آیا تفاوتی میان وطن دوستی، و وطن پرستی وجود دارد؟

در برهه زمانی کنونی طرح این پرسش بسیار بجاست. از دیدگاه بنده تمایزی در این دو واژه دیده نمی شود، کاربرد آنها به تناسب در موقعیت ها و کارکردهای مختلف فرق دارد. وطن دوستی بروزش در مقاطعی است که شاهد موفقیت های کشور در عرصه های جهانی باشیم اما بروز و تظاهر وطن پرستی در مقابل تعدی و تهدید است.
اگر اکنون می بینیم که اپوزیسیون قلابی ودر راس آن فرقه منحط رجوی حاضر می شود برای رسیدن به قدرت و تسلط بر مردم ایران بعد از آن همه جنایت و به هر نحو تمامی خفت ها را بجان خریده و بر گذشته خود نجاست بریزد بجهت نداشتن حس وطن پرستی است. هر چند که برای بنده واژه پرستش به معنای تعبد و بندگی نیست بلکه بیشتر از آن معنی عرق و شرف را دریافت می کنم.
پرستش و دوست داشتن در ذات وجودی خود می توانند همسان باشند.
به بیانی دیگر، در هر دو مورد انسان کمبودِ موجود در ذات خودش را، از سمتی دیگر تهیه و جبران یا تأمین می کند.
با اینهمه وقتی به مناسبات فرقه ای رجوی دقیق می شویم درمی یابیم که عنصر وطن پرستی جای خود را به شخص و فرد پرستی داده چیزی پرستیده میشود، که پرستنده در آن محلول و از خود اراده ای ندارد، و خودش را بی چون و چرا تحت فرمان معبودش حس می کند.
در این مقصود زاویه تسلیم محض عیان است، که فردِ پرستنده گرفتار آن شده است.
قریب به اکثریت نیروهایِ سیاسی مخالف نظام جمهوری اسلامی کشورمان از این دردِ بدفرجام رنج می برند.
توجه به تفاوت معنی در پرستیدن و دوست داشتن، نشان می دهد فردی که کسی را می پرستد، می تواند بسیار خطرناک باشد، چرا که برای خاطر و رضایت معبود خود می تواند دست به کارهای خطرناک و خیانت آمیز بزند، در تاریخ برای مصادیق این گزاره نمونه های مختلفی وجود دارد مانند جنایات مغول ها، آدم کشی های هیتلر و خیانت به ملت و ترورهای فرقه رجوی…
اما دوست داشتن همیشه معتدل است، مگر ممکن است انسانی وطن خود را دوست نداشته باشد؟ مگر میشود کسی، کوچه، خانه، زبان، دوستان و خانواده، خاطرات، عشق هایش را دوست نداشته باشد، بله می شود آنهایی که چنین نمی باشند هنوز تفاوت در پرستیدن و دوست داشتن را نمی دانند.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.