چگونه باید به برده داری در فرقه رجوی پایان داد

نظام برده داری در فرقه رجوی - قسمت هشتم و پایانی

اگر به اختیار و فرمان برده داران باشد ، تمایل دارند دنیایی را به بردگی بکشند ! چرا که در توهمات احمقانه خودشان ، می پندارند که دارای نبوغ بسیار خاص بوده و همگان مادون بوده و دیگران باید الی الابد تحت سیطره و حاکمیت آنان باشند !
در دوران های تاریخی ، تنها شورش برده ها و قیام ها بوده که به حکومت برده داران خاتمه داده است ! راه حل برای کسانی که خود را غاصبان حق حاکمیت مردم می دانند ، قهر و قیام و شورش است !
مسعود رجوی و به تبع آن مریم قجر ، سالهاست که دست در خون دارند و فقط هر ساله کتاب کشته های خود را قطورتر می کنند ! عطش سیری ناپذیر آنان ، تا آتش به خرمن هستی تمامی جوانان ایران زمین نزند ، پایان نمی یابد !
پس تمامی راهها به ایستادن در برابر ظلم و جور آنها ختم می گردد ! راهی که سالهاست توسط جداشدگان و معترضین در تشکیلات آغاز شده و ادامه دارد !
اما این راه ، مشقت ها و سختی های فراوانی دارد که همراه با تهمت و برچسب های فراوان هم خواهد بود ! چرا که برده داری در فرقه رجوی ، شکل نوینی دارد و با شلاق و دار و درفش به پیش نمی رود ! بلکه با لبخندی بر لب و شعارهایی پر طمطراق بر زبان ، پیش می رود ! پس نمی توان به سادگی با آن در افتاد ! پیچیدگی های برده داران امروزی نظیر رجوی ، ایجاب می کندکه قدری با درایت و هوشمندی عمل کرد ! به طوریکه پروسه را باید جمعی و با طرح و برنامه خاص پیش برد !
تصمیم به جدایی اگر فردی و به صورت تکی باشد ، برد کمتری دارد و با یک سنگ انداختن توسط سران برده دار ، پروسه جدائی زمان بر و طولانی می گردد ، اما اگر به صورت چند نفره و گروهی نسبت به جداشدن و یا فرار عمل گردد ، نتایج سودمندتری به بار خواهد آورد !
فرقه رجوی در طی چند ده سال گذشته ، برده داری خود را به نقطه ای رسانده که اغلب اعضاء یا از دنیای بیرون ترس دارند و یا از سن وسال بالای خود واهمه دارند که نتوانند در دنیای آزاد ، سری بین سرها داشته باشند و اغلب به غلط دارای این تفکر هستند که نخواهند توانست بدون سرپرستی سازمان ، سرپا بمانند !!!
اما نمونه های بیشمار جداشدگان نشان داده است که زندگی دردنیای بیرون ، علیرغم مشکلات ریز و درشت آن ، بمراتب بی دغدغه تر و آسان تر از دنیای برده داری رجوی است !
پایان دادن به سلطه ننگین رجوی ها ، از فرد فرد کسانی آغاز می گردد که اسیر و برده رجوی هستند ، تصمیم و انتخاب به جدائی آغاز راهی است که با کمک دیگران به رهائی و آزادی منتهی خواهد گشت !
زنجیرهای نامرئی اسارت امروز در فرقه رجوی به مراتب سخت تر و سنگین تر از زنجیرهای دوران برده داری کهن باز خواهند شد ، چرا که این زنجیرهای نوین به ذهن و مغز و درون هر فرد گره زده شده اند ! اما ، قطعا راهی که دیگران سالهاست در پیمودن آن رنج ها و شکنج ها کشیدند ، به مراتب قابل پیمایش تر و سهل تر از گذشته است ! دیگر مثل گذشته نه زندان انفرادی اشرف وجود دارد و نه صدام حسین که چتر حمایتی خود را بر سر رجوی بگستراند ! پس همه چیز سهل و راحت تر گشته است ! راه پناهندگی و رفتن به دنیای آزاد نیز هموار و آماده است ! انتخاب های فراوان پیش روی برده هایی است که سالهاست درگیر تضادهای برده داری هستند !
رجوی اگر صداقت در کلام و عمل داشت ، با اطمینان می شد گفت که تا به امروز باید به ساحل نجات می رسید ! اما موج گسترده و فزاینده جداشدگان ومنتقدین رجوی ، به روشنی گویای عدم حقانیت رجوی هاست !
زنجیرهای جهل و ظلم رجوی ، به سادگی قابل پاره کردن و گسستن می باشد ! همت و اراده برده ها در درون اردوگاههای کار اجباری رجوی ، به راحتی سالهاست که پی در پی ، به دستگاه کهنه و شکسته و زهوار در رفته رجوی ، ضربه می زند و انشاا.. به زودی شاهد خواهیم بود که کل دستگاه برده داری ظالمانه رجوی ، در تمامیتش فرو خواهد ریخت و عزیزان ما آزاد خواهند شد ! به این ایمان داریم و با همین همت راستین به راه خود با عزمی ، جزم تر از پیش ، به پیش می رویم . . .
فرید

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.