ازوجود تا لاوجود سازمان مجاهدین خلق

مصاحبه کوتاه وخواندنی با آقای پوراحمد
کشاورز: امروز15 شهریورتولد 52 سالگی فرقه بدنام رجوی موسوم به سازمان مجاهدین خلق است فرصتی دست داد تا درکنارآقای پوراحمد ازفرماندهان ومسولان سابق باشیم که ربع قرن ازعمروجوانی خود را دربطن روابط ومناسبات فرقه ای سپری کردند وبطورارگانیک وپراتیک فرازونشیبهای آنرا عمیقا تجربه نمودند .
ازلحظه رهایی شان ازفرقه تروریستی رجوی 12 سال است که درکسوت کارشناس وفعال حقوق بشرودرارتباط با خانواده های چشم انتظار اعضای گرفتاردرمافیای رجوی درحوزه کاری انجمن نجات هم فعال واکتیوهستند ومازاد برانتشار کتاب ارزنده خاطرات تحت عنوان ” زندگی بازیافته ” بسا روشنگری درخصوص ماهییت فرقه ای وتروریستی رجوی بمنظورآگاهی بخشی به نسل جوان وکنکاوطالب حقیقت بعمل آوردند که درسایت نجات قابل رجوع ودردسترس است .
حال با سلام وعرض ادب ازایشان خواهش داریم به بهانه چنین روزی ولو کوتاه و مختصربرایمان صحبتی داشته باشند.
پوراحمد : خواهش میکنم . این من هستم که با افتخارومشتاقانه درخدمت شما هستم تا حقایقی را درخصوص پدیده شوم وزیانبار” فرقه رجوی “روشنگری وبازگویی داشته باشم .
منهم خدمت شما همکارعزیزوهمچنین خدمت مخاطبان محترم سلام وعرض ادب دارم وامیدوارم تحت هرشرایطی سرحال وشادمان باشید وبه مسولیتهایمان متعهد وپایبند وامیدوار.
قبل ازهمه شکرگزاروشاکرخدای مهربان وهدایت گرخودم هستم که به قله ” خوشبختی ” رسیدم ودنیای زیبایی ازانسانیت وکرامت ونوعدوستی را بدورازهرگونه خشونت تجربه کردم وآنرا تا نقطه کمال به قطع ویقین به لطف خدا دنبال خواهم کرد.
ازقدیم نقل هست که ” بارکج به منزل نمی رسد ” . پیدایش اولیه سازمان مجاهدین خلق هم خیلی شفاف نبود وتوام با شک وتردید واما واگرهای بسیاربود ولیکن چون برسردرب وسرلوحه این گروه ؛ وارونه نمایی ودروغ ودوزوکلک ونیرنگ وفریب نوشته شده بود ؛ آدمی را اغفال وبه بیراهه می کشاند.
ببینید اساس دیدگاه ونقطه نظربرای بنیان وتاسیس وپیدایش سازمان مجاهدین ازجانب جوانهای روشن وتحصیل کرده وقت همچون محمد حنیف نژاد؛ سعید محسن وعبدالرضا نیک بین رودسری وبعدش علی اصغربدیع زادگان درجمعبندی ازمبارزات ملی وناسیونالیستی وقت نهضت آزادی ؛ انتخاب خشم وخشونت وتروریسم درتوسل به عنصرمبارزه مسلحانه یعنی به خدمت گرفتن عنصرسلاح بود .
همین نکته درپیدایش سازمان مجاهدین خیلی جذاب بود .ظاهرشیک وستایش برانگیزی داشت . توانستند بواسطه همین تز با تکیه بردیدگاه وایدئولوژی اسلامی جوانهایی را هم جذب وبه عضویت بگیرند.
