. در موزه ببینید کسانی که در دوره انور خوجه به جوخه اعدام سپرده شدند همه متفکرین و معلمین و اساتید و روحانین و دینداران هستند.
مبارزه با دین به شکل غلیظ به نام نسخه اصل کمونیست در آلبانی جریان داشت. بعد از فروپاشی کمونیست این ها مدتی حالت آزمون و خطا داشتند تا این که کم ‌کم رقبا از راه می ‌رسند و آلبانی را آرام آرام زیر چتر می ‌گیرند. ترک‌ ها، امریکایی‌ ها، آلمان‌ ها، اتحادیه اروپا، ناتو و … هر کسی سعی دارد در آلبانی چتر خود را باز کند.
چه ظرفیت‌ هایی از فرهنگ ایرانی می ‌تواند در آلبانی فعال شود؟
تقریباً 9 ماهی است که با عنوان رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در آلبانی به این کشور سفر کرده ‌ام. در آنجا اصل و اساس کار فعالیت ‌های فرهنگی و هنری است. چه در بعد آکادمیک و چه در بعد هنری اعم از سینما و فیلم و تئاتر و موسیقی و چه در بخش مردمی از بعد ارتباطی و سنت ‌ها و مراسم است.
بخشی از کار این است و البته پایه و اساس آن نیز هست. یک بخش دیگر از کار، همراهی با طریقت‌ ها است. با رهبران طریقت‌ ها ارتباط داریم.
در آلبانی قرارداد فرهنگی بین دو کشور نداریم. آلبانی در تهران سفارت ندارد لذا روابط یک‌ جانبه است. دو جانبه نیست. البته خیلی تلاش می‌ کنیم در حوزه فرهنگ قرارداد فرهنگی امضا شود و بتوانیم حضور رسمی داشته باشیم چرا که الان در آنجا تحت عنوان بنیاد سعدی شیرازی فعالیت می ‌کنیم، منتهی هم مقامات می ‌دانند و هم رسماً اعلام می‌ شود که کارمان رایزنی فرهنگی است. سال‌ ها این بنیاد سعدی شیرازی بوده است، جا افتاده و جایگاه خاصی در بین مردم آلبانی دارد؛ به همین خاطر آن قالب را هم حفظ کردیم.

آلبانی توانایی اقتصادی برای اداره سفارت‌‌خانه‌هایش را ندارد.
 رابطه ایران و آلبانی از چه زمانی یک طرفه بوده و اینطور مانده است؟
بعد از فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی روابط ایران و آلبانی یک طرفه است. ما در آلبانی سفارت داریم و آن ها در ایران سفارت ندارند. آلبانی به دلیل مشکلات خاص خود در خیلی از کشورها معمولا سفارت ‌خانه ندارد. یکی از آن کشورها هم ایران است.
چه مشکلاتی دارند؟
بخشی از مشکلات اقتصادی است که قادر نیستند در خیلی از کشورها سفارتخانه تاسیس کنند و آن را اداره کنند. نکته دوم نگاه‌ های سیاسی است که آلبانی بیش از آن که نگاه به شرق داشته باشد نگاه به غرب دارد. رقبای ما یا بهتر است بگویم دشمنان ما در آلبانی فضا را اشغال کردند و تبعاً اجازه نخواهند داد آلبانی در هر جایی سفارت بزند و ارتباط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی فعال داشته باشد.
آلبانی کلاً سه مجله علمی-پژوهشی دارد که یکی از آن‌ ها را ما منتشر می‌کنیم.
در آلبانی غیر از حضور و فعالیت، توانسته‌ اید رسانه‌ ای مهم در اختیار داشته باشید؟
مجله «پِرلا» را در آلبانی منتشر می‌ کنیم. آلبانی کلاً سه مجله علمی – پژوهشی دارد که یکی از آن ها همین «پِرلا» است. می ‌توان گفت که بهترین مجله علمی و پژوهشی هم هست. این مجله نزد اساتید، محققان و متفکران آلبانیایی جایگاه بالایی دارد. دو بخش آلبانی ‌شناسی و ایران ‌شناسی دارد که در آن بحث ‌های آکادمیک و علمی می ‌شود.
در خصوص ادبیات دو کشور بحث می ‌شود؟
کلاً در حوزه علوم انسانی است. اعضای هیات تحریریه همه جزو اساتید برجسته هستند.
مجله با چه زبانی منتشر می ‌شود؟
زبان خاص «شِپت» است. زبان آلبانیایی است که قوم بزرگی را شامل می‌ شود. کوزوو و بخش بزرگی از مقدونیه را پوشش می‌ دهند. قدری شمال یونان و بلغارستان در این منطقه پخش هستند ولی به شکل متصل مقدونیه و کوزوو و آلبانی به زبان آلبانیایی صحبت می ‌کنند. غیر از مجله، کتاب‌ هایی نیز منتشر کرده‌ ایم.

