سوءاستفاده مجاهدین خلق از آیت الله طالقانی با لقب ساختگی ” پدر طالقانی “

سرکرده فرقه رجوی که تماما پایه های سازمان مجاهدین را با دروغ و حیله بنا نموده و برای ادامه راه پلید خود نیاز به حمایتهای اقشار مختلف جامعه و بخصوص روحانیت داشت. مسعود رجوی خائن با مکر و حیله عده ای جوان را که مبارزه با رژیم طاغوت و امپریالیسم را در سر داشتند بدور خود جمع نمود و سپس برای تکمیل حلقه خود به سراغ روحانیون مبارز از جمله آیت الله طالقانی رفت و از آن طرف هم برخی روحانیون برای نجات مردم از دست استبداد بفکر سازمانی بودند که بتوانند در حیطه ان به فعالیت خود ادامه دهند .

روحانیون مبارز با دیدن زندگی ساده موسسین سازمان مجاهدین خلق یعنی حنیف نژاد و سعید محسن که اساس سازمان را بر مبارزه با امپریالیسم بنا نهاده بودند به آنها امیدوار شدند و از این رو آیت الله طالقانی و دیگر مبارزان حمایتهای خود از سازمان مجاهدین آن زمان را در فضای مبارزاتی و شناختهای متقابل بنا نهادند ولی این حمایتها با انحراف سازمان مجاهدین و بخصوص با روی کار آمدن مسعود رجوی کم رنگتر شد و چهره ریاکارانه و مارکسیستی فرقه رجوی از پس ان افشاء شد که بخاطر این موضوع آیت الله طالقانی و دیگر روحانیون مبارز نسبت به آنها موضع گرفتند .

تغییر گروه و انشعاب سازمان مجاهدین خلق به گروههای مارکسیستی و تسویه حسابهای داخلی که با قتل و کشتار همراه بود ، ضربه شدیدی به سازمان مجاهدین زد که همین امر نیز باعث جدایی برخی از هواداران و بخصوص قشر روحانیت از آن شد .

آیت الله طالقانی در سال 1358 که مسعود رجوی خائن از زندان آزاد شده و به دیدار وی رفته بود گفتند: ” از گرایش به چپ و راست بر حذر باشید و بدانید ایدئولوژی و مکتب چپ شده مخرب میشود و ایدئولوژی واقعی آن است که بر اساس تعالیم قران و منطبق با آن باشد .”

سران سازمان مجاهدین که برای ادامه خیانتهای خود نیاز به ایت الله طالقانی و جامعه روحانیت داشتند بر آن شدند تا از حسن نیت وی سوء استفاده نموده و سعی در به انحصار کشیدن ایشان در راستای منافع حزبی و گروهی خود باشند که البته آیت الله طالقانی با درایتی که داشتند این موضوع را فهمیده و حتی در خطبه های نماز عیدسعیدفطر تهران بی محابا فریاد زدند که ” من خودم را برای اینها ( سازمان مجاهدین خلق ) داشتم فدا میکردم . حتی بعضی از تنگ نظرها و اندک بین ها مرا متهم میکردند …

اما با این کارهایی که کردند ( ترور و آدمکشی و خیانت ) دیگر در میان مردم جایی ندارند . بروند فکر دیگری بکنند . شما فکر می کنید من طرفدار اینها هستم ، مطمئنا اگر آنها ( سران سازمان ) بفهمند که من بر خلافشان حرفی زده ام از من می برند …”

این رابطه پدرانه و سوء استفاده از دلسوزی های آیت الله طالقانی در تاریخ انقلاب اسلامی نیز به عنوان عبرت تاریخی به یادگار مانده است . سران سازمان مجاهدین به خوبی از عمق نفوذ کلام و محبوبیت شخصیت آیت الله طالقانی در میان مردم با توجه به منش و رفتار ایشان آگاه بودند و سعی داشتند که به همین وسیله از ایشان سوءاستفاده کنند . به ایشان پدر طالقانی می گفتند تا برای او و انقلاب چالش ایجاد کنند. اما سران فرقه رجوی مشتشان برای مردم باز شد و همه آنها را شناختند و فهمیدند که خط مرحوم طالقانی با سازمان مجاهدین خلق مسعود رجویسم فرق دارد و جداست به طوری که نتوانستند از نام و یاد ان مرحوم سوء استفاده نمایند .

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.