تداوم سرکوب در فرقه ی رجوی

چه کسانی خشونت را در سازمان شروع کردند و به نام مبارزه و به کام رجوی، همه مناسبات داخلی را به شکنجه و زندان و امروز قرنطینه در آلبانی ختم کردند؟
خشونت و سرکوب، دو پایه و ستون و راه نفس حیات ننگین سازمان است و بدون این دو، سازمانی متصور نیست!
در طی پروسه و در بهترین شرایط، سازمان دست از جنایت و شکنجه در درون مناسبات خود برنداشته است و از بدو مزدوری برای صدام حسین در عراق، یک روزهم بدون زندان و زندانی نبوده است!
امروز در آلبانی، برپا کردن ” قرنطینه” که اسم دیگر زندان انفرادی است، نام محبسی است که خواستها و حقوق برحق اعضای خواهان جدائی سرکوب می شود!
این در حالی است که، دولت آلبانی نیز به روابط درون مناسبات باند رجوی مشکوک شده و نسبت به کسانی که در حال حاضر از فرقه جدا می شوند، انعطاف بیشتری نشان داده و همکاری بهتری درمقایسه با گذشته می نماید.
این علائم همه بیشتر از پیش نشان می دهد که دست سران فرقه برای دولت آلبانی رو شده و دولت حاکم، به مناسبات سازمان با دیده شک می نگرد!
مردم تیرانا هم درخیابانها، به نفرات سازمان، آستین بلند ها و سیاه پوست ها! می گویند!
روزگاری در اشرف به ما می گفتند که کسی حق ندارد آستین های لباس فرم خود را بالا بزند و این لباس فرم است و نه لباس شهر!
خوب الان در آلبانی که لباس فرم ارتش وجود ندارد، چرا به افراد اجازه نمی دهید، پیراهن آستین کوتاه بپوشند؟
البته جوابش خیلی ساده است!
سازمان، با تناقض زنده است و تناقضات شکل و محتوا همیشه با ایدئولوژی سازمان مانوس بوده است!
در ظاهر باید همه شعائر رعایت شوند! چرا، چون مشروعیتی دربین نبوده، خود را با رنگ دین و مذهب چرب کرده و درمعرض دید قرار میدهند! اما در خلوت و نهان بدترین و رذیلانه ترین اعمال را مرتکب می شوند!
در اشرف، یک بار که برای شنا برده شدیم، ضابطه بود که باید با پیراهن و شلوار شنا کنیم! البته این ضوابط فقط برای اعضاء بود! اما مسعود رجوی درهمان اشرف و در خفا، در تاریکخانه های خود، برای خواهران، رقص رهایی! و معراج جمعی! راه می انداخت!
زنان در سازمان، بیشترین استثمار را تحمل کرده و می کنند! تا دیروزکه جوان بودند، رحم زنان را در اشرف در می آوردند، تا کوچکترین ذرات امید به زندگی را درآنها بکشند! امروز هم در دنیای آزادتر، با قرنطینه سازی و القای پیری و سالمندی! امید را از دل آنها بیرون می کشند!
با استدلال به ایدئولوژی سازمان و بحث های انقلاب درونی! الان همه در آلبانی ” طعمه بورژوازی ” شده اند!
به قول رجوی (در سال 1379):
” و اما طعمه…، طعمه هم زندگی بورژوایی می خواهد، هم پاسپورت پناهندگی، هم ادعای اپوزیسیون دارد و هم می خواهد با سابقه و عنوان قبلی، قیمت خود را هر چه بالاتر ببرد”!
امروز، رجوی ها معتقد هستند ” ایجاد شرایط سخت” در مناسبات و استفاده از ” گذر زمان “، دو پارامتری هستند که با ادغام آن دو در آلبانی، می توانند اصل طلائی و اجتناب ناپذیر ” تغییر ” را محقق کنند!
اما دیگرفصل ریزش های ویرانگر نیرو، برای رجوی فرا رسیده است و موسم طعمه بورژوازی شدن و بریدگی از دستگاه غلط فکری رجوی، شتاب بیشتری به خود گرفته است!
آنچه اعضای فرقه را از دیدن رنگهای زیبای هستی و دنیای آزاد، دور نگه می دارد، چیزی نیست جز، تاریکی جهالت فرقه رجوی…
فرید

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.