هدفی که این روزها مجاهدین برای خود تعریف کرده اند

مجاهدین با توجه به شرایط موجود اقتصادی در کشور و فشارهای خارجی ناشی از تحریم و تهدید های اقتصادی و نظامی غرب (ایالات متحده آمریکا)، در راستای تقابل جویی ها با نظام اسلامی در حال پوست اندازی هستند؛ در واقع اگر به وب سایت آنها و اظهارات و یاداداشت های موجود در این وب سایت نظری بیافکنیم، خواهیم دید که دشمنی ها، حتی فراخوان ها و اخبارپراکنی های کذب از وضعیت موجود در کشور توسط آنها که در حال پردازش های لحظه ای است عریان تر و بی محابانه تر شده است. شاید از خود بپرسید که دلیل اصلی و بنیادین از این تغییر رویه رسانه ای از سوی تشکیلات رجوی چیست؟ اولین عامل و در دسترس ترین برای پاسخ به این پرسش این خواهد بود که به زعم رهبران فرقه رجوی، نظام سیاسی ایران به واسطه شرایط موجود اقتصادی و تهدیدات واشنگتن و گمانه زنی های عمومی از حمله نظامی احتمالی به ایران، با چالشی بس فراگیر از حمله آمریکایی و نارضایتی های اجتماعی مواجه شده است و آنها با تکیه و تأکید بر این مستندات توهمی و خودساخته از وضعیت موجود در داخل کشور و حضور ناوهای ایالات متحده آمریکا در آب های خلیج فارس، این عوامل را به عنوان زمینه های فاکتوری از پروژه تغییر نظام سیاسی در ایران در نظر گرفته اند.
از این رو است که با کوبیدن بر طبل دشمنی ها و نواختن کرنای سقوط و به راه اندازی کارناوال های (شادی پیمایی های) رسانه ای، چشم اندازهای آینده سیاسی قدرت را برای خود ترسیم کرده اند. در واقع با مطرح سازی ادعای برپایی نظام دموکراتیک، بدیل جایگزین قدرت در عرصه سیاستِ ایران را در قامت تشکیلات خود تداعی کرده اند.
واقعیت امر این است که نظام فکری و دستگاه تصمیم گیری در شورای به اصطلاح مقاومت با ریاست مریم رجوی و کادر رهبری سازمان مجاهدین خلق به عنوان پیش قراولان و نیروی اصلی شورای به اصطلاح مقاومت، با اتخاذ روند شعارگونهِ آغاز سقوط به دنبال چند هدف حیاتی هستند.
اول اینکه با این روش می خواهند دامنه نفوذ در بدنه اجتماعی جامعه ایران را برای خود فراهم نمایند و از حیث روانی خود را در خودآگاه و ناخودآگاه تفکر اجتماعی به عنوان قدرت آتی جا بیندازند؛ دوم اینکه از این طریق می خواهند با گمراه سازی افکار عمومی و تزریق التهابات به جامعه فضای داخل را متشنج کنند تا به اهداف سیاستگذاری خود که بر پایه تبلیغات دروغ سامان یافته است دست یابند. سوم اینکه آنها با این رویه و رویکرد درصدد حصول به این امر هستند تا به بدیل سازی از خود و سازمانشان در نزد اذهان عمومی، خود را بر آنها قبولانده و در نهایت تحمیل کنند.
از سوی دیگر اینکه از جمله عواملی که موجب شده است تا گروه رجوی اینگونه متهورانه تر و با ساز و کاری به مراتب متأمل گرانه تر به میدان کارزار ستیزه جویی با نظام اسلامی وارد شود، اذعان سازمانی رهبران این تشکیلات به جایگاه آنها در میان عموم مردم در وسعت جغرافیای ایران اسلامی است. در واقع آنها با وقوف به این موضوع که در نزد اکثریت قریب به اتفاق جامعه یک تنفر تاریخی از آنها وجود دارد پس با سیاست فریب در شرایط فعلی تلاش دارند تا با گام بسوی برجسته سازی اهدافشان با نام های پر طمطراق سیاسی – اجتماعی، دموکراسی و آزادی و … بردارند.
بنابراین مواردی از قبیل فریب اجتماعی، احیاء جایگاه سازمانی تشکیلات، امحاء تاریخ سراسر خشونت و خیانت، بدیل سازی از خود به عنوان یک جایگزین گفتمانی، استفاده از واژگان های مطلوب جامعه برای خود مانند تشیع انقلابی! از جنس اعتقادی – باوری مجاهدین و … به واسطه ابزار رسانه ای، از جمله نشانه هایی است که بر این موضوع دلالت دارد که رجوی ها نسبت به گذشته در ارتباط با تقابل جویی با نظام اسلامی بی محاباتر شده اند؛ چرا که بنظر می رسد این بار تشکیلات رجوی با ابزار گفتمان سازی و با رویکرد گفتمانی وارد شده اند. و این اعتماد به گزاره گفتمانی است که جسارت و تهور را برای تقابل جویی هدفمندتر به آنها بخشیده است.
بهر رو بنا بر آنچه در این یادداشت بدان اشاره شد و از نگاه مخاطب گذشت، باید هوشیار و بیدار بود؛ این آگاه مندی از اهداف و برنامه های جریان نفاق بر عموم جایز است؛ اما بر متولیان امر و نهادها و سازمان های ذیربط واجب است راهکاری تقابلی را با عنایت ضرورت ها و نیازها یا طراحی کنند و یا با تغییر موردی برنامه های موجود از حوزه های مورد هدف فرقه رجوی که سیبل هستند صیانت و حفاظت امنیتی – سیاسی و فرهنگی بعمل آورند.
دکتر مصطفی مطهری

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.