600 کلمه فارسی در گویش آلبانی وجود دارد/ مردم آلبانی به ایران علاقه دارند، خلاف حکومت
اشتراکات فرهنگی ایران و آلبانی در چه سطحی است؟
مردم علاقه فوق ‌العاده‌ای به فرهنگ و ادبیات ایران دارند. حدود 600 کلمه فارسی در گویش رایج این ها وجود دارد و خیلی از این طریقت ‌ها اصالتاً از خراسان و ایران هستند که به آنجا مهاجرت کردند.
فضای عمومی و فضای رسانه‌ای و رسمی و دولتی معمولاً حالت پرهیز از ایران را دارد. برخلاف فضای عمومی و مردمی که علاقه‌ مندی نسبت به ایران دارند، در فضای رسمی و دولتی کاملاً برعکس است. در آلبانی اشتراکات خاصی داریم که فوق‌العاده برای ما مهم است و جای بسی حرف و تحلیل و تشریح دارد.
شاهنامه، گلستان، بوستان و غزلیات حافظ به آلبانیایی ترجمه شده است.
این علاقه به فرهنگ ایران از کجا شکل گرفته است؟
شاهنامه فردوسی صد و خرده ‌ای سال پیش توسط متفکر بزرگی به نام وجیه بخارایی به آلبانیایی ترجمه شده است. با همان سبک و سیاق حماسی و اسطوره ای است. به طوری که گاهی مردم گمان می‌ کنند این شاهنامه مستقلی است و خود مترجم نوشته است. کمتر باور می‌ کنند این ترجمه شاهنامه فردوسی است که این به خاطر قدرت بیانی وجیه بوده است. این کتاب سال‌ ها پیش چاپ شده و در دسترس مردم است.
 
کتاب اشعار خیام را بارها ترجمه و چاپ کردند و با آن زندگی می ‌کنند. کتاب گلستان و بوستان سعدی و کتاب حافظ نیز همین طور است. این ها را سال ها پیش ترجمه کردند و در دسترس مردم بوده است و مردم هم به خوبی از این منابع استفاده می‌ کنند. آن چیزی که مهم است این است که ما در آلبانی یک شخصیت و قهرمان ملی و نظامی داریم.
آلبانی ادیب و نویسنده مطرحی نداشته است؟
موزه ‌ای به نام اسکندربیگ در آلبانی وجود دارد. اسکندربیگ قهرمان ملی و نظامی است که در حوزه مبارزه با عثمانی چهره و شاخص بوده است.
کتاب «کربلا» حماسه ادبی آلبانی است.
آلبانی حماسه ملی ادبی هم دارد. حماسه ادبی آلبانی را «نعیم فراشری» با کتاب «کربلا» سروده است. سه برادر هستند؛ نعیم فراشری، سامی فراشری و دیگری عبدالله فراشری. این سه برادر از بهترین پل‌ های ارتباطی ایران و آلبانی تلقی می ‌شوند که حدود قرن 18 و اوایل قرن 19 زندگی می ‌کردند.

«نعیم فراشری» پایه ‌گذار آلبانی نوین
درباره نعیم فراشری بیشتر توضیح دهید.
نعیم فراشری شخصیتی است که نبوغ فوق ‌العاده دارد. هم یک سیاست‌ مدار برجسته و هم متفکر برجسته و هم در حوزه نویسندگی و قلم زدن فوق ‌العاده است. یک شاعر پرقدرت است. در جامعه آلبانی هم به عنوان قهرمان ملی به حساب می‌ آید. در تقویم خود روزی به نام «نعیم» دارند. در این روز مراسم خاصی برگزار می ‌کنند چون نعیم را پایه‌ گذار آلبانی نوین می ‌دانند. هم در استقلال آلبانی حضور برجسته داشت و هم در ادبیات آلبانی خیلی نقش‌ آفرین بود و هم در حوزه‌ های مختلف علمی قلم زده است.
دیوان اشعار بزرگترین شخصیت ادبی آلبانی به زبان فارسی سروده شده است
نعیم فراشری با این ویژگی‌ ها شخصیت برجسته ملی است. همه اعم از علوی، سنی، مسیحی و کل کسانی که به عنوان قوم آلبانیایی شناسایی می ‌شوند، ارادت و نگاه خاصی به نعیم فراشری دارند. دیوان شعری این شخصیت با نام «تخیلات» منتشر شده است. عجیب است که او دیوان شعری‌ اش را به زبان فارسی سروده است.
 
