شورای ملی مقاومت محملی برای شانه خالی کردن از پرسشگری جامعه – قسمت دوم

مجموع وقایع و رویدادهای سیاسی که در فاصله بهمن ۱۳۵۷ تا خرداد ۱۳۶۰ در جامعه ایران شکل گرفت، زمینه های تشکیل «شورای ملی مقاومت» توسط مسعود رجوی با یاری ابوالحسن بنی صدر در ۳۰ تیرماه ۱۳۶۰ را موجب شد. این طرح در سال ۱۹۸۱ به منظور تجمیع اپوزیسیون و اتحاد عمل بین آنها و با فریب بنی صدر در دستور کار مجاهدین قرار گرفت. در ابتدا، بسیاری از سازمان ها، احزاب و اشخاص از آن استقبال کردند. بنی صدر، اولین رییس جمهور ایران بعد از انقلاب و حزب دموکرات کردستان ایران دو ستون اصلی شورای ملی مقاومت بعد از مجاهدین خلق محسوب می شدند و در ظاهر یک ائتلاف ملی به نمایش گذاشته شده بود. اما در لیست فعلی نام هیچ یک از اعضا و احزاب اولیه آن به چشم نمی خورد. بعبارتی شورای ملی مقامت اکنون یک پروژه سوخته است که فرقه، منافقانه از نام آن بهره برداری سیاسی و تشکیلاتی می کند اما شهامت ندارد به شکست آن اذعان نماید. اعضا این شورا با گذشت زمان و مشخص شدن ماهیت مذبوحانه و خیانت آمیز رجوی  هر کدام  در مقاطعی و به دلایلی روشن استعفا دادند و یا با دیدگاه متکبرانه رجوی اخراج شدند. بنی صدر در ۴ فروردین ۱۳۶۲ رسماً جدایی اش را از شورا اعلام کرد.

قدرت طلبی و تلاش های رجوی برای تسلط کامل و دائمی بر شورا باعث شروع اعتراضات سایر اعضای شورا گردید. در ابتدا «حزب دموکرات کردستان» و بعد شخصیت های پیوسته به شورا جدایی خود را اعلام نمودند. جدایی افرادی نظیر ابوالحسن بنی صدر، منصور بیات، ممکن، علیرضا نوری، مهدی خان بابا تهرانی، بابک امیر خسروی، متین دفتری و همسرش مریم متین دفتری و جبهه دموکراتیک ملی، محمد رضا روحانی، دکتر کریم قصیم، و بیش از ۳۰ تن دیگر که روزی موجب اعتبار و تضمین شورا بودند دلیل محکمی  بر آغاز  فروپاشی و انحطاط شورای ضد دموکراتیک فرقه رجوی بود.

حالا غریب به ۴ دهه از تشکیل شورا گذشته و از آن جز” نام شورا ” دیگر چیزی باقی نمانده و سازمان ناگزیر با انتقال پیر و پاتال های رو به موت خود از زندانهای درون تشکیلاتی و برقراری مستمری های حاصل از جاسوسی برای سیا، موساد و عربستانی برای آنها و یک دست کردن شورا و اعمال روابط  غیر دمکراتیک خود باعث شده تا آن افراد به نوعی ادعای مستقل بودن داشته باشند و با ترفندهای تزریقی فرقه به درون شورا، مجسمه های شورا برای فریب افکار عمومی گاهی ساز مخالفت و  نظر منتقدانه ای هم سر می دهند.

همانطور که در توضیحات از سر استیصال بلندگوهای فرقه آشکار است، رهبران فرقه سالهاست که دیگر نامی از «سازمان مجاهدین خلق» بر زبان نمی آورند و غالباً از واژه  “شورای ملی مقاومت” و یا از کلمه «مقاومت» اسم می برند، که در واقع نام مستعاری است برای ادامه حیات ننگین فرقه. بعبارتی بصورت تدریجی و خزنده دارند اعلام می کنند که «شورای مقاومت» دیگر وجود خارجی ندارد!!!! زیرا اگر چنین ادعای داشته باشند ناگزیرند  نام اعضا و تشکیل دهندگان و اعضای شورای رهبری را نیز اعلام کنند. درست به همین جهت است که مریم قجر تنها رئیس جمهوری است که مادام العمر می باشد.

با این وصف تنها یک موضوع ناگفته باقی می ماند که فرقه از اعلان علنی آن شرم دارد و آن ” انحلال سازمان  مجاهدین خلق ایران است ” که تحت نام «مقاومت ایران » و بدون حضور مسعود رجوی اعلام موجودیت کرده است و این یعنی  پایان بیش از نیم قرن حیات «سازمان مجاهدین خلق.»

کارکرد شورای ملی مقاومت برای فرقه رجوی در حال حاضر در حد یک ارگان پوششی است و تلاش دارند آنرا یک ارگان فراگیر ملی برای افکار عمومی معرفی کنند و وانمود کنند که از اقشار و تفکرات مختلف تشکیل شده است تا خود را در مجامع بین المللی  نماینده تمامی تفکرات موجود در ایران جلوه دهند .

 با وضعیت پیش آمده فرقه قصد داشت به سفارش اربابان این متد تغییرات را در نمایشی علنی اطلاع رسانی کنند. کنفرانس ورشو با این پیش زمینه طراحی شد تا “تولد مقاومت” ایران اعلان جهانی شود اما این نوزاد ناقص الخلقه به دنیا نیامده سقط شد.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.