اوضاع بحرانی فرقه تروریستی رجوی

بعد از سرنگونی صدام، فرقه تروریستی رجوی بی پدر شد ولی رجوی ها با مزدوری برای آمریکا تلاش کردند تا با جایگزین کردن ارباب جدید، مانع از فروپاشی فرقه خود بشوند. اما با اخراج فرقه از عراق که یک سرفصل تعیین کننده بود، پروسه فروپاشی فرقه سرعت زیادی به خود گرفت. هر چند رجوی ها با حرکات مذبوحانه که اساساً تبلیغاتی بود و یا کاسه لیسی برای جنگ طلبان غربی، صهیونیست های کودک کش و شاه و ولیعهد کشوری که حکومتش مخالفان خود را تکه تکه می کند و زنان و کودکان یمنی را قتل عام می نمایند، باز هم تلاش نمودند مانع از فروپاشی فرقه خود بشوند اما دیگر این روند قابل بازگشت به عقب نبود و اثرات تغییر شرایط هر روز در وجوه مختلف اعم از نامشخص بودن استراتژی فرقه، سست شدن پایه های تشکیلاتی، ریزش مستمر نیرو و همچنین آبروباختگی بیش از پیش که حاصل افشاگری های بی وقفه جداشدگان است، خود را نشان می دهد.
در مسیر فروپاشی فرقه، در دو هفته گذشته چند اتفاق مهم به وقوع پیوست تا به خوبی نمایان شود که وضعیت فرقه تروریستی رجوی تا کجا بحرانی است و چگونه در سراشیب اضمحلال قرار گرفته است.
اتفاق اول: برگزاری تحصن و آکسیون جدا شدگان از فرقه در مرکز شهر تیرانا پایتخت آلبانی:
برای اولین بار پس از اخراج فرقه به آلبانی و علیرغم تمام نیرنگ ها و کارشکنی ها که سران فرقه علیه جدا شدگان به اجرا گذاشتند تا صدای آنان را خاموش سازند، نزدیک به 40 تن از جداشدگان در مرکز شهر تیرانا دست به تجمع زده و خواسته های به حق شان را بیان کرده و افشا نمودند که سران فرقه با خرید برخی از نفرات سازمان های بین المللی در حال بازی با زندگی و آینده جداشدگان هستند. آنها با این حرکت خود برای مردم آلبانی و همینطور دولت این کشور که بخاطر دلارهای آمریکایی از سران جنایتکار فرقه حمایت می کردند این حقیقت را آشکار نمودند که مخالفان و جداشدگان از فرقه یک جریان هستند و نمی توان آنان را نادیده گرفت.
این حرکت همچنین افشاگری بزرگی علیه مناسبت ضد انسانی فرقه بود که مورد توجه رسانه های این کشور نیز قرار گرفت.
اتفاق دوم: عدم حضور جلال گنجه ای در اجلاس شورا که علامت مخالفت او با رجوی هاست.
هر چند در سالیان گذشته مهمترین جریانات و یا افراد همراه با رجوی در شورای دست نشانده اش از او جدا شده بودند اما بعد از اخراج فرقه به آلبانی این جدایی نشانگر آن است که انشقاق در تمام سطوح تشکیلات فرقه و شورا دست نشانده اش با شدت ادامه دارد و معطوف به لایه های پایین یا افراد تشکیلات فرقه نیست بلکه شورای دست نشانده فرقه نیز در حال از هم پاشیدن است.
اتفاق سوم: افشاگری مجله معتبر اشپیگل علیه فرقه رجوی
مجله اشپیگل که از معروف ترین و معتبرترین نشریات آلمانی است مقاله ای چهار صفحه ای درباره فرقه تروریستی رجوی درج نمود. این مقاله نشان داد که شرایط بر علیه فرقه چرخیده است و حتی غربی ها هم که تا حد ممکن از این فرقه پوسیده در بازی های سیاسی علیه ایران دل نمی کندند حالا به این نتیجه رسیده اند که این فرقه دیگر به پایان خط رسیده و نباید با سرمایه گذاری روی آن مایه آبرویزی بیشتر گردد.
از سوی دیگر واکنش فرقه به این مقاله نیز درخور توجه بود. رجوی ها در حالی که به خوبی مفهوم این حرکت اشپیگل را درک می کردند از موضع ضعف شروع به حمله و متهم کردن این نشریه به مزدوری برای ایران کردند!!! و به این ترتیب بار دیگر روشن نمودند که آنها هیچ صدای مخالفی را نه تنها بر نمی تابند بلکه با تمام وجود به توهین و سرکوب علیه آن اقدام خواهند کرد و علیرغم ژست ها و شعارهای فریبنده هیچ بویی از دمکراسی نبرده و پیرو این شعار رجوی هستند که: هر که با ما نیست دشمن ماست.
اتفاق چهارم: دریافت یک توسری محکم از آمریکا
اوایل اسفند ماه و کمتر از یک هفته پس از پوچ بودن اولتیماتوم رجوی و جان بولتن برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی در چهل سالگی آن!!! خبرگزای های مختلف آمریکا منجمله «صدای آمریکا» و «رادیو فردا» تیتر زدند که: “پروژه ققنوس؛ طرح رضا پهلوی برای «بازسازی ایران» کلید خورد”
این جمله آن هم در شرایطی که دستگاه تبلیغاتی فرقه چهار نعل برای آن که آمریکایی ها آنها را ذره ای تحویل بگیرند، به تبلیغ علیه نیم پهلوی پرداخته و خود را تنها آلترناتیو و جانشین جمهوری اسلامی معرفی می کرد، این پیام را به رجوی های در گل مانده داد که حتی جنگ طلبان آمریکایی و صهیونیست های کودک کش هم به این نتیجه رسیده اند که دوران بازی دادن به رجوی ها به انتهای خود رسیده و ارزش آنها در حد یک دستمال چندبار مصرف است. این حرکت از سوی آمریکایی ها در واقع اعلام غیر رسمی «مرگ تدریجی یک رویای شیطانی» برای رجوی ها بود.
نتیجه آن که ورشکستگی و در گِل ماندگی از هر طرف فرقه تروریستی رجوی را احاطه کرده و روند فروپاشی آن را تسریع نموده است و نوید این را دارد که روز فروپاشی کامل این فرقه ضد انسانی خیلی نزدیک است. به امید به هر چه زودتر فرارسیدن آن روز.
صالحی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.