مریم قجر و بامبولی به نام روز زن

بعد از فرار مریم قجر از عراق به فرانسه وی سعی نمود در روز هشت مارس به مناسبت روز جهانی زن تعدادی از زنان بازنشسته و جیره خوار خود را در اوور جمع کرده و اندر مزایای آن روز و اینکه مناسبات فرقه رجوی دارای بهترین روابط بین زنان وجود دارد روده درازی می کرد!!!.
رجوی گور به گور شده برای اینکه جایگاه ویژه ای به زن بدهد خواهر خودش یعنی منیره را به عنوان سمبل زندانیان!!! نامگذاری کرد ولی در همان موقع مشخص شد که وی در تلویزیون ایران اعتراف نموده و مخالفتش را با جریان فرقه ای رجوی اعلام نموده است.


در ادامه رجوی برای تکمیل فریبکاریش عنوان داشت که قصد دارد انرژی و پتانسیل نهفته شده در زنان را آزاد کند به همین خاطر زنان را بر مسند قدرت در سازمان گذاشت تا بتوانند با این حربه هژمونی سالیان سرکوب شده را بر مردان تحمیل نماید. البته این همه داستان نبود! رجوی داعشی دستور داد که زنان از مردان جدا شوند (انقلاب طلاق مریم قجر) و کثافت کاری را به حدی رساند که عنوان داشت که زنان تمام عالم در اختیار وی می باشند برای اثبات این حرف ابتدا از زنان شورای رهبری فرقه آغاز نمود و برنامه رقص رهایی برای خویش به راه انداخت.
اکنون مریم قجر در فرانسه به مناسبت روز زن سفره بزرگی برای مزد بگیران خود پهن می کند تا آنان قدری در مورد روز زن و مریم قجر حرف زده و به تعریف و تمجید از وی بپردازند.
امسال مریم قجر برای این روز تعدادی از دخترانی که قبلاً در عراق بودند و در جریان جنگ آمریکا به عراق در سال 1369 به اروپا فرستاده شدند را به کار گرفت تا بتوانند با ردیف کردن یک مشت اخبار و اینکه زن در سازمان چه جایگاهی دارد به روده درازی بپردازنند تا شاید به درد کار مریم قجر بخورد آن زنان کسانی بودند که حتی رنگ ایران را به خود ندیده بودند و بعضاً در مناسبات سازمان به دنیا آمده بودند و آوردن شان و اینکه ما در داخل ایران آزادی و… نداشتیم دروغی بیش نبوده است.
اکنون چرا مریم قجر به طور دائم سعی دارد جریانات داخل کشور را به زنان منتسب کند و آنان را عامل اغتشاشات اخیر بداند و برای مهم جلوه دادن شان هر روز سعی می کند به آنان بها بدهد در حالی که خودش اصلاً اعتقادی به زن و روز آن ندارد.
برای اثبات این حرف می توان به سرکوبی که علیه زنان در مناسبات انجام می شد اشاره نمود. آنان حق انتخاب هیچ چیزی را برای خود نداشتند. آنان حق نداشتند که با فرزندان خود در قرارگاه دیداری داشته باشند. حق مادر شدن را رجوی از آنان گرفت. بعد از سال 1368 دیگر هیچ فرزندی در سازمان به دنیا نیامد. زنان در سازمان به نقطه ای رسیده بودند که در چند مورد مشاهده شد که با سلاح دست به خودکشی زدند مانند آلان محمدی، یا اینکه بعضی از زنان با خوردن قرص به زندگی خود پایان دادند و مسئولین فرقه هم هیچ کاری برای نجات شان انجام ندادند.
کدام یک از زنان از حق آزادی و برابری با مرد برخوردار بودند؟ کدام یک از زنان می توانستند برای حجاب خود تصمیم بگیرند؟
اکنون شعار سرکوب زنان توسط حکومت ایران بهانه ای بیش نیست و یک شعار تبلیغاتی است که مریم قجر سعی دارد با این شعار زنان اروپا را بفریبد تا بتواند به امیال شیطانی خود برسد.
بهتر نیست مریم قجر قدری از شکنجه زنان در زندانهای سازمان توسط شکنجه گرانش حرف بزند تا معلوم شود که زنان در سازمان هیچ ارزشی نداشتند و اینکه چگونه مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند تنها چیزی که مهم بود خط و خطوطی بود که رجوی می بایست دنبال می کرد و افراد هیچ گونه ارزشی برای آنان نداشتند و شاهد بودیم که یک روز زنان در آشپزخانه کار می کردند و روز بعد فرمانده و مسئول لشکر، آیا این گونه با تغییر شکل می توان به پتانسیلی که در زنان نهفته است دست یافت؟ البته که خیر. چون برای این کار ابتدا باید شرایط عینی و ذهنی برای زن فراهم باشد و محیط را بر آن اساس آماده نمود و بعد دم از آزادی خواهی زنان و… زد.
برای ما که مریم قجر هر ساله در روز مشخص به یاد زنان می افتد کاملا ًروشن است چون با این حربه می تواند باز هم به فریبکاری خود در مقابل زنان اروپایی ادامه دهد تا آنان نتوانند به ماهیت پلید وی پی ببرند ولی از آنجایی که هیچ وقت خورشید پشت ابر نمی ماند این مسئله اکنون هم با افشاگری نفرات جدا شده به مرحله ای رسیده است که تعداد زیادی به ماهیت زن ستیز مریم قجر پی بردند.
مریم قجر و شوهر دومش هر چقدر می خواهند به تکرار اراجیف هزار بار مصرف شده حقوق زن بپردازند برای ما قابل فهم است اکنون مریم قجر این گونه سنگ روز زن را به سینه می زند به خاطر آماده کردن شرایط برای انجام رقص رهایی با رجوی داعشی است.
هادی شبانی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.