وعده سرنگونی، شعاری برای فریب نیروها در فرقه رجوی

می گویند در یک آبادی حکیم قلابی ای بود که خوب شدن بیمار با داروی او بر حسب اتفاق بود و اگر بیمار بر اثر داروی تجویزی او بدتر می شد بر بالین بیمار رفته و یک بهانه ای پیدا می کرد تا بگوید که بیمار آنچه او گفته را رعایت نکرده و اشکالی در کار او نیست. مثلا با دیدن پوست پرتقال می گفت بیمار پرتقال خورده و بدتر شده یا با دیدن پوست تخمه می گفت بیمار تخمه خورده و بدتر شده و… یکبار بعد از آنکه برای بیماری دارو تجویز کرد، بیمار حالش به شدت بد شد و خانواده بیمار فرستادند دنبال حکیم تا بر بالین بیمار بیاید. حکیم بعد از حضور بر بالین بیمار و دیدن وضعیت بد او بدنبال بهانه گشت و شروع کرد به نگاه در دور و بر تخت بیمار و چون علائمی همچون پوست پرتقال یا میوه و غیره ندید، مانده بود چه بگوید که ناگهان چمشش به پالان خری افتاد که در کنار بالین بیمار بود، حکیم ناگهان فریاد زد مگر نگفتم بجز آنچه که من تجویز می کنم بیمار چیز دیگری نخورد. اطرافیان بیمار متعجب به حکیم و بیمار نگاه کرده و گفتند که بیمار چیزی غیر از تجویز حکیم نخورده. حکیم گفت چرا خورده، مگر نمی بینید، آن پالان خر نشان می دهد که بیمار خر خورده است!
یکی از ترفندهای مورد استفاده رجوی ها برای بزرگ جلوه دادن خود و روحیه دادن به نیروها یشان استفاده از وعده سرنگونی است. حکایت رجوی ها هم مانند این حکیم قلابی است که هر از چند گاهی ادعا می کند که حکومت ایران دارد سرنگون می شود و وقتی بعد از مدتی چنین نشد، یک بهانه ای پیدا می کند. یک روز می گوید، چون عراق به کویت رفته نشد، روز دیگر می‌گوید چون آمریکا با عراق درگیر شده نشد و…
یکی از ترفندهای مورد استفاده رجوی ها برای بزرگ جلوه دادن خود و روحیه دادن به نیروها یشان استفاده از وعده سرنگونی است. از بدو شروع جنگ مسلحانه آنها چنین روندی را با نیروهایشان در پیش گرفتند و علی رقم اینکه هیچ یک از این وعده ها به واقعیت نیز نزدیک نشد، بدون پاسخ دادن به دیگران از این بابت و بدون اینکه مسئولیتی برای وعده های دروغ شان تقبل کنند، در هر مرحله متناسب با شرایط، بار دیگر این وعده را در شکل و ظاهری دیگر تکرار می کنند و تا امروز نیز به این بازی کثیف ادامه داده اند. وعده هایی که بعضا برای بیان آن هیچ استدلالی هم اعلام نمی‌شود و بیشتر کاربرد داخلی داشته و برای فریب نیروها می باشد.
در اینجا بصورت محوری به برخی از این دعاوی اشاره می کنیم:
– بعد از شروع نبرد مسلحانه از طرف سازمان، فضا این بود که تا پایان سال 60 حکومت ایران سرنگون خواهد شد. رجوی بعد ها گفت این فضا از طرف هواداران ایجاد شده بود و ما هم نخواستیم روحیه آنها را خراب کنیم. ولی این حرف تشکیلات نبود.
– در سال 60 استرتژی جنگ مسلحانه شهری کوتاه مدت اعلام شد و گفته شد که کوتاه مدت بین 2 تا 5 است به این معنا که حکومت ایران ظرف 2 تا 5 سال از شروع جنگ مسلحانه سرنگون خواهد شد . اما خبری از آن نشد.
– در سال 64 بعد از بحث های مقدماتی تشکیل باصطلاح ارتش آزادیبخش، رجوی گفت که دکل سرنگونی دیده شده است.اما بعد از 24 سال خبری از آن نشد
– در بهار سال 67 سازمان شعار «امروز مهران فردا تهران را مطرح کرد»، به این معنا که عملیات بعدی سازمان برای فتح تهران خواهد بود. اما بعد از گذشت 21 سال هنوز تهران فتح نشد.
– بعد از پذیرفتن آتش بس از سوی ایران، رجوی این کار را به خوردن «جام زهر» تشبیه کرد که به زودی حکومت ایران را از پا می اندارد. اما هنوز این حکومت از پا نیافتاد.
– در مرداد 67 رجوی دستور انجام عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) را به منظور فتح شهر تهران صادر کرد. اما بعد از 21 سال ارتش رجوی خلع سلاح و منهدم شد ولی هنوز تهران در دست جمهوری اسلامی است.
– چند روز قبل از انجام عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) در یک نشست عمومی که در سالن قرارگاه اشرف برگزار گردید، رجوی گفت اگر ما در این عملیات شکست هم بخوریم، حکومت ایران بدلیل پذیرش آتش بس و جام زهری که خورده است تا عید هم دوام نخواهد آورد . اما دهها عید دیگر هم گذشت ولی حکومت ایران تغییر نکرد.
