۴۰۰ دلارتوجیبی برا ی فرماندهان !

مابعد سقوط صدام وتسلیم زبونانه مجاهدین به امریکا وداستان خلع سلاح ؛ آن هنگام که دولت وقت عراق فشارمضاعفی روی تشکیلات وارتش بی یال ودم وبی دندان تحت التاسیس صدام ملعون می آورد وحکایت ازدستگیری سران وشماری ازمسولان سرکوبگر به مشام میرسید ؛ سراسیمه به اتاق صدیقه حسینی فرمانده وقت ستاد تحت مسولیتش اجتماع کردیم .
به ضرب و زور تعدادمان به 60 نفررسید که لایه فرمانده یکان با رده تشکیلاتی mo را دربرمیگرفت . بی مقدمه وبدون شرح به یکایک مان 400 دلاردادند و روی جایمان نشستیم تا ببینیم عفریته بالادست مان چه میگوید.
نه اینکه اولین باربود که درطول حیات تشکیلاتی مان اسکناس آنهم دلار در دستان خود دیده بودیم اندک شوکه بودیم وغیرقابل باور؛ولیکن میدانستیم که لابد بی حکمت نبوده ونخواهد بود که فقط وفقط به لایه خودمان توجه شده است !
تااینکه عفریته صدیقه خانم رشته افکارمان را گسست وگفت ” این مبلغ را برای روزمبادا که لابد شرایطش را درک میکنید ؛ داشته باشید ومواظب باشید زیردستانتان کش نروند وخوب ازآن مواظبت کنید!”
صدیقه خانم که بخاطرخوش رقصی هایش درحوض رهایی که بعدها با گرفتن پاداش ازمسعود خان درمسند مسول اول هم نشست وقتی سکوت معنا دارجماعت درجلسه را دید اضافه کرد ” چرا یخ تان زد ومثل مرغ منجمد شدید !. گفتم که شرایط بس حساس وخطرناک است وهرآن احتمال دستگیری شورای رهبری وشاید فرماندهان درسطح شماها برود لذا این مبلغ را داشته باشید تا در شرایط اضطرار به دردتان آید . ضمن اینکه با نبی سیف ( مسول خرید وتدارکات) به بعقوبه بروید وهرکدام یک ست کامل لباس شهر( کت وشلواروکراوات وپیراهن وکفتش وجوراب ) بخرید که درصورت لزوم وضروری شاید که بخواهید با کندن لباس فرم ازآن استفاده نمایید.”!
من که عقب ترازهمه درصف آخرجلسه نشسته بودم با بلند شدن ازجایم به آرامی گفتم ” پس سایر بچه ها چه میشوند!؟”
هنوزته حرفم تمام نشده بود که یک عالمه فحش وفضیحت نصیبم شد انگارکه جنایتی را مرتکب شده باشم طوریکه جماعت استخوان لیس همکاروهم رده ام خواستند به تحریک مسول جلسه بیرونم بیندازند!
بعد آرام یافتن جلسه سرسخن را مجدد صدیقه خانم بدست گرفت وادامه داد ” انگارمنظورم را خوب نرساندم . بابا خلع سلاح شدیم . بدبخت شدیم .گرفتارامریکا ودولت حاکم عراق هستیم . هرآن عشایرومردمان عراق احتمال حمله به اشرف وتصرف اینجا را دارند. میخواهند شورای رهبری شما را کت بسته تحویل دادگاههای عراقی بدهند شاید هم بخواهند به ایران استردادمان کنند . می بینید به چه روزی افتادیم ! به چه فلاکتی افتادیم ! ما را باش که دراین شرایط حساس به فکرلایه شما هم بودیم بعد یکی ازشما بلند میشود ومیگوید الباقی آدمها چه میشوند . الباقی ( لایه های پایین تر) بروند گم بشوند . هربلایی سرشان بیاید حق شان است . شرایط هرطور بچرخد مهم این است که ماها ( مسئولین ) دربرویم وسلامت بمانیم . الباقی مهم نیستند و همینجا بمانند وشهید بشوند وچه ازاین بهتر. ازخون شان بهتر و بیشترمیتوانیم بهره برداری بکنیم . مهم این است که سرتشکیلات زنده بماند. چرا که نیرودست یافتنی است وتوخارج کشورزیاد داریم !!”
توجه فرمودید که لایه های پایین تردرتشکیلات مافیایی رجوی هیچگاه مهم ومورد اعتماد نبودند وهمواره بیش ازپیش استثمارمیشدند وبا مشت آهنین برخورد می شدند . کمااینکه دیدیم همین پایین دست ها همین قربانیان نگون بخت اهمیت وارزش نداشتند وبهتراست بگویم که لایق نبودند ومورد اعتماد رجویها نبودند که درهمایش ویلپنت فرانسه حضورداشته باشند وحق شان این بود که درآلبانی دراسارتگاه بنشینند وویدئوی آنرا ببینند!!
شم ضدانقلابی رجویها وسران تشکیلات خاصه زنان شورای رهبری دستگاه مکروحیله رجوی خوب کارمیکند ومیدانستند درصورت حضورسالمندان نگون بخت مقیم آلبانی درویلپنت فرانسه ؛ دستکم نیمی ازآن هوای فرنگ ودنیای آزاد مشام شان را پرمیکرد وبرای همیشه ازشررجویها خروج کرده وسربرآستان ” زندگی مستقل ” می ساییدند وچه سرنوشت خوشایندی که اساس خانواده های اعضای گرفتاردرانتظارچنین روزگاری لحظه شماری میکنند.
پوراحمد

اشتراک گذاری
برچسب‌ها

دیدگاه خود را ارسال نمایید