بین بحران واقعی و تصنعی فرق باید گذاشت

باند رجوی که سرمایه گذاری بزرگی بر بالا رفتن تصنعی دلار کرده بود ، بدنبال اعلام قاطعیت دولت درجلوگیری از اینگونه سوء استفاده های دشمنان خارجی و طمع ورزان داخلی- که آینده نشان خواهد داد که قسمتی از آنان کارگزار وشریک این دشمنان خارجی هستند- دچاریاس و گیجی شده بود ، اینک بعد از گذشتن ازشوک اولیه، دوباره سر بلند کرده وازمهرداد هرسینی – که مانند کفش کهنه ای دربیابان، حکم نعمت خداوندی را در بیسواد بازاری این تشکل ضد میهنی دارد- خواسته است که غصه ی اینگونه خوار شدن درمقابل دولت را با چرند گویی هایی ، قابل تحمل تر کند!
او مینویسد :
“… ترجمان سخنان جهانگیری نخست اعتراف به این واقعیت است که اولاً حاکمیت و به تبع آن بانک مرکزی در پشت بخشی از تحولات اخیر و افزایش بی رویه بهای ارزهای خارجی برای سرکیسه کردن مردم و برای جبران کسری بودجه صندوق خالی حکومت قرار دارد…”.
اولا ازآنجا که نقل قولی ازآقای جهانگیری نیآمده که ترجمان مطالبی باشد که عنوان شده ، این ادعا درحد یک معجزه گویی باقی مانده وارزش بررسی را ازدست میدهد!
ثانیا حرف های متعدد کارگزاران دولت نشان میدهد که دست هایی درکار بوده اند که با ایجاد این جو روانی ، دولت را درتنگنای روانی نگه داشته و مانع اجرای برنامه هایش باشد!
زمانی که رئیس جمهور کشور اعلام نمود که 30میلیارد دلار اضافه تر از احتیاجات ارزی کشور دراختیار دارد ، جمع کردن دلار و بالا بردن تصنعی قیمت آن چه ضرورت ملی داشت و چه ارتباطی با برنامه های دولت دارد؟
درادامه :
“…باید اذعان نمود که افزایش بهای ارزهای خارجی در ایران تحت حاکمیت ولی‌فقیه به معنای افزایش بهای اجناس، انرژی، آب، برق، کالاهای مصرفی و خدماتی در جامعه است، زیرا بنیان اقتصاد کشور که بر اساس «اقتصاد رانتی» استوار شده، تابع مستقیمی از «واردات» می‌باشد، بطوریکه هرگونه تغییر و تحول در بهای ارزهای خارجی به‌ویژه دلار که نقش اساسی را در معاملات و تبادلات «بای بک» دارند، تاثیرات مستقیمی بر افزایش قیمت‌ها خواهد داشت “.
درعمل اینطوری نبود!
قیمت دلار بصورت خائنانه ای 40 درصد افزایش یافت اما قیمت اجناس ومواد غذایی مورد نیاز مردم در همان حد تورم اعلام شده (10 درصدی) باقی ماند ومعلوم شد که این نوسانات تصنعی بوده وقادر به بالا بردن قیمت اجناس به این میزان نیست!
مسلما افراد تک وتوکی هم پیدا شدند که با استفاده ازاین بحران، به گرانفروشی و وطن فروشی دست بزنند که واقعه ای استثنایی نبود و معمولا دراین برهه ها ، سوء استفاده کنندگانی پیدا میشوند که خوشبختانه نقش تعیین کننده ای ندارند!
پس باند رجوی هنوز هم کماکان باید دنبال ماتم سرائی هایش درمورد شکستن توطئه ی دلار توسط دولت باشد وخیلی زود است که دراین مورد به اظهار نظر بپردازد!
البته این نیز روشن است که تا زمانی که ایران ودیگران کاملا موفق نشده اند خود را از زیر سیطره ی دلار خارج کنند ویا دست به یک انقلاب بزرگ صنعتی -که شرایط اش درایران کم وبیش مهیاست – نزند، ، ما با این مشکلات در درجات مختلف مواجه خواهیم بود !
این مسئله را ترامپ ها بهتر از رجوی ها فهمیده اند وتمام این شاخ وشانه کشیدن هایش ، ازترس ازبین رفتن وجهه ی جهانی دلار است که طلیعه هایش بچشم او زودتر ازدیگران دیده میشود!
مردم علیرغم فشار سختی که بر گرده ی خود احساس میکنند، ازسر ناچاری والبته بطورعاقلانه باید این دوران گذر سخت زایمان را بخاطر آینده ی بهتر، بیشتر ازگذشته درک وتحمل کنند و البته وظیفه ی حکومتگران دراین دوران گذر واینکه مانع عذاب بیشتر مردم گردند، بسیار سخت وحیاتی است!
اگر واقعیات موجود با شفافیت بیشتری دراختیار مردم قرار گیرد ، تحمل سختی ها برای مردم ایران آسان تر خواهد بود وآنگاه است که دشمنان خارجی ما وشرکای داخلی شان ، دست خالی باقی خواهند ماند!
صابر

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.