رجوی ملعون باید بداند خانواده ها نفرات خود را از دست او نجات خواهند داد – قسمت سوم

وقتی بحث به آشنایی محمدپور با نفرات فرقه رجوی رسید آقای اردشیری سئوال نمود که آیا برادرم یعنی موسی را می شناسید؟ آیا او قصد جدا شدن ندارد؟

آقای محمدپور گفت که من با موسی مثل برادر بودیم و سالیان در یک مقر بودیم و با هم زندگی کردیم اگر حساب کنید مدتی که نزد شما بوده کمتر از زمانی است که ما با همدیگر در مناسبات بودیم به تمام خصوصیات وی اشراف دارم.

آقای اردشیری سئوال کرد ایا با برادرم موسی در ارتباط بودید وی را می شناختید یا نه؟

آقای عباس در پاسخ گفتند بله من با موسی برادرت در یک مقر بودیم سالیان سال با هم در یک یکان کار می کردیم من با او عین برادر بودیم.

اینکه از فرقه رجوی جدا شود یا خیر باید گفت که فرقه شرایطی را بر مناسبات خود در کشور آلبانی حاکم کرده که باید فرد خودش تصمیم بگیرد و اکنون هم که مریم قجر به آلبانی رفته حتماً به مغزشویی ادامه خواهد داد چون می داند که شرایط در آنجا بسیار حساس است و نمی تواند جلوی کسی را با فشارهای تشکیلاتی برای جدا نشدن بگیرد. در مورد موسی هم این شرایط حاکم است مهم این است که ذهن وی در مقابل هزاران تناقض در درون سازمان چه وقت جواب بدهد ولی باید گفت که زمان زیادی نخواهد گذشت چون وضعیت درونی تشکیلات فرقه تروریستی رجوی خرابتر از آن است که بخواهیم در موردش حرف بزنیم.

آقای گلدوست سئوال نمودند آیا نفراتی که قصد جدا شدن از فرقه تروریستی رجوی را دارند مورد اذیت و آزار فرقه قرار نمی گیرند؟

آقای محمدپور توضیح دادند که کشور آلبانی مانند اشرف و لیبرتی نیست آنجا کشور آزادی می باشد فرقه جرات نمی کند افراد جدا شده را اذیت و آزار کند حتی نمی تواند روی نفرات خودش هم فشار بیاورد چون می داند اگر قدری فشار را بیشتر کند ریزش نیرو بیشتر خواهد شد به همین دلیل سعی می کند به نفراتی که جدا شدند پول بدهد تا سکوت کنند یک نمونه را به شما می گویم محمد اقبال یکی از افراد مفلس فرقه رجوی در عراق بود که حتی به قدری مرزهای وقاحت رجوی را طی کرده بود که به خواهر خودش هم توهین می کرد وی بعد از مدتی که به کشور آلبانی آمد ساز مخالفت با سازمان را کوک کرد و تشکیلات فرقه که این را نمی خواست او را به کشور فرانسه برد و با دادن یک خانه و چیزهای دیگر یعنی حق السکوت به او داد تا او دهان باز نکند و هم چنان به پاچه گیری علیه نفرات مخالف فرقه رجوی ادامه دهد. شک نکنید اگر فرقه رجوی درکشور آلبانی جرات داشت که افراد را تحت فشار قرار دهد حتماً این کار را می کرد و اکنون که جرات این کار را ندارد سعی می کند با دادن پول و خریدن ماشین افراد معترض را به سکوت وا دارد و البته این مسئله هم موقتی خواهد بود و روزی شاهد خواهیم بود که ابعاد دیگری از ماهیت جنایت کارانه رجوی رو خواهد شد.

در ادامه برنامه نشست آقای اکبرنیا که برادرش اصغر هنوز به خاطر سیستم مغزشویی فرقه تروریستی رجوی در چنگال مناسبات گرفتار است از آقای محمد پور سئوال نمود که اگر کسی خودش بخواهد می تواند به راحتی از تشکیلات رجوی جدا شود یا خیر؟

آقای محمد پور جواب دادند که اگر کسی بخواهد می تواند جدا شود ما نمونه های زیادی داشتیم بطور مثال آقای منوچهری که از دانشجویان آمریکا بود به بهانه گذاشتن کیسه زباله دم درب پایگاه بیرون رفت و دیگر بازگشت نگشت و خودش را به کمیساریا معرفی نمود و اعلام کرد که از فرقه رجوی جدا شده و در شهر برای خودش خانه ای کرایه کرده تا مسئله رفتن او به آمریکا حل شود. این یک نمونه است که برای شما بیان کردم همانگونه که گفتم شرایط درکشور آلبانی با عراق بسیار متفاوت است.