ولیکن چون بنیانش کج بود مابعد چند عمل مسلحانه دربه قتل رساندن ماموران ومستشاران امریکایی وضربه ساواک درسال 1350 بالغ برنود درصد اعضایش دستگیر و روانه زندان شدند . اندک بعد درسال 1354 ازدرون نیزدچاردگردیسی شدند وسازمان شان بواسطه تقی شهرام وبهرام آرام دستخوش تغییرات بنیادین گردید وحتی آرم سازمان که نماد ارزشها وآرمان اولیه سازمان بود تغییراتی کرد وخاصه آیه “فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما ” برداشته شد یعنی که تن به جراحی ایدئولوژیک دادند وبدنبال خود فجایع خونینی درترورمخالفان ازجمله به شهادت رساندن مجید شریف واقفی وصمدیه لباف را به همراه داشت .
با این توصیف کوتاه می بینید که سازمان اولیه با اعدام بنیانگزاران وشماری ازاعضای مرکزیت وقت وتبدیل سازمان بقول خودشان مکتبی وانقلابی به یک سازمان مارکسیست اسلامی دیگرموضوعیتی نداشت چرا که بیرون زندان نیرویی نبود که بخواهد با پیگیری عقبه سازمان اولیه حنیف فعالیتی داشته باشد وداخل زندان نیزآدمهایش سردرگم ودرهم شکسته بودند. به تنها بازمانده مرکزیت سازمان هم به دیده شک وتردید می نگریستند وسوءظن داشتند.
عضوبازمانده مرکزیت درزندان کسی نبود الا شخص مسعود رجوی که بواسطه فعالیت حقوقی برادرش کاظم درخارج اززندان ودرسطح بین المللی وخاصه همکاری وتعامل خودش با زندانبانان قصربا پذیرش خیانت درفروختن اطلاعات که توانسته بود با فرصت طلبی اپورتونیست گونه رهبری ومحوریت زندان را بعهده بگیرد وآینده ای مخوف وپرهزینه ای را رقم بزند که امروزشاهدش هستیم .
کشاورز: با تشکرازشما لطف کنید ازالان وحال سازمان مجاهدین بگویید واینکه درچه نقطه ای سیرمیکنند که بقول شما پرهزینه بوده است .
پوراحمد : عطف به مقدمه بحث که بارکج به منزل نمیرسد ؛ مصداق عینی آن حال واکنون وضعیت مضمحل وفروپاشیده فرقه رجوی است ونه سازمان مجاهدین خلق که با آن دیدگاهها ونقطه نظرگاههای ضد امریکایی وضد امپریالیستی ؛ مطلق وجود خارجی ندارد ودچاردگردیسی جدی شده است .
ببینید فرصت نیست من خدمت تان لیست وارومحورگونه به کارنامه سیاه وخیانتبار وپراشتباه استراتژیکی شخص رجوی درمحوریت سازمان حنیف اشاره میکنم ومیگذرم .
1- مسعود رجوی فرصت طلبانه درزندان درمحوریت سازمان حنیف قرارگرفت وبه شکرانه خون شهدای مردمی درانقلاب ضد سلطنتی 22 بهمن 1357 دردیماه همان سال به اتفاق شماری دیگراززندان رهایی یافت وبه جامعه برگشت .
2- درتوهم افسارگسیخته با روحیه جاه طلبی طالب تمامیت مناصب انقلاب شد وچون ازجانب امام برنتافت بتدریج به قهروسلاح متوسل شد وازگردونه انقلاب ومردم خواهی به قعردره سقوط کرد.
3- یک قلم ازاقشارمختلف جامعه 12 هزارتن را با ترور کور و شیطانی به شهادت رساند و چند ده هزارنفرازاغفال شدگان خود را نیزدرجنگی نابرابربه قربانگاه کشاند وخود به اتفاق بنی صدررئیس جمهوروقت ملبس به ظواهرزنانه صحنه را ترک وبه دیارفرنگ گریخت .
