نوه ها سراغ پدربزرگشان را می گیرند

قسمتی از مصاحبه با خانم بهجت صدیقی همسر آقای رحیم گیوکان (متولد 1323 – اسیر در فرقه رجوی در آلبانی)
من بهجت صدیقی هستم، سال 1345 با آقای رحیم گیوکان ازدواج نمودم. آقا رحیم تکنسین هواپیما بود. خداوند به ما دو دختر (مژگان و لیلا) و دو پسر (مهران و محسن) داد. آقا رحیم در جریان انقلاب اسلامی بسیار فعال بود و شبانه روز برای پیروزی انقلاب اسلامی تلاش می کرد. او عضو کمیته انقلاب اسلامی و فعال انقلابی بود.

خانم صدیقی و دو دخترشان

در محل سکونت ما افرادی بودند که به سازمان مجاهدین خلق وابستگی داشتند. همسرم در جلسات آنان شرکت کرد و همین زمینه ی پیوستن او به سازمان مجاهدین خلق گردید و هوادار سازمان شد. همسرم سال 1360 خانواده را ترک کرد و به سازمان پیوست، اول به پاکستان و سپس به عراق رفت و بعد از آن هیچ خبری از او نداشتیم تا اینکه طبق خبرهای رسیده از جداشدگان، رحیم در آلبانی می باشد و حالش خوب است ولی امکان ارتباط وجود ندارد.
پیام خانم صدیقی به آقای رحیم گیوکان: “بچه ها همه بزرگ شده و تشکیل خانواده داده اند. من بدون هیچ درآمدی و با دست خالی وظیفه ی مادری خودم را به خوبی انجام دادم و بچه ها را بزرگ کردم و برای آنها پدر هم بودم. من سال هاست که چشم انتظارت می باشم و آرزویم بازگشت توست. هفت تا نوه داریم، نوه هایمان سراغ پدربزرگشان را می گیرند و تنها یک عکس قدیمی از تو دارند. آنها می گویند بابا بزرگ بیا ما منتظرت هستیم. “

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.