تلاش برای رهایی از فرقه رجوی

بمناسبت سی مهر…

مریم رجوی، بطرز عجیب و غریبی شیفته خودش است!  او در نشستهای مختلف ساعتها می نشست تا کسانی که در جلسه حضور داشتند پشت میکروفن بیایند و از او و حرفهایی که زده تعریف و تمجید کنند و وای به حال کسی که خلاف او حرف میزد و بقول معروف در بحث او را  میپیچاند. آن چنان دستپاچه میشد و طوری  با او برخورد میکرد تادیگر افراد پاچه خواری که کم هم دور و برش نبودند، با شلوغ کاری و فحش و داد وبیداد، کاری کنند که فرد مذبور از گفته خود پشیمان شود و با  چرخش مداری زبونانه، گفته های خود را پس بگیرد واز حرفهایی که مریم زده دفاع کند! یعنی واقعا مریم رجوی آنچنان دچار خود شیفتگی بود که اگر چند شبانه روز بالای سن می نشست تا بقیه قربان صدقه اش بروند، خسته نمیشد! او روز سی مهر را بنام خودش در سازمان ثبت کرده است و از کسانی که برایش شعر و سرود می گویند خواست که در خصوص این روز هم برایش شعر بسازند. سی مهرهرسال روز مریم، دشمن از دستش جان در نمیبره و ادامه داستان! در نشستها یک سری آدمها بودند که میدان  دار بودند. یعنی که تا مسعود و مریم وارد سالن نشست میشدند و به بالای سن میرفتند، این افراد شروع میکردند به شعر و آواز در وصف خواهر مریم و برادر مسعود خواندن! مریم هم با لبخندی رضایت آمیز پاسخ شان را میداد و بقول معروف تایید میکرد که به خواندنشان ادامه دهند. همیشه چند نفر از زنان مورد اعتماد، در نزدیکش بودند و بهش رسیدگی میکردند. مریم رجوی به خودی خود هیچ درچنته نداشت! او با مطالعه یکسری کتابهای روانشناسی و فلسفی و عبور آن مباحث از فیلتر ذهنی خودش، همان ها را بعنوان مباحث ایدئولوژیکی به خورد نیروها میداد و جوری وانمود میکرد انگار که مباحث از خودش است. او همواره هر چه که میگفت را از روی کاغذهایی که همراه داشت میخواند و اگر نوشته هایش را از او میگرفتند، چیزی برای گفتن نداشت. مریم رجوی یک چیزرا بخوبی هر چه تمامتر میدانست و آن چیز این بود  که اگر میخواهد در سازمان حکومت کند، بایستی تا می تواند چاپلوسی مسعود را کند. چرا که خود رجوی هم بطرز عجیبی شیفته خودش بود.مریم اولین کسی بود که این راز را کشف کرد. یعنی او فهمید که اگر از مسعود تعریف کند و به شکلی متفاوت تر از او یاد کند و بقول بچه های سازمان در او حل شود، جایگاه بالاتری در سازمان پیدا خواهد کرد واین تعریفها و یاد کردن ها و ….  در حدی شد که او توانست یک شبه و بدون طی هیچ پروسه تشکیلاتی، در کنار مسعود در بالاترین نقطه سازمان قرار گیرد! مریم رجوی تاقبل از ازدواج با مسعود، یک عضو ساده سازمان بود. زن اول مهدی ابریشمچی بود که بواسطه در معرض دیده شدن از طرف رجوی، بقول معروف دیده شد و پسندیده شد! او آنچنان بواسطه چاپلوسی برای رجوی خودش را در دل مسعود جا کرد که  او حاضر شد از نزدیکترین یاران وفرمانده هان نظامی و سیاسی و تشکیلاتی سازمان بخاطر مریم بگذرد! اما بهرحال بواسطه هوش واستعدادی که داشت توانست در کنار مسعود درس های زیادی بگیرد و به یک عنصر کارکشته و حرفه ای تبدیل شود. مریم رجوی به لحاظ شخصیتی مظهر یک آدم خود شیفته و خودپرست بود که حاضر بود برای خودش از نزدیکترین کسانش هم بگذرد!

الف عباسی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.