مرور

انجمن نجات مرکز قزوین

سلامی که شاید آخرین باشد

دختر خوبم سلام . معصومه ی پاکم سلامی که شاید آخرین باشد. در نامه ی قبلی عکسم را همراه با عکس خودت برایت فرستادم. امیدوارم که آنها را دیده باشی! معصومه جان بیش از ده بار با برادرت بهروز در بدترین و سخت ترین شرایط به اشرف و لیبرتی آمدم و پشت…

خدایا کبوترانمان را همت پرواز عطا کن

سفره هفت سین با هر بهار بهانه تو را دارد و کوچه و پس کوچه های دلمان با راز و نیازمقلب القلوب ، نشانی تو را می یابد در این گذشت سالهای بی بهار دلمان ، همه حسرت نگاهمان ناباورانه به پیچ کوچه مانده ، سالها را شماره می کنیم در رویش جوانه ها بر…

تو در آن شهر و در آن جمع غریبی

سلام بر معصومه معصوم ... سلامی از طرف مادر چشم انتظار و خواهران و برادرانت و سلامی اختصاصی از طرف خودم حال که مشغول نوشتن این نامه هستم چشمانم پر از اشک و بغض عجیبی که نشانه دلتنگی فراوان است راه گلویم را سد نموده، معصومه جان من می دانم…

نامه جمعی از خانواده‌های استان قزوین به رئیس جمهور آلبانی

رئیس جمهور محترم کشور آلبانی آقای ایلیر متا سلام و درود بر شما عالیجناب همانطور که مطلع هستید اکنون قریب به یک سال است که حدود 2000 نفر اعضای یک فرقه‌ی تروریستی موسوم به "مجاهدین خلق ایران" در کشور شما تحت پناهندگی کمیساریای عالی…

دل نوشته یک پدر به فرزندش حسین قهرمانی تحت اسارت فرقه ستیزه جوی رجوی درآلبانی

سلام دلبندم حسین جان امیدوارم حالت خوب بوده و سلامت باشی عزیزم وقتی خبر انتقالت را از اسارتگاه عراق به کشور آلبانی شنیدیم بسیار خوشحال شدیم امیدوارم بعد از سالها اسارت وحضور در آن تشکیلات دروغ پرداز وخیانت پیشه که جوانی وسلامتی وآینده ات…

تکرار نمایش خیمه شب بازی در ویلپنت پاریس

فرقه رجوی با جمع آوری افراد از ملیتهای مختلف که با وعده های حقیر سیاهی لشکر نمایش های تکراری اش می شوند سعی بر این دارد که به زعم خود با قدرت نمایی البته پوشالی اینطور وانمود کند که هنوز پا بر جاست و هنوز هوادار دارد

پیام تسلیت انجمن نجات استان قزوین به خانواده غلامی برمکوهی

با نهایت تالم و تاثر مطلع شدیم که پدر بزرگوار آقای خلیل غلامی برمکوهی که فرزندش علیرضا غلامی برمکوهی، اسیر فرقه ی ستیزه جوی رجوی می باشد بعد ازسالهاچشم انتظاری دارفانی را وداع و به دیار حق شتافت.

پیام تسلیت انجمن نجات استان قزوین به خانواده غلامی برمکوهی

با نهایت تالم و تاثر مطلع شدیم که پدر بزرگوار آقای خلیل غلامی برمکوهی که فرزندش علیرضا غلامی برمکوهی، اسیر فرقه ی ستیزه جوی رجوی می باشد بعد از سالها چشم انتظاری دار فانی را وداع و به دیار حق شتافت

ملاقات و گفتگوی صمیمانه با خانواده محمود ذوالقدری

در این هنگام مادر آقا محمود را می دیدم که آنجا نشسته وآرام وآرام اشک می ریخت وگاهی با لهجه ترکی مطالبی را برای پسرش یاد آوری می کرد که به من بگوید وهمان طور اشک می ریخت. گفت به محمودم بگو ماهمه منتظر او هستیم دیگه کافیه تا کی چشم انتظاری!…