فرقه رجوی در گرداب آلبانی

شرایط و موقعیت فرقه رجوی در کشور آلبانی به هیچ وجه از نظر سران فرقه مطلوب ارزیابی نمی شود. برای این فرقه مکان مطلوب جائی مانند پادگان اشرف است که در قطع ارتباط کامل با دنیای بیرون باشد و دسترسی به اطلاعات برای اعضا به هیچ عنوان میسر نگردد.
اگر چه مریم رجوی تلاش نمود تا انتقال به آلبانی را یک پیروزی مهم جلوه دهد، اما خودش بهتر از هرکس دیگری می داند که شرایط فعلی ناپایدار است و قابل دوام نیست و حضور جامعه جداشدگان در مجاورت اعضای فرقه درست مانند نزدیک کردن آتش به پنبه می باشد.
سران فرقه از یک طرف وجود جداشدگان در تیرانا که بعضا در شهر چشم در چشم اعضای فرقه می شوند را چون سم مهلکی برای مناسبات فرقه ای خود می دانند و از طرف دیگر عزیمت آنان به کشورهای اروپائی را هم خطرناک ارزیابی می کنند چرا که موجب باز شدن دست آنان در افشاگری علیه فرقه رجوی خواهد شد.
ترفندی که فرقه رجوی بکار گرفت این بود که به جداشدگان پیشنهاد اعزام آنان به کشورهای اروپائی را با هزینه و امکانات خودش داد و به این ترتیب آنان را در دام قاچاقچیان و مأمورین امنیتی کشورهای دیگر انداخت و به زعم خودش از دست آنان خلاص شد. اما مسئله به هیچ عنوان برای فرقه حل نگردید و نهایتا تیرش به سنگ خورد.
فرقه رجوی جائی مشابه اشرف در خارج از تیرانا در نظر گرفته و قصد دارد تا نیروها را به آنجا ببرد. خود فرقه خوب می داند که این بازی خطرناکی است چون خیلی ها اگر مشاهده نمایند که قرار است تجربه اشرف تکرار شود هرگز با فرقه نخواهند رفت و در نتیجه فرقه رجوی یک ریزش نیروی گسترده را تجربه خواهد نمود.
اخیرا زهرا مریخی از اعضای شورای رهبری فرقه رجوی پیامی از جانب مسعود رجوی برای اعضا خوانده و به گوش تمامی یکان ها رسانده که ظاهرا مسعود رجوی خواهان نوشتن تعهدنامه ها و سوگند نامه های جدید شده است. این امر با واکنش های غیر منتظره ای روبرو گردید که حتی مسئولین را به این فکر انداخت که این کار از اساس درست نبوده و زیاده روی کرده اند.
برخی به صراحت گفته اند که وقتی صدام حسین سقوط کرد مسعود رجوی فقط صدا داشت و دیگر سیما نداشت. در این سالیان اخیر علاوه بر سیما دیگر صدا هم ندارد و صرفا به رسانه نوشتاری تبدیل شده است. کلا تردید نسبت به زنده بودن مسعود رجوی فوق العاده بالاست. این موضوع انسان را به یاد سریال تلویزیونی “پیامک از دیار باقی” می اندازد. لابد رجوی دستورات تعهد نویسی را از دیار باقی برای زهرا مریخی پیامک کرده است.
به دنبال قرائت پیام مسعود رجوی، در تمامی یکان ها یک سلسله نشست ها در تمامی سطوح برگزار گردید و از همگان خواسته شد تا نقشه راه خود را مشخص کرده و تعهدنامه بنویسند و سوگند بخورند که تا ابد در التزام رکاب مسعود رجوی باقی خواهند ماند.
تعداد زیادی که حدود ۱۰۰ نفر تخمین زده می شود از این کار سرباز زده و خواهان جدائی شده اند. مشکل اصلی فرقه رجوی بیش از آنکه جدائی این افراد باشد ریزش یک مرتبه ای حدود ۱۰۰ نفر است که قطعا تأثیرات روانی بزرگی داشته و سرکلاف را باز خواهد کرد. تمامی تلاش سران فرقه این است که روال جداشدن را در همان حد “یک نفر هر از چند روز” نگاه دارند.
فرقه می خواست به این ترتیب افراد را با نوشتن تعهد نامه برای بردن به مقر جدید که کاملا در قطع ارتباط با دنیای خارج خواهد بود آماده نماید، اما ظاهرا وضع حتی وخیم تر شده است. در حال حاضر چندین روز است که اعضای فرقه رجوی در شهر دیده نمی شوند و شدیدا سرگرم نشست هستند. سوژه نشست ها همان حدود ۱۰۰ نفر می باشند که حاضر به امضای تعهدنامه نیستند و این مسئولیت نشست هاست تا آنان را وادار به این کار نمایند.
بهرحال باید دید که آیا فرقه رو به زوال رجوی خواهد توانست این غول را به قول خودش مجددا در شیشه کند و مهار نماید یا اینکه دیگر زمان به عقب بازنگشته و جریان ریزش نیرو هر روز ابعاد جدی تری به خود می گیرد و حتی نهایتا به شورش بدل می شود.

برچسب‌ها

دیدگاه خود را ارسال نمایید