تحت چه شرایطی رجوی را درصورت زنده بودن علنی خواهند کرد – قسمت دوم

فرقه رجوی بدلیل اینکه همیشه سعی کرده بر بحرانها اتکا وموج سواری کند با بروز هراتفاق و حادثه طبیعی و غیرطبیعی درصدد بهره برداری از آن در راستای سرپوش گذاشتن بر بحران های درون تشکیلاتی است. اگر یادتان باشد رجوی در جریان یکی از نشست ها درپادگان اشرف وقتی در رابطه با تجاوز عراق به خاک کویت صحبت کرد گفت: “تغاری بشکند ماستی بریزد.جهان گردد به کام ما کاسه لیسان “.
این یکی از هنرها یا بهتر بگویم شیادی های خاص رجوی است. اوتلاش میکند که بحران های درون تشکیلاتی را مصادره و تماما به بیرون ربط دهد ولی اوضاع دردرون فرقه به حدی بحرانی است وموج مسئله داری اعضا به حدی شدت یافته که دیگر این ترفندهای شیادانه نمی تواند پاسخ گو و مسئله حل کن باشد. فرقه رجوی و مشخصا شخص مریم رجوی درطی دوسال اخیر بخصوص سرفصل دیماه و فروردین 97 و98 بارها تاکید کرده اند که بحران سرتاپای رژیم را گرفته و در بیش از 150 شهر درگیری وجود دارد. درچنین شرایطی و در پاسخ به این ادعا آیا اعضای نگون بخت نخواهند پرسید اگر شرایط قیام وسرنگونی فرا رسیده و کانون های شورشی مشغول سازماندهی مردم معترض هستند پس مسعود که باید مردم معترض وخواهان سرنگونی را رهبری کند کجاست؟ اگر شرایط جامعه ایران بلحاظ سیاسی اینقدر بهم ریخته است مگر نباید رهبر درصحنه حاضرباشد؟
پس این چه رهبری است که درشرایطی که بقول سران فرقه کشور در آستانه قیام و امر سرنگونی است رهبرش هنوز مخفی واز دادن حتی یک پیام صوتی به نیروهایش خودداری می کند؟ این تناقض وابهام بزرگ اعضا است یا تحلیل فرقه غلط وسرفصل دروغ است یا رجوی وجود ندارد.پیام چت و نوشتداری رجوی درمرحله سرنگونی چه مسئله ای از فرقه حل می کند؟ اینها سوالاتی است که بارها در طی روز در اذهان نیروها مرور و یا از سرکردگان پرسیده میشود.مریم رجوی چون پاسخ مشخصی به این تناقضات نیروها ندارد واز طرف دیگر روضه خونی های خودش هم دیگر تکراری وخسته کننده وغیرقابل باور شده! مجبور است هرچند یکبار مترسکی بنام مسعود را علنی کند تاشاید بتواند کورسوی امیدی در باور اعضا ایجاد کند.
فرقه رجوی از ابتدای معرفی مریم بعنوان مسئول اول تلاش کرد اورا جایگزین مسعود درغیبت و یا مرگ اونماید ولی هیچگاه اعضا اورا باور نداشتند و در طی تمامی این سالیان او فقط توانست نقش عروسک سخنگو ودست آموز را ایفا کند.همینکه هرچند وقت یکبار وبدنبال هرتنش وبحران تشکیلاتی مسعود را نبش قبرکرده ودرصحنه حاضر می کنند خود به بهترین وجه اثبات می کنند فرقه مجاهدین با مریم به بن بست خورده است ودیگر اوبه تنهایی پاسخگوی تناقضات ذهنی ومسئله داری اعضا نیست. ولی این شیوه یعنی حاضرکردن مقطعی رجوی وپیام های او تاکی می تواند سرپوشی برای فریب اعضا وحفظ موجودیت لرزان فرقه باشد؟! بهرحال باید نقطه عطفی برای پایان این داستان باشد.آیا اصولا فرقه مجاهدین خلق می تواند مسعودرجوی را بعداز سالیان درانظارعمومی علنی کند؟ حضور رجوی چه پیامدهای سیاسی وتشکیلاتی برای انها خواهد داشت؟ واصولا چرا وبه چه دلیل رجوی از انظارعموم ونیروها سالیان مخفی شد؟ فکر میکنم پاسخ به این سوالات می تواند روشنگر خیلی از مسائل باشد که اجازه بدهید درمصاحبه بعدی به آن بپردازیم …….
ادامه دارد
علی اکرامی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.