گفتگوی اعضای جدا شده مجاهدین در باره ی ترفندهای سران مجاهدین – قسمت چهارم

آرش رضایی: با توجه به اشاره ای که خانم مرضیه قرصی در مورد استناد مژگان پارسایی در باره ی کنوانسیون چهارم ژنو کردند و اینکه خانم قرصی تاکید کردند این موضوع صرفا بهانه ای بود و امریکائیها در واقع بازی دو گانه ای را جهت فشار بر ایران شروع کردند. حال به خوبی واقف هستیم با در نظر گرفتن مواضع مردم و دولت عراق حضور مجاهدین در اشرف قانونی نیست و این یک امر بدیهی است. قادر رحمانی: ببینید با توجه به توضیحاتی که خانم مرضیه قرصی دادند در رابطه با کنوانسیون ژنو و استناد مژگان پارسایی به آن و اینکه دولت عراق نمی تواند مجاهدین را از عراق اخراج کند این موضع مژگان پارسایی و سران مجاهدین زمانی صحت دارد و قابل پذیرش است که دقت کنیم بحث کنوانسیون چهارم ژنو در رابطه با جمعی مسلح نیست و به افراد و شهروندانی اشاره دارد که غیر مسلح هستند و از سوابق تروریستی هم برخوردار نمی باشند. یعنی موضوع بحث کنوانسیون ژنو در راستای حمایت از عده ای تروریست خشن نیست تا آنان را در یک محل مشخص تحت حمایت قرار دهند یا فرقه ای خشن که معتقد به جنگ مسلحانه و خشونت است مصداق قوانینی بین المللی برای حمایت باشد. کنوانسیون چهارم ژنو اختصاص دارد به شهروندان غیر نظامی و عادی در حالی که رهبران مجاهدین اصرار دارند تا تشکیلات خود را که سالها سوابق عملیات مسلحانه بر علیه شهروندان دو ملت ایران و عراق داشت تحت ساپورت قوانین بین المللی قرار دهند به نظرم دولت عراق به درستی طبق قوانین داخلی و بین المللی به خروج مجاهدین از خاک آن کشور تاکید دارد و منطبق با شیوه های قانونی سعی دارد خواسته ی به حق خویش را محقق سازد یعنی از طریق کمیساریای سازمان ملل متحد (یوان) و یا از کانال صلیب سرخ جهانی موضوع اخراج مجاهدین را از خاک عراق پیگیری می کند. اما پشت این ماجرا چه چیزی نهفته است که سران مجاهدین بدان دلبسته اند؟ یعنی رهبران مجاهدین به چه چیزی اینقدر مطمئن هستند و اصرار دارند از خاک عراق خارج نمی شوند و ظاهرا تا حال موفق بودند البته امید رهبران مجاهدین نیز طبق شواهد و تحولاتی که در حال روی دادن است بتدریج کمرنگ می شود اما صحبت من این است اگر سازمان مجبور شود نیروهایش را از عراق خارج کند نهایتش این است که رهبران سازمان می گویند اینجا یعنی در عراق پول خرج کردیم قرارگاه درست کردیم و سعی خواهند کرد خسارت از عراق بگیرند به نظرم امری قانونی نیست. اما سوال این است چرا سازمان اصرار عجیبی دارد اشرف را حفظ کند؟
غلامرضا شیردم: اصرار رهبران سازمان به خاطر این است که " بود و نبود " سازمان در حفظ اشرف تعریف می شود رجوی خوب می داند اگر نیروهایش از اشرف خارج شوند سازمانش نابود می شود چون بیشتر افراد سازمان در فضای آزاد از سازمان خواهند برید.
مرضیه قرصی: با آقای شیردم موافقم. تحلیل من از وضعیت نیروهای زن مستقر در اشرف که سالها با آنها زندگی کرده ام و شناخت خوبی از روحیات و علائق آنان دارم این است در صورت خروج نیروهای زن از اشرف و زندانی که در واقع در آن بسر می برند و تحت کنترل شدید سازمان قرار دارند، بیشتر خانم ها از مجاهدین جدا خواهند شد و دنبال زندگی عادی خواهند رفت.
غلامرضا شیردم: بود و نبود سازمان محدود شده به حفظ اشرف و بدون قرارگاه اشرف گروهی به نام مجاهدین وجود نخواهد داشت.
مرضیه قرصی: در حقیقت اگر بچه ها از اشرف خارج شوند و از حصارهای تنگ و سختی که مریم و مسعود برای افراد درست کرده اند بیروم بیایند به اروپا بروند یا هر جایی که دوست دارند مطمئنم کسی مسعود و مریم را همراهی نخواهد کرد.
قادر رحمانی: کاملا موافقم
مرضیه قرصی: به خاطر همین موضوع رهبری سازمان اصرار دارد افراد تحت هر شرایطی در اشرف بمانند تا نیروها پراکنده نشوند و ریزش نکنند.
غلامرضا شیردم: یادم است در این اواخر مسئولین اشرف در نشست های جمعی تاکید می کردند که بود و نبود ما همین اشرف است یعنی رفتن و خارج شدن از اشرف و عراق یعنی متلاشی شدن سازمان و از این بابت خیلی ترس داشتند و نگران بودند.
قادر رحمانی: متلاشی شدن سازمان پس از خروج از اشرف حتمی است رهبران مجاهدین که اخیرا تبلیغات زیادی می کنند و در سیمای آزادی و یا سایت های اینترنتی وابسته به خودشان ادعا دارند در ایران هوادار زیادی دارند و هواداران آنان هستند در ایران اغتشاش می کنند و شما هم دیدید که با ترفند های رایانه ای با استفاده از فتو شاپ و… برنامه های تصویری غیر واقعی درست می کنند تا وانمود کنند که در ایران هوادار دارند در حقیقت نوعی حالت انفعالی و بن بستی است که در آن افتاده اند به ناچار متوسل به دروغ شده و با بکارگیری ترفندهای خاص تبلیغ می کنند. ما جدا شدگان مجاهدین هم اکنون شاهدیم و سندهای زنده ای در ایران هستیم که سازمان در میان ملت ایران مرده است ما از روی کنجکاوی هم که شده خیلی حساس بودیم در اکثر شهر های ایران به خاطر مشغله ی کاری و یا تفریح می گردیم و به روشنی می بینیم مجاهدین در ایران مورد نفرت مردم هستند به دلیل اتحاد با رژیم صدام و کشتار و ترور شهروندان و سربازان ایرانی. من با افراد زیادی در شهرهای مختلف صحبت کردم بعضی ها اصلا مجاهدین را نمی شناسند و یا اگر شناختی هم داشته باشند از آنان متنفرند.
غلامرضا شیردم: ملت اصلا اهمیتی به اینها نمی دهد حتی من ندیدم کسی در باره آنها صحبت کند یا احیانا سمپاتی به آنها داشته باشد.
ادامه دارد…
مکان گفتگو: دفتر انجمن نجات آذربایجانغربی
تنظیم از آرش رضایی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.