آقای حسین ثابت رستمی که به همراه پدر و مادر پیرش در نشست حضور یافته بود ابتدا عنوان نمود که من به این خاطر پدر و مادرم را آوردم وقتی آقای محمدپور از وضعیت برادرم محمد مهدی می گوید اطلاع یابند تا شاید قدری از ناراحتی که سالیان همراه آنان است کم شود و اکنون که برادرم را می شناسد خیلی می تواند کمک کار ما باشد و در روحیه پدر و مادرم تاثیر بگذارد و هم این پیام را به برادرم بدهیم که او را رها نمی کنیم و همیشه به فکر او هستیم.

 در ادامه سئوال نمودکه برای ما مشخص است که وقتی نفرات در اشرف بودند تا زمانی که سلاح داشتند برنامه هایشان را مسئولین پر می کردند و وقتی خلع سلاح شدند جدا شدگان از فرقه برای ما توضیح دادند که چگونه مسئولین فرقه تروریستی رجوی برای اینکه وقت افراد را پر کنند برنامه های مسخره ای ردیف می کردند اکنون که در کشور آلبانی هستند و در آپارتمان زندگی می کنند برنامه روزانه شان به چه صورت است؟

آقای محمد پور عنوان داشت برای مسئولین فرقه تروریستی رجوی فرقی نمی کند در کدام شرایط حضور دارند در کشور عراق با سلاح و بعد از آن به صورت راه اندازی کلاسهای آموزشی افراد را مشغول می کردند و اکنون در کشور آلبانی هم برنامه هایی مانند آموزش کامپیوتر و آموزش زبان و… در ادامه هم برنامه نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی و سایر نشست های تشکیلاتی که حتماً نفرات باید فاکت بنویسند که چرا مریم را به جای بردن به تهران به فرانسه و یا خودشان به جای اینکه از عراق به تهران بروند سر از آلبانی در آوردند و بقیه برنامه های مسخره و سر کاری دیگر. چیزی که کاملاً روشن است پر کردن وقت افراد بیکار در مناسبات است تا کسی ذهنش سر خط و خطوط فرقه نرود و افراد زمانی برای فکر کردن نداشته باشند.

در این رابطه آقای محمد رضا گلی اظهار داشت بعد از سرنگونی صدام برای اینکه وقت افراد را پر کنند یک محلی به نام دانشگاه راه اندازی کردند و یک تعداد استاد عراقی را جهت آموزش وارد اشرف کردند و به آنها سفارش شده بود تا می توانید به افراد تکلیف بدهید تا بعد از پایان کلاس وقت فکر کردن هم نداشته باشند در این رابطه موفق هم بودند ما به عشق درس خواندن و یاد گرفتن تمام ذهن مان درگیر آموزش بود و زمانی برای فکر کردن به دیگر مسائل نداشتیم حتماً این شیوه ها را به گفته آقای محمدپور در آلبانی پیاده خواهند کرد چون تجربه آنرا در اشرف داشتند.

آقای میرگل موسوی برادر یعقوب موسوی ابتدا در مورد برادرش از آقای محمدپور سئوال نمود که وضعیت وی در مناسبات فرقه ای رجوی چگونه است و سئوال دیگر اینکه با توجه به رفتن همه افراد به کشور آلبانی آیا تحولی در بچه ها ایجاد شده یا خیر؟

اقای محمد پور گفت که ابتدا در مورد برادرتان بگویم که وضعیت او خوب است و مشکلی ندارد او هم مانند بقیه افراد فرقه تروریستی رجوی اسیر زنجیرهایی است که به پایشان وصل کردند اگر قدری از مناسبات بیرون و جامعه اطلاع می داشت و اگر قدری ترس جدا شدن از اینکه بعداً چه اتفاقی خواهد افتاد را می دانست مطمئن هستم او مانند بقبه راه جدا شدن از فرقه را در پیش می گیرد. اما در مورد سئوال دومتان باید بگویم که تحول در افراد جدی است و این تحول بعد از رفتن اولین سری از عراق به کشور آلبانی شروع شد و شاهد بودیم که وقتی اولین سری به کشور آلبانی رفتند ریزش نیرو شروع شد و هر چقدر جلوتر می رویم خودش را بیشتر نشان می دهد یعنی اینکه خزان فرقه تروریستی رجوی استارت خورده است.   

ادامه دارد

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.