4- با خلق جنایتکارانه 6و7 تیرو8 شهریورمهربطلان برداعیه مبارزه ضد امپریالیستی زد وبا گریاندن خلقی ؛آب به آسیاب دشمن مردمان ایران زمین ریخت وخود دربالین استکبارآرام گرفت.
5- به بهانه پیمان صلح به دامن صدام وعراق درحال جنگ با ایران رفت وهمکاری اطلاعاتی ونظامی وطن فروشانه ای را آغازکرد وسالیان ازمهرومحبت پدرگونه صدام درعوض وطن فروشی ذلتباربرخوردارشد.
6- درعملیات مشترک مرزی بارها برمرزبانان غیور کشورم ناجوانمردانه سلاح کشید آنچنانکه درخودزنی بزرگی بنام فروغ جاویدان درمقابله با مرصاد ؛ دروغ جاویدان نام گرفت وبا پذیرش ضربه مهلک برحماقت توهم برانگیزش ؛ حمل برفتح تهران ! به گورستان خود درعراق عقب نشینی مفتضحانه داشت .
7- درادامه شهوت پرستی خود با به قربانگاه فرستادن همسراولش اشرف ربیعی ؛ بصورت صوری وتشکیلاتی ومصلحتی وموقتی با فیروزه بنی صدر وصلت نمود وبا گسستن ابوالحسن بنی صدرازدیکتاتوری شورای ملی مقاومت ؛ هنوزمرکب طلاق با فیروزه خشک نشده با علم کردن پرچم مضحک برابری زن ومرد تحت عنوان ” انقلاب درونی ایدئولوژيکی ” با همسرنزدیک ترین دوست ویارتشکیلاتی خود مهدی ابریشم چی هم بسترشد ودرادامه ناگزیربه یک طلاق وازدواج شرم آورمنجرشد ودراین بازی با امیال شیطانی هوس گرایانه ؛ دوزن بنامهای مریم قجرعضدانلو ومینا خیابانی جابجا وتبادل شدند .
8- ازآن پس بود که با بکارگیری پیچیده ترین تکنیک واهرم های کنترل ذهن ومغزشویی ؛ فرقه گرایی درسازمان حنیف رشد ونموپیدا کرد وحرف اول وآخررا میزد وشخص رجوی را برتارک فرقه شهوت گرا برسه پایه زر و زور و تزویراستوارگردانید .
9- تمام شکستهای استراتژیک روی سرسایرمسولین واعضا خرد وخمیرشد وبا رویش فرقه گرایانه بندهای مکررانقلاب مریم تازه به دوران رسیده ؛ خانواده حرام وفروپاشید واین رئیس فرقه یعنی مسعود رجوی بود که مالک جان ومال اعضا گردید وحوض رهایی را به جریان انداخت وبدین گونه چرخه شهوت پرستی رجوی براه افتاد.
10- حال نگون بختها با گذراندن دوره هایی سخت وسخیف با سرنگونی صدام صاحبخانه اول ناگزیر و برمبنای هدف وسیله را توجیه میکند ؛ مشتاقانه تحت لوا وقبای آمریکای جنایتکارآن ابرتروریست دوران وصهیونیسم وآل سعود ؛ دوران سالمندی را دراسارتگاههای آلبانی سپری میکنند تا با روضه تحریم وتجاوزعلیه مردمان ایران زمین ؛ روزگارپست وخفت گونه خود را بیمه کرده باشند .
کشاورز: ممنون ومتشکرم ازروشنگری وبیان شیوا ی شما آقای پوراحمد عزیز
پوراحمد : سپاس ازشما دوست وهمکاربزرگوار وبا آرزوی رهایی تمام اعضای گرفتاردرفرقه بدنام وتروریستی رجوی واینکه عمری باشد تا خوشحالی وشادمانی وپیروزی خانواده های دردمند و چشم انتظار را بتوانم ببینم .

برچسب‌ها

دیدگاه خود را ارسال نمایید