– در سال 76 و بعد از انتخاب آقای خاتمی بعنوان رئیس جمهور در ایران، رجوی گفت این جام زهری برای رژیم ایران است و آنرا از پای خواهد انداخت. اما یا زهر هنوز که هنوز است عمل نکرد.
– در اواخر سال 77 رجوی در یک نشست عمومی در قرارگاه اشرف گفت که خاتمی جام زهر حکومت ایران است و این حکومت حداکثر تا دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری (بهار سال 1380) تعیین تکلیف خواهد شد. او می گفت دو راه پیش روی حکومت ایران است، یا استحاله بشود که چون ظرفیتش را ندارد این امکان پذیر نیست و یا آقای خامنه ای جناح دیگر را حذف می کند (رجوی مدعی بود که در این راه لاجرم آقای خاتمی را تا قبل از انتخابات بعدی ریاست جمهوری از نظر فیزیکی حذف خواهند کرد) و در انتخابات ریاست جمهوری سال 80 کسی از جناح آقای خامنه ای را انتخاب خواهند کرد و در نتیجه ایران به سمت جنگ با عراق رفته و راه ما برای عملیات با ایران باز شده و حکومت ایران را سرنگون خواهیم کرد. البته در انتخابات سال 80 آقای خاتمی مجددا بعنوان رئیس جمهور انتخاب شد و رجوی هم چون دید درون تشکیلات همه افراد مسئله دار شدند با برپایی نشست هایی بنام «طعمه» که یکی از مخوف ترین نوع نشست های برگزار شده از طرف رجوی بود از همه نسق کشید. (شرح آنچه رجوی در این نشست ها با افرادش انجام داد بسیار مبسوط است و در این نوشتار وارد آن نمی شویم)
– بعد از عملیات 11 سپتامبر در آمریکا، رجوی یک نشست عمومی در قرارگاه بدیع (در اطراف بغداد) برگزار کرد. به همه گفته شد که اجازه ندارند با خود کاغذ و قلم به نشست بیاورند و در هنگام ورود افراد به سالن نشست، علاوه بر بازرسی بدنی افراد برای مسائل حفاظتی رجوی ها، افراد را از بابت نداشتن کاغد و قلم نیز چک می‌کردند. در آن نشست، رجوی تحلیل کرد با توجه به عملیات 11 سپتامبر همه چیز در سیاست آمریکا تغییر خواهد کرد و به اصطلاح خودش فلش آمریکا چرخیده و از روی عراق به روی ایران خواهد رفت و آمریکا روی ایران متمرکز شده و نهایتا با ایران درگیر می شود و این راه سرنگونی حکومت ایران را ساده می کند. بر خلاف تحلیل رجوی آمریکا نه تنها فلش اش را از روی عراق برنداشت بلکه تا سرنگونی حکومت عراق و اربابش صدام نیز پیش رفت.
– از سال 76 به بعد رجوی مستمرا می گفت که حکومت ایران وارد مرحله پایانی و مرحله سرنگون شده است که در این رابطه به برخی از نکات درج شده در نشریه مجاهد اشاره می کنیم
– شماره 488 تاریخ 6 / 2 / 1379
سرمقاله با عنوان «تکان های مرحله سرنگونی»
در درون مقاله آمده «مسلم این است که گردابی هولناک در برابر تمامیت حکومت آخوندی دهان گشوده که رژیم از فرو رفتن به کام آن گریزی ندارد……..قبل از هر چیز تکان های سراشیب سرنگونی رژیم محتضر آخوندی را بازتاب می کند»
شماره 485 تاریخ 16 / 1 / 1379
بخشی از سخنان مسعود رجوی در یکی از قرارگاه های سازمان«…. سال ظهور علائم سرنگونی و اثبات مرحله پایانی و…… »
شماره 540 تاریخ 30 / 12 / 1379
بخشی از پیام نوروزی مسعود رجوی «…. راستی که واضح تر از این نمی شد واقعیت مرحله پایانی، بحران حاد درونی و…. را به نمایش گذاشت… »
و معلوم نشد این چه مرحله پایانی است که هنوز بعد از گذشت این همه سال به پایان نرسیده است.
– در تاریخ 26 تیر 1388 مسعود رجوی پیامی گفت «…. رژیم ولایت در سراشیب سقوط افتاده و مرحله سرنگونی بالفعل استارت خورده است……»
– و سرانجام در آخرین موضعگیری در تاریخ 8 دی 1388 مریم رجوی مدعی شد که حکومت ایران تا 12 ماه دیگر سرنگون خواهد شد.
به نظر می رسد که رجوی این حرف ملا نصرالدین را خوب به گوش سپرده که «حرف مرد یکی است» و تا عمر دارد این حرفش را عوض نخواهد کرد. بنابراین اگر هر وقت از او بپرسید وضعیت حکومت ایران چگونه است؟ خواهد گفت « در مرحله سرنگونی و پایانی قرار دارد.»

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.