نعیم فراشری ادیب بزرگ آلبانی

یاد گرفتن زبان فارسی ساده است. ایران‌ شناسان زیادی داریم که فارسی را آموختند و به زبان فارسی آثار خود را نوشتند. درباره نعیم فراشری هنوز نتوانستیم بفهمیم که به ایران آمده یا خیر؟ مادر، خواهر یا همسر ایرانی داشته است یا خیر؟ نمی ‌دانیم چه ارتباطی با ایران داشته که تا این اندازه پرقدرت، عمیق، ژرف زبان و ادبیات فارسی را آموخته و دیوان شعری خود را به فارسی سروده است. اشعارش فوق‌ العاده زیبا است. اشعار تخیلی است. نام این دیوان هم «تخیلات» است.
نعیم فراشری با این اثر یک پل ارتباطی پرقدرتی میان ایران و آلبانی ایجاد کرده است. تنها ایران ‌شناسی است که در دنیا که اشعار فارسی را با قوام عالی سروده است. شعرای دیگری هم هستند اما اشعار فارسی آن ها شاید 60 درصد نیاز به اصلاح دارد. وزن‌ ها درست نیست، گاهی قافیه‌ ها درست نیست، گاهی کلمات درست به کار نرفته است؛ درست برعکس کتاب تخیلات نعیم فراشری که هیچ کم از اشعاربزرگان ندارد.
نعیم فراشری کتاب دستور زبان فارسی را 140 سال قبل نوشته است.
غیر از «تخیلات» چه کتاب ‌های مهمی نوشته است؟
در یکصد سال اخیر باستانی پاریزی، دهخدا، گلشنی، دکتر پیرنیا و … در حوزه زبان و ادبیات فارسی کار کردند و دستور زبان فارسی را نوشتند. این برای 100 سال اخیر است. نعیم فراشری حدود 140 سال قبل کتابی تحت عنوان دستور زبان فارسی نوین نوشته است. یعنی جلوتر از خود ما به این مسأله پرداخته است. این دومین اثر فوق ‌العاده نعیم فراشری است که در خدمت فرهنگ و زبان و ادبیات فارسی بوده است.
«کربلا»ی نعیم معادل شاهنامه ایران در آلبانی است
 سومین اثر نعیم فراشری که حماسه ملی در آلبانی تلقی می ‌شود، اثر «کربلا» است. همانطور که ما اشعار حافظ و سعدی را در گفت ‌و گوهای روزمره خود استفاده می ‌کنیم، مردم آلبانی تکه‌ هایی از کتاب کربلای نعیم فراشری را حفظ هستند و در صحبت ‌ها استفاده می ‌کنند. این کتاب فوق ‌العاده است و معادل آن شاهنامه فردوسی در ادبیات ما است. این را به زبان آلبانیایی سروده است.
«کربلا» مقتل امام حسین (ع) است. مقتل امام حسین (ع) را به شکل شعر و نظم درآورده است. از آغاز حرکت امام حسین (ع) از مدینه تا پایان روز عاشورا و اسرا که به سوی شام حرکت می‌ کنند و بازمی‌ گردند را به شکل حماسی در قالب شعر سروده است. کربلا به زبان آلبانیایی سروده شده است.
ایران ‌شناسی نمی ‌شناسید که یک قهرمان ملی در کشور خود باشد و تا این حد در زبان و ادبیات فارسی پیش رفته باشد که دیوانی فوق‌العاده وزین و قدرتمند را به یادگار گذاشته باشد. چنین ایران ‌شناسی را در هیچ کجای تاریخ نمی ‌بینید. این شخصیت با این چهره و مشخصات در ایران ما ناشناخته است.
نعیم فراشری قهرمان مبارزه با عثمانی است.
فراشری را در کشورش با چه عنوانی می ‌شناسند؟
نعیم هم سیاستمدار است، هم ادیب است و هم یک عارف است. او در مبارزات استقلال‌ طلبانه هم حضور داشته است. عمده شناختی که مردم از نعیم فراشری دارند به دلیل کتاب کربلا و وجهه استقلال‌ طلبانه و چهره مبارزاتی است.
علیه چه چیزی مبارزه کرده است؟
