مجاهدین خلق در آلبانی، پیروزی یا شروع فروپاشی؟

در یک جمله باید گفت که آلبانی برای فرقه رجوی، بر خلاف ادعاهای تبلیغی این فرقه، نقطه سقوط و شروع فروپاشی نرم بوده و خواهد بود، زیرا از زمانیکه اسم آلبانی و عزیمت به آن کشور در درون سازمان برده شد، نیروها بفکر تعیین تکلیف خود افتادند.
رجوی تا میتوانست کار شکنی کرد تا این انتقال صورت نپذیرد، اما نتوانست و زیر فشار نهادهای بین المللی و دولت عراق کمر راست نکرد زیرا همه دیدند که رجوی دیوانه وار در حال به کشتن دادن نفرات خود است. بنابراین عزیمت به آلبانی علیرغم میل باطنی به مسعود رجوی تحمیل شد.
از لحظه ورود اولین نیروها به آلبانی، ریزش و جداشدن نیروها شروع گردید که تا همین الان ادامه دارد. طبق آخرین خبر سه تن همین روزهای اخیر جدا شدند که خیلی برای فرقه رجوی گران آمد. آلبانی صحنه ورشکستگی و سرشکستگی فرقه رجوی در انظار جهانی بود، زیرا علیرغم اینکه رجوی تلاش میکرد که فرقه اش را تنها آلترناتیو در برابر رژیم ایران نشان دهد و در عین حال تلاش می نمود تا فرقه اش را یک سازمان مدافع آزادی و حقوق بشر جا بزند، ولی تناقض های درونی آنقدر زیاد بود که کسی فریب این دروغ بزرگ را نخورد و نخواهد خورد.
موج جدا شدنها و بیان جداشدگان و مصاحبه های آنان حرف دیگری را به جامعه جهانی میزند و البته طرفهای بین المللی نمی دانستند که قسم حضرت عباس را باور کنند یا دم خروس را. این بزرگترین چالشی بود و هست که گریبان رجوی را گرفته و رهایش نمیکند. کماکان افراد مستمرا و به صورت سیستماتیک در حال جدا شدن هستند و میخواهند آزاد باشند و به دنبال مطلوب خود بروند و به زندگی سلامی دوباره بکنند و شروعی مجدد داشته باشند.
علیرغم اینکه در حال حاضر نشستهای زیادی گذاشته میشود و شگردهای جدید مغزشویی بکار گرفته میشود تا افراد را به هر شکلی که شده نگه دارند، اما این تلاش ها و ترفندها مثمر ثمر واقع نشده و روزمره خبرهای جداشدن ها موجب خوشحالی من و دوستانم و بویژه خانواده ها میشود.
اما براستی استراتژی سرنگونی رجوی با تکیه بر ارتش آزادیبخش ملی کجا رفت؟ از روز انتقال به آلبانی نیروها با این سوال منطقی که جوابی برای آن وجود ندارد سازمان مجاهدین خلق و مسئولین آنرا زیر ضرب گرفته اند که پس آن همه شعر و شعار کجا رفت و آن همه وعده و وعید چه شد؟ و جز به هدر دادن مال و عمر و زندگی و جان نیروها در عراق چه عایدی داشت؟ مگر همه اش فریب کاری و وعده های سرخرمن و قول های ریاکارانه و در باغ سبز نشان دادن نبود؟
آیا در حال حاضر برای رجوی چیزی عوض شده است؟ به نظرم چیزی عوض نشده است. باز هم بر طبل جنگ میکوبد و استراتژی جرقه و جنگ را دنبال می کند، البته اینبار جنگ آمریکا با ایران. فرقه رجوی خودش کاری نمی کند و البته نمی تواند بکند. اما به نیروها مثل همیشه در باغ سبز نشان میدهد که قرار است النهایه جرقه ای زده شود و جنگ بین آمریکا و ایران در تقدیر است و برنده نهایی این جنگ هم فرقه رجوی خواهد بود.
امیدوارم اعضای گرفتار در فرقه رجوی بتوانند خیلی زود خودشان را از گرداب مرگبار رجوی بیرون بکشند و از باقیمانده عمر خود در دنیای آزاد استفاده کنند و خانواده های خود را که در حسرت دیدار آنها هستند شاد و سربلند نمایند. به امید آن روز.
بخشعلی علیزاده

دیگر مطالب

نظرات بسته شده است.