اندر باب پیروزی های خیالی مریم قجر

قلم فرسایی قلم به دستان مزدور فرقه تروریستی رجوی

بعد از راه اندازی شوی پاریس اکنون زمان آن رسیده که قلم بدستان مزدور رجوی دست به کار شده و اندر باب پیروزی های خیالی مریم قجر داد سخن سر بدهند و قلم فرسایی کنند که دیدید ما چقدر پیروزی بدست آوردیم. مریم قجر هم اندر باب این بازی مسخره عنوان کند که دیگر دوران سرنگونی نزدیک شده و زمانی به سرنگونی باقی نمانده است. البته جماعت رجوی از بس در اروپا درگیر در آوردن پول هستند که یادشان رفته حقیقتی هم در کار است اگر به عمق این مسئله نگاه کنیم هیچ دستاوردی برای مریم قجر نداشته و بیشتر مصرف داخلی برای اعضای نگون بخت رجوی در آلبانی دارد.

 اگر به حرفهای مریم قجر در برنامه اجلاس شورا و یا به مناسبت 19 بهمن توجه کنیم در خواهیم یافت که گویی وی قله های بزرگی را فتح نموده است. البته برای وی که آرزوهای خیالی در سر دارد این گونه فکر کردن مهم است ولی نکته ای که وجود دارد هیچ حرف جدیدی در صحبت هایش نبود. او هر بار شعار سر می دهد که باید حکومت ایران سرنگون شود و یا به زمان سرنگونی نزدیک شدیم و اباطیلی از این دست.

 نکته قابل توجه این حرفها در این است که مریم قجر که تزی برای سرنگونی بعد از فروپاشی صدام و اشرف نداشت اکنون آویزان شعار کانونهای خرگوشی شده و فکر می کند می تواند با نوشتن چند شعار در ناکجاآباد حکومتی را سرنگون کند. گویی که مریم قجر هر شب خواب هایی می بیند و در طول روز آنرا تحویل نیروهای وارفته خود در آلبانی و اوور می دهد. مریم قجر بعد از سرنگونی صدام و پیدا کردن ارباب جدید و آویختن به شیوخ مرتجع عربی فکر می کند می تواند این بار بدون سلاح به سرنگونی خیالی رجوی دست پیدا کند.

اما واقعیت چیست و چرا مریم قجر خودش را به در و دیوار می کوبد تا حمایت آشکار دولت آمریکا را بدست بیاورد؟ او اکنون با لگد زدن به تمام گذشته سازمان و پا گذاشتن روی اصول بنیانگذاران تنها راه رسیدن به آرزوی خود را آویختن به غرب می داند و فکر می کند می تواند با کمک عمو سام به قدرت برسد. آیا سازمانی که اینگونه لگد به گذشته بنیانگذاران خود می زند می تواند آینده ای در جامعه ایران داشته باشد و یا می تواند ادعای آزادی خواهی داشته باشد؟ تجربه ثابت کرده است که فرقه رجوی همانند بقیه گروه های وابسته به غرب که تعداد شان هم زیاد است، بعد از مدتی مورد استفاده قرار گرفتن به دور انداخته خواهند شد. اما چرا مریم قجر و دستگاه تبلیغاتی وی اصرار دارند که به پیروزی بزرگی دست پیدا یافتند؟ چرا مانند مار به خودشان پیچیده و نعره سر می دهند که حکومت ایران دست به شیطان سازی علیه سازمان زده است؟ اگر شما معتقدید که این کارهای تبلیغی حکومت ایران برای آگاهی نسل جوان هیچ مهم نیست چرا به خودتان می پیچید و هر روز اطلاعیه داده و همه را مزدور و مواجب بگیر حکومت ایران معرفی می کنید؟ مگر خودتان را تنها آلترناتیو حکومت ایران نمی دانید پس چرا از نوشتن چند مقاله و افشاگری علیه خود ترس دارید؟ چرا در فرهنگ شما هر کسی که با شما نباشد باید به او فحش و ناسزا گفت؟ آیا افرادی مانند ترامپ و بولتون و جولیانی جنایتکار از دوستان شما به حساب می آیند و اگر کسی از شما انتقاد کند باید به برچسب مزدوری بخورد؟ دستگاه تبلیغاتی فرقه رجوی سعی می کند که در مقابل حرفهایی که خودش می زند به کسی جوابگو نشود ولی در جای دیگری اظهار می دارد که کسی جوابگوی پیگیری های ما در مورد فلان مسئله نبود. مگر شما به کسی پاسخگو هستید که شما را به حساب بیاروند؟ متاسفانه فرقه رجوی چنان دیوارهای قطوری دور خود کشیده که حاضر نیست کسی را به حساب بیاورد و  اعضای نگون بخت خود را چنان شستشوی مغزی داده که آنان نیز نمی توانند واقعیت موجود را درک کنند و چنان بار آمدند که باید با عینک دشمنی و بد خواهی به مردم نگاه کنند. این وضعیت همیشگی سازمان رجوی است.

حال هر چقدر مریم قجر می خواهد اندر باب پیروزی های دروغین خود نعره سر دهد ولی باید بداند که کسی او را به حساب نمی آورد. عجز و لابه های او نیز به خوبی نشان از آن دارد که افشا گری ها درباره ماهیت تروریستی رجوی دقیقاٌ به خال خورده است که او اکنون مانند مار به خودش می پیچد.

انجمن نجات – مرکز استان مازندران

هادی شبانی  اسفند 97

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.