ننگ دیگری برای فرقه رجوی

چند روز پیش مراسم خیمه شب بازی مجاهدین برگزار شد و با کلی آبرو ریزی به پایان رسید. بزرگترین خفت و ننگ دیگری که آنها برای خود به ارمغان آوردند این بود که رسما اعلام کردند که زیر پرچم امریکا هستند و اعلام داشتند که مزدور آنهایند.
مریم رجوی که از حضور جولیانی در این مراسم سر از پا نمی شناخت، هیچ خجالتی برای پوشاندن این خوشحالی نداشت و اعلام داشت که جولیانی که خیلی به ترامپ نزدیک است در این مراسم شرکت کرده است. یاد روزی افتادم که مسعود در نشستهای معروف به دیگ میگفت: که ما چون انقلاب مریم را داریم هیچ نیازی به ناو هواپیما بر و حمایت ابرقدرت نداریم! اما اکنون همگان شاهدند که چطور برای نیم نگاهی از سوی دشمن مردم ایران، هزاران دلار هزینه میکنند واینچنین شخصیت هایی را به مراسم خود دعوت میدارند!

بیچارگی مجاهدین این است که آنها هنوز نفهمیده اند که برای داشتن مشروعیت در ایران باید برای بدست آوردن دل مردم ایران، هزینه کنند. آنها هنوز نفهمیده اند که مشروعیت و عزت را مردم ایران بایستی به آنها بدهند. مجاهدین که همیشه در تحلیل های خود در اشتباه بوده اند اینبار هم در اشتباهند و بجای اینکه دنبال مشروعیت و مقبولیت در بین مردم ایران باشند، تصور میکنند که میتوانند مشروعیت را از ترامپی بدست آوردند که خودش در بین مردم خودش حداقل محبوبیت را ندارد و اکثر کسانی که در انتخابات به او رای دادند از اینکار خود پشیمان شده اند! مریم رجوی در این خیمه شب بازی هم باز به صحبت های پوشالی گذشته رو آورد و با گرفتن ژست آزادی خواهی و دمکراتیک بودن، تلاش میکرد که خود را امروزی و مدرن نشان دهد. غافل از اینکه هرکس با عملکرد خود، همه ماهیت خود را نشان خواهد داد. فرقه مجاهدین در شرایطی دم از آزادی مطبوعات و رسانه و بیان و … میزند که در همین مراسم خیمه شب بازی خودشان،هیچ رسانه ای بجز افراد خودشان را راه ندادند و از ترس اینکه کسی سوالی نکند و یا حرفی نزند که کاسه و کوزه شان خراب شود،همه درب ها را بروی اصحاب رسانه غیر از خودشان را بستند! همچنین مجددا شاهد بودیم که تعداد زیادی از گرسنگان اروپای شرقی را بسیج کرده بودند و با قول دادن ناهار و شام و پول تو جیبی آنها را باین مراسم خود آورده بودند که همانطور که در عکس ها مشاهده شد منظره بسیار زشتی را هم بوجود آورده بودند!
مریم رجوی باید به سوالات بسیار زیادی پاسخ دهد. علت این همه سال بستن درب های قرارگاه اشرف بروی کسانی که میخواستند از این فرقه جدا شوند و به دنبال زندگی عادی خودشان بروند چه بود؟ این همه سر به نیست کردن کسانی که با افکار آنها مخالف بودند چه علتی داشت؟ چرا اینهمه از دیدار خانواده ها با عزیزانشان جلوگیری کردند و با سنگ بر سر پدارن ومادران سالخورده ای میزدند که برای دیدن فرزندانشان روزها، سختی سفر را تحمل کرده بودند؟ علت هم پیمان شدن با اصلی ترین و جدی ترین دشمن مردم ایران یعنی صدام چه بود؟ علت فشارهای تشکیلاتی برای قبولاندن افکار خود به نیروها چه بود؟ اینهمه نشستهای مسخره و متعفن عملیات جاری و غسل هفتگی اگر برای شستشوی مغزی نبود پس برای چه بود؟ علت دستور خودسوزی از سوی ارشدترین مسئولین شورای رهبری مجاهدین در پروسه زمانی که مریم دستگیر شده بود چه بود؟ علت متلاشی کردن اینهمه خانواده ها در دوران مسخره انقلاب درونی سازمان چه بود وچرا کسانی که این کاررا قبول نداشتند یا بایستی به زندان ابوغریب منتقل میشدند و یا بایستی تن باین خواسته شما یعنی طلاق میدادند؟ چه توضیحی در خصوص داستان مشمئز کننده رقص رهایی توسط مسعود رجوی دارید؟ علت محروم نگاه داشتن نیروها از حتی یک تفریح ساده، حق استفاده از اینترنت حق داشتن ارتباط با خانواده و …. چه بود؟ چرا فقط و فقط اخبار دستچین شده خودتان را برای آنها پخش میکردید؟
در خبرها داشتیم که رضا پهلوی گویا صحبتی کرده و گفته که مجاهدین در داخل کشور هیچ پایگاهی ندارند. من اگر یک نقطه اشتراک با رضا پهلوی داشته باشم در همین یک جمله ایست که او گفته است. واقعیت اینست که مجاهدین نه تنها هیچ جایگاهی در ایران و بین مردم ندارند بلکه مردم بشدت از آنها منتفر هستند. اما همان مریم خانمی که پشت تریبون هزاران ادعا از دمکراسی و آزادی بیان دارد، به یکباره چهره واقعی خود را نمایان میکند و هرچه از دهانش در میآید را نثار او میکند. واقعیت اینست که مجاهدین فقط بدرد حرف زدن های شیک در بین غریبه ها میخورند. کسانی که با آنها آشنایی داشته باشند با پوست و گوشت و استخوان خود درک کرده اند که مجاهدین از زمین تا آسمان با شعارهای خود فاصله دارند و بویی از مدرنیزه بودن و تمدن و معتقد بودن به آزادی های فردی و اجتماعی نبرده اند!
در یک کلام مریم رجوی در سخنرانی خود، فقط حرفهایی زد که ذره ای بآنها معتقد نبود. درحالی مدعی بود که ما به کردهای کردستان خودمختاری خواهیم داد که هیچکس فراموش نکرده که چطور با تانک و نفربر از روی اجساد کردهای شهر کفری وجلولا رد میشدند وباین کار خود افتخار میکردند. آنها فیلم های این جنایات خود را برای صدام میفرستادند تا بتوانند دل او را که تنها متحدشان بود را بیشتر بدست آورند. درست مثل الان که با پرداخت هزاران دلار به جولیانی و بولتون ودیگر افراد می دهند تا بیایند و چند کلامی در مراسمات آنها علیه مردم ایران حرف بزنند!
در آخر بقول معروف یک کلام ختم کلام، مجاهدین آن زمان که توپ و تانک داشتند و در بغل مرزهای ایران بسر میبردند هیچ عددی محسوب نمیشدند چه رسد که اکنون در آلبانی و در قرنطینه هستند. مجاهدین محکوم به فنا شدن هستند و مریم رجوی آرزوی به قدرت رسیدن در ایران را به گور خواهد برد.
الف عباسی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.