علیه عثمانی برای استقلال آلبانی مبارزه کرده است. در موزه اسکندربیگ تمام مراحل پیروزی این مبارزه به نمایش گذاشته شده است.نعیم هم به عنوان قهرمان سیاست‌ مدار و قهرمان ادبی و قهرمان دینی معرفی می ‌شود. چنین شخصیتی با این ویژگی‌ های برجسته در ایران ناشناخته است. هیچگاه نمی‌ بینید یک ادیبی، شاعری، متفکری، منتقدی در تلویزیون در این شب های شعر یا مراسم ‌ها و برنامه‌ ها یک بیت شعر از نعیم بخواند. اقبال و نظامی گنجوی را می ‌شناسیم و دهلوی را می ‌شناسیم، شعرای ما از این ها حرف می‌ زنند و شعر از این ها نقل می ‌کنند و نقد می‌ کنند. کتاب‌ های زیادی درباره این ها نوشته شده است اما درباره نعیم فراشری یک سطر مطلب در ادبیات ما، در حوزه فکری ما و در حوزه‌ های علمی ما نمی ‌بینید. این خیلی بد است.
کنگره بزرگ نعیم فراشری را در تهران برگزار می ‌کنیم
مردم باید بدانند چنین ذخیره فرهنگی در اروپا وجود دارد، او تنها شاعر قاره سبز است که دیوانش به زبان فارسی است. بی نظیر است. برای سال آینده طرحی داریم تا کنگره بزرگ نعیم فراشری را در تهران برگزار کنیم.
در آلبانی هر سال همزمان با روز «نعیم» در منزل نعیم فراشری که موزه است برگزار می ‌شود. مراسمی برگزار می‌ شود ضمن این که در سال‌ های گذشته هم در فرانسه و هم در آلمان و هم در ترکیه این شخصیت مورد تجلیل قرار گرفته است. برای او کنگره برگزار شده است در حالی که او بیشترین ارتباط را با فرهنگ و ادبیات فارسی دارد. نعیم فراشری دیوان فرانسوی و آلمانی ندارد حتی دیوان ترکی هم به آن شکل ندارد. ممکن است لابه ‌لای کتاب ‌ها دو بیت یا ده بیت ترکی سروده باشد. باید این شخصیت برجسته را تجلیل کنیم و بشناسیم. متأسفانه در دوره کمونیستی انور خوجه مانع از این شناخت بود. بعد از کمونیست هم کوتاهی‌ های ما به این عدم شناخت دامن زده است.
دوستان ما که در قالب رایزنی فرهنگی کار کردند عمدتاً تلاش داشتند نعیم فراشری را در خانه خود ببینند و تجلیل کنند. کمتر به این سمت آمدند که در جامعه ایرانی شناسایی و معرفی شود. تلاش داریم سال آینده با کمک شهرداری، بنیاد ایران ‌شناسی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، حوزه هنری، وزارت ارشاد، وزارت خارجه و صدا و سیما این کنگره را برگزار کنیم و ستادی تشکیل دهیم تا در آن ستاد گرد هم آیند و نهایتاً این کنگره را با یک حال و هوای شایسته و مناسب شأن نعیم فراشری برگزار کنیم.
تمام ارتباطات فرهنگی ما در آلبانی با این محور پیش می‌ رود؟
بله. دهه فجر گروه موزیکی را دعوت کردیم. گروه سلوک به آلبانی آمد. دیوان شعر نعیم فراشری را نشان دادم و مقداری خواندند. سرپرست گروه آقای مهدی زارع  آهنگساز بود، باور نمی‌ کرد شخصیت برجسته‌ ای با این اوصاف دیوان شعر فارسی داشته باشد. وقتی خواند و دید واقعیت دارد گفت از شوق و ذوق نمی ‌تواند بخوابد تا یک قطعه را آهنگ ‌سازی کند. آهنگ را ساخت و صبح دو الی سه ساعت با دوستان و همکاران تمرین کردند و در مراسم‌ های مختلف اجرا کردند.
به فارسی؟
بله چون شعر فارسی است. این برای آلبانیایی‌ ها خیلی عجیب بود.
مگر زبان فارسی را می ‌فهمند؟
خیر اما همین که گروهی ایرانی اشعار نعیم فراشری را با زیبایی می‌ خواند خیلی برایشان جالب بود. در استودیو تلویزیون ملی آلبانی که بچه‌ ها اجرا داشتند کارمندان از طبقات مختلف آمده بودند و تماشا می‌ کردند که اشعار نعیم فراشری چطور خوانده می ‌شود.

اشتراک گذاری
برچسب‌ها

دیدگاه خود را ارسال نمایید